
😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋😋 من امدم
من امدم ولی کسی از داستانم حمایت نمیکنه و حتا پارت قبلی هم حمایت نشد میدونم برای اینکه ناراحت نشم الکی میگن عالی پارت بعد ولی میدونم خیلی بد داستان می نویسم لطفا حقیقت رو بگین که من الکی یک ساعت داستان ننویسم ممنوننننن😍😍😘😘😘😘
همین الان لایک کن 😗😗 مرسی خدا خیرت بده 😍😍 😍😍😍 آنچه گذشت : لیندا به شرکت وای جی برای کار کردن رفت و با جنی آشنا شد و دوست صمیمی شد یه شب لیندا برای دونستن درباره یه اتاق کار های انجام داد و داشت خودشو به خطر می نداخت ک ه یه نفر نجاتش داد
کسی که دهن لیندا رو گرفت و نجاتش داد : جیسو بود و جنی پشت سرش ایستاده بود بعد از چند دقیقه همه چیز آروم شد و کسی که داشت به طرف لیندا می یومد غیب شود 😧 از زبان لیندا : ممنون که جونو نجات دادی 😊😚 جیسو : خواهش کاری نکردم فقط از این به بعد حواست رو جمع کن و انقدر کونجکاو نباش چون کار دست میده😶 😤 لیندا : خوب مگه اینجا چه خبره چرا شما ناقدر از اون میترسین از زبان جنی : ندونی بهتره جیسو : شرکت ما انقدر که نشون میده خوب نیست لیندا : چرا نمیرین یه شرکت دیگه جنی : همه ی شرکت ها اینجورین شرکت یه اتاق دارن به اسم اتاق سیاه و اونجا یسری از آدم ها رو شک...... رزی : جنی یه دقیقه بیا کارت دارم . از زبان گوینده : اون شب رزی نزاشت جنی حرفشو کامل بزنه و ذهن لیندا تا صبح در گیر بود ☹️
فردای اون روز لیندا تصمیم گرفت که دیگه اونجا کار نکنه رفت توی اتاق مدیریت که با مدیر صحبت کنه و است فا بده یکی از کار کونانه اونجا گفت : مدیر الان نیست برو و بعدن بیا لیندا داشت از تبغه ها پایین می آمد که از یه اتاقی صدایی می یومد نزدیک در شد و شنید که میگن : جنی داره با این کاراش ما رو وادار به این میکنه که اون رو به اتاق سیاه ببریم و آونجا شک ..............
خوب بقیه اش برا پارت بعدی 🙂😍 میدونم خیلی بد بود 😟 ببخشید 😐 ولی لطفا لایک کن 😃😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍
اگه خوشت نیومد بگو دیگه ننویسیم🤐 لطفا راستشو بگو خوب چالش برو اسلاید بعدی
چالش : بنظرت تو اتاق سیاه چیکار می کنن و با جنی چیکار می خوان بکنن🤔🤔🤔🤔 مسی بای
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عاللللییی بود اجی
اجی واقا داستانت خیلی خوبه آنقدر خوبه نمیتوان دهن باز شه
مرسی عشقم😘😘😘😘😘😘
اااااااا مامان این چه حرفیه من عاشق داستانتم 😁💜💜💜💜💜💜💜💜💜
تازه همش منتظره پارت بعدی بودم 😐 دیگه از این حرفا نزن مامان جونم مامان خوشجلم 😍😻😻😻
راستی هیجان زده ام پارت بعدی رو بزار 😄💜💖💙
ج.چ : ام اتاق شکنجه ست 😑😐
مرسی بهترین دختمل جهان 💙💙💙💙
باشه دخمل پارت بعدم می زارم
عه عاجی من داستانتو دوست دارم میدونی چند بار اومدم پروفت ببینم گذاشتی یا نه 😶
فقط مشکلش اینه که کم مینویسی🙁
ج چ: به نظرم یه چیزی اونجا هست که شکارشون میکنه و میخوان جنی رو بفرستن اتاق سیاه .....
مرسی عشقم
باش از این به بعد زیاد می نویسم
خیلییییییییییی دوست دارم اج جونم 😻😻😻
من عاشقتم عاجی مهربونم💕💕☺