
اینم پارت چهارم داستانم امیدوارم خوشت بیاد😄♥️
آقاهه:اگر باشه بد میبینی دوباره دستامو بستن و روی صندلی لقه ای زبار در رفته نشستم در خانه: ساشا دید براش پامک اومده گوشیشو نگاهی کرد دید پیام رو بعد شماره ی آلیا که براش فرستاده شده بود زنگ زد ساشا: الو سلام خانم من ساشا هستم...
مرینت گفته که توی زیرزمین ساختمونی گیر افتاده لوکیشنشم داده گفته زنگ بزنم یه کسی اسمش خب خب آدرینه گفت زنگ بزنم اون و راستش برای نجاتش پول زیادی لازمه ولی یه نقشه داره که باید یه کم صبر کنین تا بهونه ای جور کنه آلیا برای اینکه...
آدرین نگران نشه میخواست بهش زنگ بزنه ولی تا آدرین اینو شنید غیرتی شد و پشت تلفن داد زد کی به عشق من دست زده هان😡 آلیا:خیلی خب آروم باش راه حل داریم لباسات رو ببوش که قراره بریم جایی در زیرزمین: مری:قصدتون چیه منو زندانی کردین هان؟کسی پولتونو نمیده برین دنبال یه دختر پولدار بگردین اسیرش کنین من که که چیزی ندارم...
آقاهه:کی رو میشناسی پولدار باشه؟؟ به حرفی که زدم شک کردم اگر کسی رو میگفتم دوستان رو میفرختم ولی میتونم کلویی رو بگم اون که دوستم نیست ولی بازم کارم درست نیست با نفس عمیقی گفتم مری:معلومه کلویی بورژوا آقاهه:چی کلوی بورژوا؟؟مری:چیه اون پولداره باباشم خیلی دوستش داره و براش اهمیت قاعله ولی من نحیف پدر و مادر ندارم...
در خانه: آدرین:کی بریم پس؟؟آلیا: منتظر بمون مرینت پیامو تایمری کرده ارسال میشه هموک موقع ارسال شد داخلش کل نقشه ی نجات بود:اینو حتما ببینین الان راه بیفتین تا ۱۰ دقیقه ی دیگه دم ساختمونین من حواسشنو پرت مینم شما با یک طناب از در بالایی بیاین بهشون میگم یه دقیقه روشون اون ور کنن کار بهداشتی دارم همکن موقع شما بیاین و با یک طناب کیفمو بردارین البته بدون سرو صدا بذارینش بالا بعد اونا بر میگردم من میگم نه هنوز تموم نشده بعد با یک طناب دیگه ببندین بالای صندلی و توی کیفم یک وسیله هست مشکی و صورتی بردارین کارتونو راحت میکنه این چند دقیقه برای نجات من کافیه امیدوارم...
منو ببخشید من دست پا چلفتی و مزحکم هیچ کاریو بدون کمک دیگران نمیتونم انجام بدم لی خیلی بابات این کار ازتون ممنون میشم بعد از گذراندن تمام اتفاقات بد: آدرین مرینتو بغل کرد و آدرین:اوم خیلی خوشحالم که برگشتی الیا:خیلی مواظب باش احتمال برگشتش پنجاه پنجاهه مری:ممنونم از همگیتون شما فوق العاده این و همینطور آدرین ما از این به بعد یه پله بااا میدیم فقط دوستیم و نیشه لب به لب همو ببوسیم شاید در مواقع خاص گونه های همو اوکی؟؟ آدرین دوباره مرینت و بغل کرد و گفتم البته اوکی😍...
خداحافظ گوگولیا تا تست بعدی👋🏻😜
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
خیلی قشنگ بود لطفا به تک پارتی من سر بزن خوشت اومد لایک کن 💟
لاکت کردم فالویی بفالو💞
عالی میشه به داستان عشق بی انتها یعنی داستان من سر بزنی