خوب بچه ها اگه دوست داشتید لایک و فالو کنید اگه نداشتید نکنید اگه دوست داشتین نتونستین یا حوثلتون نشد که لشکالی نداره خب بزن که بریم تهش چالش داریما
رزیتا تو اتاق داشت میچرخید اگه اینا ازدواج کنن چی میشه تصوراتی که داشت منحرفانه بود (یعنی چی رزیتا) پدر: رزیتاااااا ( اسم پدر: الفردهستش ) رزیتا :بله پدر الفرد (پدر) : تو باید ازدواج کنی رزیتا: چییییییی حالا با کی شاید خوشمان امد نکنه که می خوای من باجونگین هس (عکسشو تو اسلایدمیزارم) ولی من با اینکه عاشقشم نمیخوام شاید تو،سی سالگی
الفرد:خب اره حالا که چی تو باید تو ۲۳ سالگیت ازدواج کنی رزیتا: نچ چون تو میگی من مجبور نیستم الفرد: هعی مردم دختر دارن ما هم دختر داریم خرسه گنده نمیخواد ازدواج کنه هکه ترزو دارن باهاش ازدواج کنن به همه جواب رد میده رزیتا: :) 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂من خرسه گنده😂😂😂😂😂😂 الفرد : چته پس فک میکنی بگم ای دختره ی گستاخ نمک نشناس بروبا خرسه گنده رزیتا : تا یه مدت سوژم نه؟ الفرد : اره خرسه گنده 😂😂 بعد با هم زدن زیر خنده .من .راوی. به مولت منم جر خوردم تازع حوصلم نشد عکسشو تو اسلاید اول گذاشتم خیخخی 😂😂😂😂😂
انقدری خندیدننننن خرس گنده خرس گنده بعد یهو الفرد یه عکس بهش نشون داد گفت این تویی رزیتا خیب افتادیا ناقلا رزیتا : چه خشگلما 😂😂😂😂😂😂😂😂
یهو درباز شد الفرد هنوز داشت میخندید که دید رزیتا دیگه نمیخنده پشت سرشو نگاه کرد هیچکی نبود جلوشو نگاه کرد دید کریس داره بهش زل میزنه بعد دوباره پشت کرد دید کریستین اون پشته گفت برگام ریخت بعد هردو شون با چشای قرمز شده گفتن بزارین بخوابیممممممم (ادمین به مولا اینا خانوده سلطنتی نیستن ولی هستن😐😂😂😂) اه هعی تنها چیزی که می شنوم صدای خند ست رزیتا : او او
بعد الفرد با رزیتا گفتن اوکیه 😦 هعی باشه ولی چشماشون میگفت به مولا ولت نمیکنم به مولا ولت نمیکنم بعد شروع کردن به فیلم دیدن نرو سمیه نرو من بدون تو هیچم چیکسس(اینا مثلا صداهای فیلمن اینم هم مثلا صدای سیلیه😂) بعد شروع کردن به رقصیدن خو من نمیتونستم بنویسم دنسیدن بعد شمشیر بازی هر کاری کردن به جز خنده
بعد خودشون خوابشون برد اینکیو مث بچع ادم خوابیدن همه جا سوکت فرمانروا بود یعنی فقط بخاطر یه حرف ازدواج از اون به این رسیدن نمدونم چجورییییییی ولی کریستین و کریس هنوز صدای خنده هاشون تو گوششون میپیچید و دیگه میدونین سخته دیگه نتونستن بخوابن
نظرات بازدیدکنندگان (5)