
عشق قاتل تک پارتب از تهیونگ
اسانسور داشت میومد پایین خیلی ذوق زده بودم در اسانسور باز شد ولی وقتی درب اسانسور باز شد با جای خالیش مواجه شدم عصبانی شدم درب اسانسور بسته شد و رفت طبقه بالا و دوباره اومد فکر کردم ا. ت هست ولی اون خواهر ا. ت بود ~ا. ت کجاست؟! _دازی شوخی می کنی دیگه؟ ~نه مگه ا. ت پیش تو نیست؟ _نه ~اما من خودم فرستادمش
کل ساختمون رو دنبال ا. ت گشتیم ولی اصلا جایی نبود انگار اب شده بود رفته تو زمین به گوشیش زنگ زدم ولی در دسترس نبود از ساختمون زدم بیرون در ماشین رو باز کردم و حرکت کردم هر جایی که به ذهنم رسیده بود رو رفتم و دیدم ولی هیچ جا نبود دیگه نمی خواستم برگردم خونه یا به کسی توضیح بدم فقط مقصد نا معلومم رو در پیش گرفتم و حرکت کردم همه چیز عالی بود چرا یه دفعه اینطوری شد تا دیروز همه چیز خوب بود
گوشیم زنگ خورد ا. ت بود سریع گوشی رو جواب دادم +ا.... الو.... ا. ت...... جواب بده _بیا تمومش کنیم با این حرفش پام رو گذاشتم رو ترمز که ماشین با صدای بدی ترمز کرد و وایساد _ته خوبی؟! +چی میگی ا. ت؟ تو اصلا حالت خوب نیست؟! کل مهمون تو تالار امشب عروسیمونه تا دیروز که همه چیز خوب بود
هیچی نگفت میتونستم صدای گریه هاش رو از پشت تلفن بشنوم +ا. تتتتت لعنتی جواب بده هیچی نگفت و گوشی رو قطع کرد +الو ـ...... الو
باورم نمیشد چرا تا دیروز هیچی نگفت چرا وسط عروسیمون یه همچین حرفی زد با 0 ماشین رو روشن کردم و گاز میدادم اصلا حواسم به روبه روم نبود که یه دختر داره میاد و من باهاس برخورد کردم و یدفعه ترمز گرفتم ترسیده بودم و از ماشین پیاده شدم چیزی رو که میدیدم باورم نمی شد با ترس و لرز به جسد بی جون دخترک تازه عروس نزدیک شدم اون..... اون ا. ت بود یعنی من ا. ت رو کشته بودم با گریه جلوش زانو زدم لباس عروسیش غرق در خون بود دستای لرزونم رو رو صورت بی جون و پر از خون ا. ت گذاشتم +خیلی دوست دارم از اونجا بلند شدم و رفتم حالا من یه قاتل شدم قاتلی که عشقش رو در شب عروسیش کشته بود اما غیر عمد
امیدوارم خوشتون اومده باشه
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
نظرات بازدیدکنندگان (0)