بخونید لذت ببرید کیوتا:)
part2 ................. MAFIA" ویت: بازچی شده؟ جیمین: دوتا ازبچه های آزمایشگاه نفوذی بودن. باچشمای کپ شده داشتم نگاش میکردم. ویت: پس توی.. وایییی تواونجا چیکاره بودی هان الان من باید چیکارکنم ازلیم بازجویی شده دوتاازبچه های ازمایشگاهم نفوذی هستن وایییی ن عمرااگه گروه رینترباهامون قرارداد ببستن عمرااا.
جیمین: اروم باش گرفتیمشون نگران هیچی نباش تازه اومده بودن چیزخاصی دستگیرشون نشد. ویت: همین الان میریم اونجا. به همراه هم سوارماشین جیمین شدیم وبه طرف ازمایشگاه رفتیم ساعت نزدیکای چهاربود ومن هنوزناهارنخورده بودم وگشنم بود توی راهم ترافیک سنگینی گرفته بود که حسابی حوصله ادمو سرمیبرد.
جیمین: ویت میخام یه چیزی بهت بگم. ویت: اگه میخای راجب کارم حرف بزنی لازم نیست جیمین: ببین ویت من واقعانمیخام که توتوی دردسربیوفتی ومن فقط میخام که توراه درستوبری ن اینکه اینجوری گیرکنی.
ویت: جیمین من گیر نکردم این بهترین کاریه که میتونم انجام بدم وازداشتنش خیلی خوشحالم خیلییی.جیمین پدرتواین کارو به من یاد داد اون بهم یاد داد که چطوری با یکم مست کردن ادما این همه پول بدست بیارم اگه قراربود اینجوری بشه من باید مثل بابام مخالف میشدم ن اینکه تومثل اون شی جیمین پدرتوبهترین چیزو بمن یاد دادتوهم باید راه اونو ادامه بدی متوجه هستی؟
جیمین: ویت توکه نمیدونی الان یا یه لحظه دیگه چه اتفاقی میخادبیوفته اصلاممکنه که همین الان ازمایشگاه پر پلیس باشه هان! ویت:جیمین کافیه راهتو برو لحظه الان واسه من مهمه اصلاچراتوهمش داری غصه منومیخوری؟؟توخودتم یه روزی مثل من میشی جوجه. جیمین:ویت یادت نره که ازت پنج سال بزرگترم. ...................
تقدیم به شوماااا امیدوارم خوشتون بیاد🍭💜🐤
من پارت یک رو پیدا نمیکنم
پارت بعدو نمیذاری؟