ناناینای نای ناینانای نای اخ ببخشید😐😹💔🐄
با خستگی اخرین بسترو برداشتم.ا/ت:همینه؟خانم لی:اره عزیزم اینو ببری بیا و حقوقتو بگیر.به سمت موتور رفتم.راه افتادم که چشمم به یه مردی که خیلی برام اشنا بود افتاد...ج..جه..اون اون اون جه اونه ،دوست پسرم💔ولی چرا با یه دخترست ن..نکنه نه نه از موتور پیاده شدم و به سمتشون رفتم.جه اون:ا..ا/ت.یه سیلی بهش زدم و گفتچ:به من نگو ا/ت.این دختره کیه؟جه اون:ا/ت برات توضیح میدم دختره:جه اون تو هم بامن بودی هم با این؟و اونم یه سیلی دیگه بهش زد و رفت.نیشخندی زدم.گفتم:دیگه نمیخوام ببینمت.و همونجا ولش کردم.
سعی کردم جلو اشکامو بگیرم.و موفق شدم رسیدم به ادرس و بسترو تحویل دادم و برگشتم به سمت کافه.حقوقمو گرفتم و از خانم لی تشکر کردم و گفتم فردا میبینمتون.خانم لی:منم همینطور عزیزم💜به سمت خونه رفتم.دلم گرفته بود.چطور تونست بهم خیانت کنه؟💔منی که هم خوانوادمو از دست دادم فقط دوستام و برادرمو دارم؟یهو جیک پرید رو مبل و اومد بغلم .بغلش کردم حس خوبی بهم میداد یکم اروم شدم
رفتم اسکیت بردمو برداشتم لباس پوشیدمو هنذفری و گوشیمو برداشتم و راه افتادم وقتی رسیدم یه یه جای صاف پامو رو اسکیت گذاشتم اهنگو گذاشتم و راه افتادم.نسیمی که بهم برخورد میکرد رو دوس داشتم.حس خیلی خوبی گرفته بودم☁️یهو نینا رو دیدم(دوست صمیمی ا/ت)داد زدم:پارک نیناااااااااااااااا😐💔یهو نینا منو دید و گفت:کیم ا/تتتتتتتتتتتتت😐💔یهو با اسکیت برد دویدم و بهش رسیدم همو بغل کردیم.چشم هردومون یه اسکیت بردامون افتاد گفتم تو هم اسکیت بردتو اوردی؟نینا:اره بریم بازی؟☁️ا/ت:ارههههه💙راه افتادیم
ا/ت:نینا یه چیزی بهت بگم؟نینا:جونم بگو ا/ت تمام ماجرای امروزو تعریف کرد.نینا:هه اون لیاقت تورو نداشته که بهت خیانت کرده تو بیشتر از اینا لیاقت داری ا/ت:واقعا؟نینا:پس چی؟معلومه که اره🙂💜ا/ت راستی من یه فکری دارم🍓ا/ت: چه فکری؟نینا:نظرت چیه از این به بعد تویه خونه باهم زندگی کنیم؟ا/ت از فکر نینا تعجب کرد ا/ت:میخوامممممم نینا:واقعا؟هوراااااا🙂💙
(نینا توی هتل زندگی میکرد چون مامان و باباش تازه مرده بودن الانم خونه ای نداشت برا همین همچین فکری داد که ا/ت هم تنها نباشه🙂💙)به سمت هتل نینا حرکت کردیم.نینا وسایلشو برداشت و از هتل بیرون اومدیم و به سمت خونه من حرکت کردیم.اومدیم درسامونو نوشتیم .نینا:ا/تتتتتتتتت ا/ت بلهههههههههه نینا:گشنمهههههه ا/ت منمممممممممم نینا با ملایمت:خو الان همسایه ها میان اعتراض اروم بریم کیک بپزیم ؟ ا/ت:ارههه رفتیم کیکو اماده کردیم و گذاشتیم تو فر که یهووووووو.......
تمامید منتظر پارت بعد باشید😂🔪💙
الهی بیام خرمای سر قبرت رو بخش کنم الهی ....
استغفرالله اگه در عمق هیجان میگی تمام
ولی خدایی خیلی خوب بود
پارت بعد پیلیز
جعررر😐😹
تنکیو♡