اینم P3 داستان
#نیکا قرار شد من و مهدیس و دیانا و عسل باهم بریم و عسل رانندگی کنه پسرا هم تو یه ماشین باشن و متین رانندگی کنه ، من هم صندلی کنار راننده نشستم و صدای آهنگ رو زیاد کردیم و لایو گذاشتم... رسیدیم تهران و یه جا پارک کردیم و قرار شد بریم خونه مجردی من🙂 راه افتادیم به سمت خونه. رسیدیم و رفتم شیرینی ها و خوراکی ها و هرچی داشتم و ریختم رو میز. دیانا : کی الان بعد او همه غذا خوردن جا داره اینهمه خوراکی بخورههههه؟ رضا : من دیانا : تو که تو هر شرایطی میتونی غذا کوفت کنی اه😐 من : خخخخ
فیلم 13 دلیل برای اینکه زدم و شروع کردم پفیلا خوردن ، صدای زنگ گوشیم اومد ، بلند شدم و رفتم گوشیمو برداشتم ، شماره ناشناس بود ، جواب دادم : نیکا : الو سلام شما؟ دختر ناشناس : یا تا هفته ی بعد با متین کات میکنی یا خودم میکشمت نیکا : خانوم شما اصلا کی هستی و چیکار زندگی شخصی من و دوسپسرم داری؟ دختر ناشناس : به تو ربطی نداره کی ام و چیکاره متینم یه هفته بهت فرصت میدم تا باهاش بهم بزنی وگرنه کارت تمومه
رفتم تو حال و کنار متین نشستم و قضیه رو براش تعریف کردم متین : شمارشو بده نیکا من : 09113176534 #متین به شماره زنگ زدم متین : سلام خانوم شما ؟ دختره ناشناس : به به آقا متین دوست بچه گیاش رو یادش نیست؟ نازنینم. متین : نازنین ؟ نازنینههههه عبدلی؟ نازنین : آره خودمم. متین : تو چیکاره من و دوس دخترم داری؟ نازنین : چه فرقی برای تو داره من و مامانت منتظریم خبر کات کردنتونو تا هفته بعد بشنویم ، فقط یه هفته وقت دارین وگرنه دختره رو میکشم قطع کردم...
لایک و کامنت یادتون نره
امیدوارم خوشتون اومده باشه
فالو کن پلیز
عااللللیییی بازم بگذار
عالییییییی
بازم بگذار
عالی