گایس من ی داستان خیلییی قشنگ از کریپی مینویسم که ممکنه ۱۰۰ به بالا قسمت داشته باشه و بگم اصلا ترسناک نیست و خیلی رمانتیکه
شب شده بود اسلندر داشتا اماده میشد بره جنگل اسلندر: تندرمن یادت نره برام لباس بدوزی تندر: باشه حالا توام اسلندر میره جنگل اسلندر: ی سایه ی کوچولو!! ایول میتونم ی بچه کوچولو بکشم (سایه اروم اروم ۳ متر میشه) اسلندر: 😳😥 اورانوس: واییی خسته شدم اینهمه راه رفتم اخرم هیچی💔😔🙁 اسلندر میره تو بوته ها
اورانوس روی ی سنگ میشینه و شروع میکنه به خوندن اهنگی که میخونه.(cheap Thrills از sia)
اسلندر: بعید داداشمو خبر کنم... الو اسپلندر برو اف در و تندر و ترندر رو بیار اینجا بدوو خبر جالبیههه اسپلوندر: باشه حالااا اسپلوندر: داداشا تلپورت شید ی بیابونی اسلندر:بچه ها بدبخت شدیم اسپلوندر:وایی اره اون مرد حریف نداره!!! الان این زنو میکشه اورانوس شروع میکنه به خوندن (نام اهنگ: baarzesh.net) اورانوس اروم اروم سمت اون مرد عجیب و ترسناک میره درحال خوندن محکم هولش میده و میگه تو میبازی شروع میکنن به جنگیدن دختر شروع میکنه به پرواز و قدرت اتیش تبدیل میشه به اژدها و همرو میسوزونه حالا تبدیل میشه به اواتار و حمله میکنه با لگد های محکمش اونارو بیهوش میکنه و با سنگ های پشتش میاد و همون مرد رو میزنه بال های بزرگ و قویشو باز میکنه و به مردم حمله میکنه مرد اخم میکنه و میره دختر برمیگرده و گریه میکنه و میگه اخه چرا چرا؟ چرا باید با برادرم مبارزه کنم؟ چرا گمراه شدم؟ چرا عوض شدم؟ 😔🙁😭اروم اروم به سمت شهر کریپی پاستا راه میره و اسلندر و تمام برادراش تعجب میکنن اسپلوندر: داداش فردا تاج گذاریه بنظرت شاه دخت چی شکلیه؟ اف در: نمیدونم ولی ایشالا که خوشگله
فردا... تمامی ی مردم منتظر شاه دختر بودن شاه دخت میاد اسپلوندر: داداش این همون دختره نیست؟! اف در:هست!!! اسلندر سرخ میشه بغل شاه دخت ماسکی وایستاده
مراسم تموم میشه اسلندرمن دختر رو صدا میکنه اورانوس: بله؟ اسلندر: حقیقتا من............. و همون لحظه اون مرد عجیب و ترسناک حمله میکنه...
پایان قسمت اول امید وارم خوشتون اومده باشه بنظرتون ادامش چی میشه؟ تو کامنتا بگید چالش: به پدرت بگو داعشا حمله کردن و بالا پایین بپر حتما اخرش بگو چالش بوده اکسل عملشو تو کامنتا هم بگو🙂✋
شیپش کیهههه؟