
پارت سومش هست برای پارت بعد 9لایک و7 کامنت
با صدای تیکی از خواب بیدار شدم. تیکی:مرینت مرینت پاشو.مری:چه خبر شده تیکی؟ امروز که مدرسه تعطیله. تیکی : پاشو مامان بابات امروز باید برن.سریع پاشدم و رفتم و یه ابی به صورتم زدم.

یه پیرهن قرمز پوشیدم و موهام رو باز گذاشتم و یه رژ قرمز کم رنگ زدم. رفتم پایین.صبحانه اماده بود و بابا داشت وسایلش رو جمع می کرد.رفتم و صبحانه خوردم.بعد رفتم و به بابا کمک کردم.امروز ظهر پروازشون بود.تصمیم گرفتم ناهار رو من درست کنم که مامانم خسته نشه.
امروز رفتم که چیکن استراگانوف درست کنم. ناهار رو با موفقیت درست کردم و خیلی هم خوشمزه شد.سابین : مرینت من یادم نمیاد به تو همچین اشپزی حرفه ای یاد داده باشم.مری:مامان این رو از الیا یاد گرفتم. تام : راستی مرینت اگه بخوای می تونی الیا رو به خونه دعوت کنی یا بقیه ی دوستات رو
خب می ریم به فرودگاه موقع پرواز.تام:بیا مرینت این هم کلید مغازه. سابین: و مرینت نکته ی 136 بعد از درست کردن شیرینی یه جارو بزن اگه ارد ریخته بود. مری: باشه مامان این همه توضیح لازم نیست بهتره برید دیرتون می شه ها. تام : مرینت راست می گه بیا بریم. تام مرینت رو بغل کرد و سابین پیشونی مرینت رو بوسید و خداحافظی کردن
(بعد از شکست شرور )لیدی : خب کت چرا دیگه بهم نمی گی مای لیدی؟کت:راستش باگابو من یکی دیگه رو دوست دارم. لیدی: اما... اما....اخه.... چشمام پره اشک شد.من دیگه ادرین رو دوست نداشتم و کت رو دوست داشتم. من همیشه کت رو رد می کردم حالا نوبت اونه که منو رد کنه.
اشکام نذاشتن جلوم رو ببینم ولی راه افتادم که برم. در حال پریدن از روی یه ساختمون بودم که افتادم. پام خیلی درد می کرد.کت سریع اومد پیشم.کت : لیدی چی شده،لطفا جواب بده. با هر سختی ای که بود پاشدم و به راهم ادامه دادم. تا رسیدم خونه.شب هیچی نخوردم.توی بالکن بودم که کت اومد.
کت: سلام پرنسس من. مری: سلام پیشی.داشتم میوفتادم که کت منو گرفت.کت : پرنسس خوبی؟ مری: اره کت فقط امروز خوردم زمین. کت : پرنسس چشات چرا قرمزه؟ مری( با گریه):کسی که دوسش داشتم ردم کرد.دستام رو گذاشتم رو چشمم و گریه کردم.پاهام نتونستن وایسن و رو زمین نشستم.کت کنارم نشست.سرم رو گذاشتم رو شونش.
اونم با یه دستش من رو از پشت گرفت.(از زبان کت) همونطوری خوابش برد.همیشه وقتی می خوابید ناز می شد.بلندش کردم و گذاشتمش رو تختش و روش پتو انداختم.یکم موهاش رو نوازش کردم و رفتم خونه.کت : پلگ کلوز اف (اگه اشتباه شد ببخشید) پلگ: کی چطور تونسته اون پرنسس رو رد کنه؟
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تورو خدا بعدی رو بزار خیلی خوشم امد از داستانت 😭😍😍😍😍😍
حرف نداره جونی
🌈🌈🌈🌈🌈🌈
عالی بود
مرسی💖💖💖
عالی آجی سارا به داستان منم سر بزن
حتماً عزیزم
عالی بود
پلگ جان میگی کی تونستہ اون پرنسس رو رد کنہ جواب سوالات اینکہ
صاحب خودت
😂😂😂😂😂
عاااالیییی بود
پارت بعدی رو هم بزار هر وقت وقت کردی🙂
مرسی عزیزم کامنت ها 7 تا بشه و لایک ها 9 تا می زارم اجی 💞💞💞💞💞💞