سلام ، این پارت فقط بخاطر حمایت های چند نفر گذاشته شده ، چون کامنت های خیلی کمی میزارین و آمار یکم اومده پایین ، لطفا برای حمایت از ما کامنت رو بزارید 🌸
۱ هفته از گفتن تکلیف خانم مالداریا گذشته بود من با جین هم گروه بودم ، خداروشکر چون هردوتامون ، کره لاور بودیم زود به نتیجه رسیدیم که لباس های سنتی کره ای رو با فشن ( لباس ) امروزی کره ترکیب کنیم ، کار طراحی ها تموم شده بود و البته ایراد گیری و چند تا دعوا کوچیک درمورد طرح ها و...
درگیر طراحی و دوخت لباس بودیم ، که یکدفعه آدری ( دوست دختر گابریل ) اومد ، من تازه چند روز آدری رو میبینم و میشناسم ، نمیخواهم بد بگم هر چند من تازه دیدمش و... ولی به نظرم دختری مغروری ، نمیدونم ولی با من لج ! شایدم نیست ! شایدم هست! شاید میخواد با من دوست شه ! نه بابا ! شاید اصلا کاملا میخواد با من لج باشه ! نه !
آدری اومد و گفت : ببینم شما بلک پینک رو میشناسید ؟ من ( امیلی ) : معلومه ! جین : اره دیدمشون ، چطور ؟ آدری : من دو تا بلیت کنسرت از اون ها دارم ، میخواین ؟ امیلی : واقعا میدی ، خب معلومه ! تو چی جین ؟ جین : خب... خیلی دوست دارم بیام ولی من یکی رو میشناسم که لیاقت اون بلیت رو بیشتر داره ! آدری : هر کی هست بیار این دو تا بلیت رو بگیر😒😒
بلیت ها رو داد و رفت ( البته درم محکم بست ) از جین پرسیدم : کی لیاقت اون بلیت رو بیشتر داره ؟ جین : یکی دیگه ، تو هم حواست باشه اشتباه برش ندی ! باشه ؟ امیلی : باشه حواسم هست !
چند ساعت بعد ......
از زبان جین : کارم تقریبا شد ، به امیلی گفتم بقیشو فردا انجام میدیم ( دوختن لباس و.. ) ، رفتم دم در دانشگاه، ماشینم منتظرم بود
که یکدفعه گابریل اومد سمت من- گابریل : سلام ! جین : سلام ، چه خبرا ؟ گابریل: هیچی ، فقط خواستم بپرسم آدری اون بلیت کنسرت رو فقط داد به امیلی ؟ جین : نه ۲ تا بلیت کنسرت بود ، یکی رو داد به امیلی و اون یکی داد به من . گابریل : داد به تو ؟ 😕 ببینم امیلی اصلا بلینک هست ؟ ( طرفداران گروه بلک پینک میگن بلینک ) جین : آره ، خب اون یک کی پاپر هم هست ( به افرادی که موسیقی کره ای گوش میکنن میگن کی پاپر ) جین : بگذریم من میخواستم.... گابریل: فعلا - و رفت ! جین : هی ...🤨 چرا رفت ؟ ناراحتش کردم ؟ 🤨
فردای آن روز _ از زبان امیلی: وایییییی ! کنسرت بلک پینک ! خداااااا ! هر چند بار اولی نیست دارم میرم کنسرتشون 😌😌 چند باری رفتم ، بخوام بیشتر بگم ۳ بار کنسرت بلک پینک رفتم ۴ بار هم کنسرت بی تی اس 😌😌😌 ولی هر دفعه که میرم بازم مثل چی هیجان دارم😁😁😁😄😄
بگذریم کنسرت ۲ روز دیگس و البته با جای VIP 😌😁😄 پس باید خودم رو آماده کنم ، با لاخره دارم میرم کنسرت بلک پینک 😌 ولی چی بپوشم😣😣😣😣 وای من هیچی لباس ندارم 😭😭😭😭😭 گابریل : چته ؟ امیلی: تو کی اومدی ؟ گابریل : داشتم درس میخوندم که یکدفعه صدای گریه ی یک اسب ابی رو شنیدم ( قصد توهین به اسب ابی نداریم ولی ، اینجا با کلمه ی اسب ابی داره به کنایه میگه چاق ) امیلی : بله ؟😠 گابریل : او اسب ابی الان به یک گاو دوباره تبدیل شد 😏😏 امیلی : دیگه داری از حدت میگزری ! 😡😡 گابریل : اکنون گاو مون به یک گوساله تبدیل شد من برم اگه بازم اینجا بمونم حتما به الاقی چیزی تبدیل میشه، فعلا ! - و رفت بیرون از اتاق + چند دقیقه بعد + گابریل دوباره اومد تو اتاق و گفت : حالا واسه چی گریه میکردی ؟ امیلی : هیچ لباسی ندارم بپوشم 😩 گابریل رفت در کمد ، و تا درش رو باز کرد لباس ها ریختند بیرون ! گابریل ( زیر هجومی از لباس ها ) : این ها لباس نیستند ؟ امیلی : اره ولی هیچ کدوم مناسب اون جایی که می خوام برم نیستن ! گابریل لباس ها رو کنار زد و گفت : مامانم گفته تو مهمونی واسه همین باید باهات درست برخورد کنم 😏 بیا بریم لباس بخریم ، مثلا هر دوتامون طراحیم 🙂 امیلی ( با جیغ و صدای بلند برید بغل گابریل ) : ممنون ممنون ممنون ! بگذریم بریم لباس بخریم ، زود باش ! گابریل : نمیشه بعد ناهار بریم ؟😬 امیلی : مامانت چی گفت ؟😐😠 گابریل : باشه ، بابا 😑
خب ابتدا ازlady electricity تشکر کنم چون تو تمام پارت ها تا الان کامنت گذاشتند و من رو همایت کردند 💗 کامنت و نظرات فراموش نشه