تو این پارت یه اتفاق بد برای ایزی میفته😯
شب موقع خواب: دینگ دینگ.پیامک اومد.کوکیه.سلام خوابی؟من که نه چون شوگا با صدای بلند داره میخونه.فردا بیا جلوی کمپانی یک دوستی دارم که در مورد اودیشن اطلاعات خوبی داره ایزی:سلام نه اونقدر خوشحالم که خوابم نمیبیره.باشه اوک.کوکی شبت پر ستاره ایزی ایزی:شب بخیر داداشی.
صبح روز بعدش:کوکی:سلام بریم؟ایزابل:یس ولی این ماشین خودت نیست ها؟کوکی:آره ماشین بابامه حالا بشین منتظرمونه ها دیر میشه؛راستی این چشمبند رو هم بزن. چند ساعت بعد:
اوه دارید چیکار میکنید؟ولم کنید.کوکی کوکی کجایی؟؟؟گروگان گیر:ببین دختر جون اینجا کسی صدا تو نمیشنوه ساکت شو تا رئیسو صدا کنم رئیس سلام خانم کوچولو ایزی:کوکی خوب شد اومدی به اینا بگو دستمو وا کنن
رئیس:ماسکی رو که شبیه کوکی بود رو درآرود و گفت:فکر میکنی من کوکیم؟قربون خنگیت برم من؛یه لگد به ایزی زد و گفت:شماره ددتو بده ایزی:***********رئیس:چه دختر خوبی کلک نزدی بهم در حالی که میتونستی بهم کلک بزنی؛اسمش؟ایزی:چی میگی؟اسم بابات؟ایزی:لی هوک پارک
لی هوک:بله؟رئیس:سلام شما هوک هستی؟لی هوک:بله لی هوک پارک بفرمائید رئیس:بدون مقدمه چینی میرم سر اصل مطلب.دختر شما پیش ما گروگانه خب...اگه تا ساعت12 امشب 100میلیارد دلار به حساب من نریزی فکر نکنم دیگ بتونی یه تار موشو از ما بگیری.لی هوک:شماره حساب...اس ام اس میکنم
یزی تو دلش:انقدر میترسیدم که نمیدونستم اون لحظه اسمم چیه.کاش کاش به هر ایها الناسی اعتماد نمیکردم.کاش کوکی رو با خبر میکردم؛آخه شماره خود کوکی بود که پیامک داده بود.ای خدا دارم دیوونه میشم.تا شب من اینجا دق میکنم.ا
نظرات بازدیدکنندگان (1)