5 سال پیش 8 اسلاید 642 مشاهده
اشتراک گذاری

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

از همین سازنده

تازه‌های دسته‌ی سرگرمی

نظرات بازدیدکنندگان (52)
  • توی نمایشگاه با کله افتادم تو کاسه آش

  • ناظم منو برد بالای سک و میکروفونو داد دستم شعر بخونم (فکر کن، سه تا کلاس اول بودن سه تا دوم سه تا سوم همه ی کلاسام ۳۲ نفر بودن که مجموعا به غیر از خودم میشدن ۲۸۷ نفر که داشتن منو میدیدن) وسطای شعر یهو گفتم صبر کنید اشتباه خوندم، همه ی کارکنان مدرسه +۲۸۷ نفر جر خوردن😂😐

    • جررررر😂😂😂💔💔منو بخاطر خنديدن به این ببخش😔😂👋

    • عیب نداره فدای سرت😂💖

  • منم اشتب زدم ولی خانمم پیزی نگف حالا مهم نی خواستم بپاکم زدم حذف برای خود و تمامم😐💜

  • چ:به معلم گفتم مامان

  • چ: به معلم گفتم مامان ولی تاندوم و اینا بحث زنگ تفریح بود اصلاتاندوم چیه که میخواستی بگی ؟

    • به چیزی که استخوان و عضله رو بهم متصل میکنه میگن تاندون (فکر کنم اونجا اشتباه نوشتم یادم نیس تاندوم بود یا تاندون😐🤝) سر زنگ علوم اومدم درس جواب بدم اینجوری شد🚶‍♀️💔

    • تسلیت عرض میکنم
      من یه سوتی یام اومده اوفففف خیلی بد بود
      من مامانم معلمه ومن توی مدرسه مامانم بودم ابتدایی بعد من لب تاپم مییوردم ولی براسال ششم بامامانم کلاس نداشتم یه روز قراربودفیلم بزاریم لپ تاپ رو وصل کرده بودم به پروشکتور بعد یه عکس فان از رزی و جیمین توی لپتاپ بودکه همه از دم دیدن عکسرو ومنم تا اخر زنگ داشتم میمردم

    • گند زدی خواهرم😂🤝💔منم تسلیت عرض می کنم😂🤝

  • بهشت زهرا 😂😂😂😂😂😂😂 ج چ : یادم نیست اها یادم اومد ما جنگ شادی داشتیم یه پسر اورده بودن برای اهنگا و ... بعد من داشتم میخندیدم دیدم داره منو نگا میکنه بعد وقتی چشم تو چشم بودیم یکی از پشت دستشو زد تو سرم یعنی اب شدم بعد پسره خندید

  • ج،چ:عاقا کلا من منحرفم حالا اینا رو ولش داشتم یه شعری میخوندم تو کتاب بود نوشته بود زِ ایمان من اینو خوندم ز.ا.ی.م.ا.ن😶✌🏻
    یهو همه خنده کردن ینی نزدیک بود جر بخورن اصن یه وضعی

    • نمیری انقد خندیدم نفسم بند اومده😂😂💔💔خواب از سرم پرید کلا😂💔پشمای ایمان ریخت😐😂🤝

    • میگم ک😂😂😂😂
      ‌اصن یه وضعی بود😂🥲

    • بایدم کلاس بره رو هوا😂😂💔💔یکی منو جمع کنه😂😂😂😂💔💔💔

    • بچا بیاین به یاری هم اینو جم کنیم😂💪🏻

    • متاسفانه چسبیدم به زمین کاردک بیارید لطفا😐😂💔

  • سر زنگ علوم با دوستم رو برگه حرف میزدیم بعد معلم منو صدا کرد من اشتباهی جواب معلم رو روی برگه نوشتم فهشرو جای جواب گفتم

  • خدایا عجب سمی بود😂🦥عاشق سوتیت شدم😂💔اصن چرا بش میگن سوتی؟؟😐💔
    چ=زیادنಠ_ಠبنده سلطان سوتی در مواقع و مکانای مختلفم😐😐💔💔

  • به معلمم گفتم مامان😬😬😬😬😬😬

    • ایش ایش😐💔خودمم صدبار این سوتیو دادم😐😐💔💔😬😬

    • وای بد ترین اتفاق دنیاس یک بار‌که به معلم ادبیاتم گفتم مامان بعد گفتم ببخشید گفت عیبی نداره مامان صدام کنی😮😮😮😮😮😮😮 اصلاً پشمام فر خورد😮😮😮😮😂😂😂

    • اه اه چندشششش😬💔حتی تصورشم پشم ریزونه😐💔

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.