دنیای گیج کننده نمی را با او شریک شوید👧
یه روز عادی مثل روزهای دیگه بابا به گلا آب میده لوکاس(گربه اش)هم)هم پشتشو لیس میزنه پس چرا من اینجا نیستم.
+نمی کجایی غذا امادست نمیی یعنی چی نمی نمممییی!نمی نه این چیز خوبی نیست نباید اتفاق میوفتاد.(چیشده بابا من اینجام چرا از چشام خون میاد هیع من چرا رو زمینن....)نور به صورتش تابید اما وقتی چشمانش را باز کرد چیزی نمی دید انجا بزرگ بود ولی هیچ چیزی در انجا نبود.+سلام میشنوی صدامو آهای.(اه دارم یه چیزی میبینم).....
دختری با موهای پریشان و چشمانی درنده که شبیه خودش بود به او زل میزد-تو از من چی میخوای اینجا کجاست اینا شوخیهای توعه نه.+اروم باش نگران نباش تو که از این خوابا زیاد دیدی.-اما این به نظر خواب نمیاد بیشتر شبیه.+بیا دنبالم.-اون چاقو چیه؟+واسه زنده موندن.-نگو که یه نفرو با اون کشتی.+بینگو!از کجا فهمیدی.-هرکی بود میفهمید با این لباسای خونیت.+به زودی ماله تو هم میشه.-چی گفتی؟+هیچی اه ببین داریم میرسیم.
نور چشمانش را اذیت میکرد اما ان نور نوره یک.....
ان نور چشم های به دیوار چسبیده بودند دخترک شلخته با چاقویش آنها را سوراخ میکرد و میخورد.-داری چیکار میکنی؟!+دارم غذا میل میکنم مشکلیه.+اما اون العهووغ.-هیع شاید چندش باشه ولی تو چندش ترش نکن.+بیا بریم.دست دخترک را گرفت و جلوتر رفت.-هیع دستمو ول کن.+اگه ولت کنم بازم از اون چیزای اه ولش کن.-گفتم دستمو ول کن.دسته اورا پس زد و روبه روی او ایستاد.
-هیع تو چته یه ساعته اینجایی به جای اینکه گیج بشی رفیق بازی هم درمیاری.-هاع مگه این یه خواب نیست اگه نبود تو چرا باید اینقدر شبیه من باشی.+نمیخواستم بهت بگم اما......
-تو مردی احمق.+من...شوخی نکن اگه مردم پس چرا اینجام.-مسخره بازیو بزار کنار.+اما بابام اونجا منتظرمه بابام لوکواااس ییععنی چی ممن من که زخمی نشدم من باید برم مدرسه هاه مدرسه هاه ههه هاهاهاها مدرسه مدرسه با دانش آموز های موادب بچه های درس خون و آینده های کشور ههههاهاهاااااههه.-تو چه مرگته.+خفه شو بریم به کارمون برسیم.-هیع یعنی چی؟اهای.+ولم کن تا ...😭
خوشتون اومد😁
دوست داشتین قسمت بعدشم میزارم 😏
کامنت یادتون نره😄
نظرات بازدیدکنندگان (1)