سلاااااام خیلی خوش اومدی به تست بنده . حتما حتما منو فالو کن و لایک و کامنت هم بزار و مطمعن باش یه ماجراجویی خفن با من داری . عاشقتونم 🖤
سلام بچه ها خوش اومدین به فن فیک من 🖐🙂
خب فن فیک من مربوط به دختری به اسم اوا که به دلایلی به کره رفته و با بی تی اس دیداری خواهد داشت و...🙂
داستان جذاب و هیجان انگیز و خوبیه از خوندنش پشیمون نمیشین . عاشقانه نیس ولی اگه دوست داشتین عاشقنش میکنم 🙂🤝
مثل همیشه نشسته بودم توی پارک و تکیه داده بودم به درخت و داشتم طراحی میکردم . اینجا تنها جایی بود که بهم ارامش میداد یه پارک درست پشت کمپانی بیگ هیت . از وقتی که از ایران به سئول فرستادنم بعد مدرسه میام اینجا و طراحی میکنم و اهنگ گوش میدم . من بی تی اس و خیلی دوست دارم ولی تا حالا نرفتم توی کممانی تا ببینمشون . چون فکر میکنم که من ارمی خوبی نیستم . من خودمو دوس ندارم و خودتو دوس داشتن اصلی ترین ویژگی یه ارمیه (این موضوع واقعیه من خودم ینی نویسنده اینطوریم :) . درختی که من بهش تکیه دادم نزدیک دیوار مشتی کمپانیه بیگ هیته و ارامش خاصی بهم میده .
همینطوری داشتم به طراحی ادامه میدادم و تو خودم بودم که دیدم یه ون سیاه از در پشتی بیگ هیت خارج شد. مثل همیشه . این ون اعضا بود و اونارو به جاهای خاص میبرد . ولی این یکم که جلو رفت نگه داشت و اعضا پیاده شدن . همون اول بسم اللهم منو نگاه کردن . منم مثلا حواسمو پرت نگاشی کردم همه پیاده شدن تا عکس بندازن . اخه منظره ی اونجا حرف نداره خیلی قشنگه . از من دور بودن ولی نه زیاد . خلاصه عکساشونو انداختنو سوار ماشین شدن ولی لحظه ی اخر جیمین یه نگاه بهم کرد و رفتن . یه حس عجیبی بهم دست داد. بالاخره ارمی بودمو دیدن اعضا ارزوی همس . منم جمع کردمو به سمت خونه راه افتادم
( نویسنده : وسط نوشتن بودم که غذایی که مامانم بهم سپرده بود سوخت😐) فردا شد و منم دوباره بعد مدرسه رفتم همون پارک و مَغول کار همیشگیم شدم و یه نیم ساعت بعد گذاشتم کنارو اهنگ گوش دادم . اهنگ استی گولد بی تی اس پخش شد و رفتم تو حس و منم خوندم . یادش بخیر پدرم همیشه میگفت صدام خوبه . وقتی که اهنگ تموم شد متوجه شدم که صورتم خیس اشکه . جمع کردمو اماده شدم که برم . توی راه از کافه ی همیشگی یدونه هات چاکلت سفارش دادمو خوردم . و بعد برگشتم خونه . نقاشی که کشیده بودمو کامل شده بودو چشبوندم به دیوار و خوابیدم :) ادامه ....
نظرات بازدیدکنندگان (0)