
همممممممممممممم
جیهوپ : دو طرف لبشو آوردم بالا که حالت لبخند گرف لبخند بهش میومد دستمو از دو طرف لبش بردم کنار که به یه ثانیه نکشیده لبخنده جم شدم با کلافگی بهش نگا کردم و یدفعه یه فکری تو ذهنم جرغه زد تا اومدم یه چیزی بگم گفت : نمیشه سه ساله تموم سعی کردم احساساتمو بروز بدم نشد که نشد با خودم گفتم خنده به درک حداقل باید گریه میکردم باید خالی میشدم هرجا که فکرشو بکنی رفتم پیش پونصدتا روانپزشک رفتم هرکی یه چیزی میگفت هم دارو خوردم و هم رفتم شهر بازی و قطار وحشت و کوه و جنگل و هرجا که فکرشو بکنی نه تنها تاثیری نداشت بلکه پولامم به فنا رفت به اینجا که رسید خواست ادامه بده که گفتم : ...
گفتم : اگه من تونستم کاری کنم بخندی چی؟!! ___ رونا : نمی تونی ___ من : میتونم حالا ببین کی گفتم ___ رونا : شرط ببندیم؟!! __ من : ببندیم ___ رو به یکی از دوربینا چشمک زدمو دوربین کوچیکی که دیروز واسمون آورده بودن رو ورداشتم تا از هرجایی که لازم بود فیلم بگیرم همینجوری که دوربینو تنظیم میکردم دست رونا رو گرفتم و کشیدم از در زدم بیرون رونا هم همینطور دنبالم کشیده میشد ____ رونا : آخه مرد حسابی دست کشیدنت چیه دیگه _ با گفتن این حرف جیهوپ برگشت و یه نگاه متعجب بهم انداخت و سریع دستشو کشید و گفت : ببخشید ___ من : مشکلی نیس __ جیهوپ : خب حالا اگه گفتی کجا داریم میریم ___ من : ...
من : نمی دونم خودت بگو! ___ جیهوپ : یه حدس کوچولو بزن ___ من : وقتی هیچی به ذهنم نمیرسه چجوری حدس بزنم خودت بگو ___ جیهوپ : یدونه حدس بزن تو حالا!! ___ من : داریم میریم ... ای خاک به سرم ___ جیهوپ با تعجب : چی میگی تو؟؟!!! ___ من : آخه احمق جان کی مغازه رو همینجوری ول میکنه اونم با دره باز __ جیهوپ که تازه انگار به خودش اومده بود دستمو گرفت و گفت : بریم در و ببندیم بعدشم یه چشمک حوالم کرد و شروع کرد دویدن و منو با خودش میکشوند اههه ___ به نفس نفس افتاده بودیم که جیهوپ گفت : بیا رسی (نفسسسسس) رسیدیم ...
من : باشه __ از تو کیفم کلیدارو در آوردم و در شیشه رو قفل کردم بعدشم کرکره رو کشیدم و اونم قفل کردن برگشتم و رو به جیهوپ گفتم : خب بریم دیگه (دیدم جیهوپ همینجوری داره نیگام میکنه) هویییی جیهوپ هوپ جنابه جانگ تا خواستم باز صداش کنم که یه چیزی خورد به پیشونیم ای آخ رومو به صورت جیهوپ کردم که با صورت شیطونش مواجه شدم خواستم چیزی بگم که جیهوپ گفت : ...
جیهوپ گفت : بیا بریم 😁 در ضمن اون ضربه که به مخت زدمم بیخیال شو می خواستم ببینم مغز داری یااااااااا نع 🤣🤣🤣 که دیدم مخت پوکه ___ دیدم این بشر زیادی پررو شدم واسه همین با کیفم محکم زدم تو کلش که آخش رفت هوا و دلم خنک شد جیهوپ بلند شد خواست که چیزی بگه که با دیدن من چیزی نگفت و از توی کیفش گوشیشو در آورد یه عکس گرفت مونده بودم این بشر داره چیکار میکنه که عکسه رو نشونم داد...
لایک و کامنت و فالو فراموش نشه 😁💜
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دیر ب دیر میزاری حد اقل زیاد بنویسسسس☹️
رو چشو چالم 😁 باشه پارت بعدو زیادتر مینویسم 😁💜
عالییییییی بود خیلی خوب مینویسی ولی کمه اگه میتونی یکم زیاد تر بنویس
مرسی 😁 چشم 😁
واي عالي عالي+_+
خیلی خیلی ممنون 💜