
💔💔💔💔🙂🙂🙂🙂😟😟😟😟😟
ادامه:صدای ویسو رو پخش کرد:"یه کم چرت و پرت گف ونی:این همشکه داره دری وری میگه😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐😐 گفتم:صب کن ببینمممم این ترفند ریورسه ونی:یعنی هرچی گفته برعکس گفته؟؟؟؟؟؟؟/ من:اره ونی:ترجمه کن😌😌😌😌 من:من سیکسر و این پسره رو میبرم به مخفیگاه درختی استن نیرو باستانی کمک تورا فرا میخوانم ونی:منظظظظورش عمو تو و برادر من نیست؟ گفتم:استن فورد اسم عمومه پس استن همونه و تازه عمو من 6 تا انگشت داره توهر دستش😀😀یعنی سیکسر ونی:چه باحال سرنخ کشف شددددددد من:تا پسیفیکارو مرخص طول نمیکشه بعد راه میافتیم🥰🥰 ونی:ارههه من دست ونی رو گرفتم و دویدم به سمت بیمارستان ونی میخندید و میگفت آروم تر😄😄😃😃🥰🥰🥰 منم میخندیدم کفشامون خیس آب بود چون آب بارون تبدیلبه گل شده بود دویدیم تو بیمارستان و من لیز خوردم و خودم و ونیو زمین انداختم گفتم:خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت:آره خیلی هم حال داد یهو 😀😀😂😂🥰🥰🥰🥰 هردوتامون رو زمین بودیم و داشتیم میخندیدیم که اون پسره که باهاش دعوا کرده بودم پیداش شد پسر:مگه نگفتم با این پسره روانی نچرخ؟؟؟؟🤨🤨🤨 ونی:روانی هم خودتی تازه دیپر از تو باهوش تره و خیلی شبیه خودمه روانی😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡😡 سرخ شدم پسر:ااا که اینطور یقمو گرف و منو کشوند رو زمین یقم منو خفه میکرد ونی داشت میدوید دنبالم پسره منو برد همونجایی که کیل پسیفیکارو برده بود منو انداخت تو اتاق و خودش اومد تو ونی هم پشت سرش اومد تو ونی:داری چه غلطی میکنمنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ پسر:الان میبینی😈😈😈😈😈 پسره یه تیکه طناب از گوشه اتاق اورد و محکم به دستم بست منو برد بالای پله هایی که پایینش یه عالمه اتاق دیگه بود یه قیچی برداشت و اومد سمتم یه تیکه از پایین لباسم کند و محکم بست به دهنم😶😶😶😶😶😶 ونی:ولش کن بیببببببببببببببببببببببببببببببب(سانسور شد)
پسره چیزی نگفت و اومد سمتم یقمو از پشت گرفت و من رو به پله ها بودم😨😨😨 پایین پله هارو دیدم ارتفاعش خیلی زیاد بود پسر:اگه دیگه با این خرخون نچرخی ولش میکنم مگرنه خلاصصصصص ونی:اگه جرات داری بکن پسره معلومه کهه دارم: وونی:ترو خدا نکن تام اون خونریزی داخلی کرده سرشاگه پرتش کنی پاینن میمیره😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲😲☹☹☹☹☹☹🙁🙁🙁🙁🙁🙁🙁😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖😖😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😟😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😢😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😦😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😧😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨😨🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶🥶 پسره :چه بهترررررررررررررررررررررررررررر ونی":التماست میکنم🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺🥺 تام:وقت تموم شد وقتی داشت منو هول میداد ونی پرید روش 😮😮😮😮 نتونست منو بندازه پایین😣 تام هم عصبی شد و از پشت دستای ونی رو گرفت و تحدیدش کرد:قبول میکنی یانه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ونی:نههههههههههههههههههههههههههه من داشتم از پشت با دست بسته و دهن بسته یواشکی به پسره حمله میکردم که ونی آروم گف:نکن میمیری سرت میشکنه کاملللل راست میگه پس با پا بهش حمله میکنم پامو بردم جلو و کشیدمش عقب دیدم ونی رفت گوشه اتاق و داشت با تلفنش حرف میزد چند دقیقه که با پسره درگیر بودم در باز شد..........

چشماننننننننننننننننننننننننننننننننننننتانننننن استراحتت

وپشمانتانننننننننننننننننننننننننننن
دیدم میبل و استن اومدن تو ونی رفت کنارشون پسره یقه منو گرفت و منو بالا پله ها نگه داشت😨😨 گفت:یه قدم دیگه بیاین جلوو پرتش میکنم پایین همه وایسادن میبل:ولش کن عوضی اون خودشم مریضه تام:خب پس من کمکش میکنم دردش رو نکشه بامرگ اصن درد ندارههه دیدم پسیفیکا اومد تو گفت:ولش کن همین الان پسره گف:خب نیا جلو نندازمش پاینیننننننننننننننننننننننننننن
پسره رو به من گفت: خدافس دیپر و منو ول کرد😨😨😨😨😨😨😨😨 میبل:دیپرررررررررررررررررررررررررررررر نههههههههههههه پسیفیکا :آشغال چه غلطی کردی ونی :عوضییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی و همون زمان که هنوز رو زمین نیوفتادم دیدم پسرم داره میفته پایین ونی پرتش کردههه در این زمان از مرگم میخوام به عمو فورد و میبل و ونی و استن لی فک کنم🙂🙂🙂🙂🙂 پسیفیکا که نه لحظه نابودی بیل جشن 13 سالگیم مدرسه خدانگهدار دنیا💔💔 I 💘you mabel wenny pacifica and stans by world نوسنده:ترجمه:دوست دارم میبل ونی پسیفیکا و استن ها خداحافظظ دنیا💔💔💔💔💔💔💔💔💔 the end💔💔💔💔 بچه ها نمیدونم داستانو تا چند فصل دیگ دامه بدم یا نه شایدم ندم ولی نظرتونو بگین بنویسم یا نه ؟ تا اینجا جالب بود یا نه>؟؟؟؟؟؟؟؟؟ این قسمت:مرگ دیپر💔💔🙂🙂🙂
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
تروخداااااااااا ادامشو بزاری تمام نکنی ها من به امید ای که داستان تو بزاری میام تستچی 😢🥺
🥺🥺💔💔
دیپر باید زنده هههههه بمونهههههههههههههههههههههههه
🙂💔😭🥺
عالی بود و غمگین❤💔
تو نظرسنجی شرکت کن
تو مثل ازون کارگردانا نباشی که مینویسن پایان فصل اول ولی هیچوقت فصل دوم رو نمیسازن😐
آقا داستانو اول بخون نخوندی تست 0 مرتبه انجام شده تا آخر برو
ببخشید ولی فک نمیکنم چون حدیث جون آخر داستانو فهمیده و 1 مرتبه شده
ببخشید نفهمیدم تویی اشتباه گرفتم😂😂😂
اره منم صبا🤣🤣