خوب بیاین اینم از پارت ۱۱ فکر کنم نصف خونتون کردم ، نه ؟ کامنت فراموش نشه 🌸
خب بیاین یکم به عقب برگردیم زمانی امیلی ۳ سالش بود که مادر امیلی مجبور شد دیگه اون رو نبینه ، خب بیاین بریم به سمت اتفاق های مادره
از زبان مادره ( آولین ) : باورم نمیشد باید ترکش میکردم 😢 من رو ببخش عزیزم ، خیلی دوستت دارم 😭
ولی من اینطوری شکست نمیخورم😌 _ ۵ سال بعد بعد از ملکه شدن _ آولین : چی ؟ منظورت چیه ؟ مشاور آولین و دوست صمیمش ( میانا ) : آره ! اون فردی که گفتی دخترت رو زیر نظر داشته باشه مرده ، باید دنبال یکی دیگه باشیم ! آولین : ولی کی ؟ میانا : من میدونم ، از خاندان من انتخاب کن ! آولین : ولی میانا ! میانا : نترس خانواده ی من ۱۰۰۰ ران سال زنده میمونن و خوب میتونن خودشون رو به انسان ها تبدیل کنن ! از نظر من آهری رو انتخاب کن ! دختر من !
آولین : راست میگی ، شما از خانواده ی روباه هایید ! و ریشه ی زمینی دارید ، آهری هم لیدر گروه KDA ممنون میانا 🌸 میانا : کاری نکردم ، تازشم آهری خیلی خوشش میاد بره اونجا ( زمین )
چند سال بعد ( وقتی گابریل و امیلی ۱۲ سالشون ) آولین دفتر چه خاطرات گابریل رو ورق میزد و گفت : یعنی میگی مو هیوک این کار رو کرده ؟ آهری : بله ! ایشون با کمک معجزه گر جدید این کار رو انجام دادن . آولین : یعنی خاطراتش رو عوض کرده ولی چرا ؟ اون که قرار بود خاطراتش رو عوض کنه چرا اصلا اون خاطره رو به وجود آورد ؟ آهری : برای کابوس ! میخواست با اون خاطرات کابوس بسازه !
آولین : میتونی بری ! آهری : بله . آولین : چرا داره این کار ها رو انجام میده ؟ چرا ؟
از زبان آهری : از ۸ سالگی امیلی ، امیلی رو زیر نظر دارم ، دختر خوبیه و از گابریل هم خوشش میاد ولی اینجا یک چیز درست نیست ! چرا تا الان نیروهاش خودشون رو نشون ندادن ؟
۵ سال بعد ( اولین روز دانشگاه امیلی ) : آولین : چطوره ؟ آهری : یعنی من خودمم رو جزو دانش آموز های هنر اون دانشگاه جا بزنم ؟ آولین : آره ! البته اگه دوست داری ؟ آهری : عاشقشم🤩 عالیه ، خیلی ممنون این طوری میتونم حتی با امیلی دوست بشم این عالیه !
خب اینم از داستان زندگی آهری ، تصویر عکس پروفایل آهری آهری بالا : وقتی آهری تو KMA این شکلی . آهری پایین : وقتی آهری تو زمین این شکلی
ممنون که داستان رو خوندید کامنت فراموش نشه