
سلام دوستان بالاخره پارت 3 رو نوشتم .
لیدی باگ =اسپاتس آف .تیکی=به نظرت به کت زیاد سخت نگرفتی !مرینت =چاره ای دیگه ای نداشتم .تیکی=خب حالا ناراحت نباش .یک قدم به رویات نزدیک شدی !مرینت =اره میدونم این خیلی شگفت انگیزه فردا بالاخره با آدرین میرم مسافرت.من خیلی بی قرارم !تیک =خب حالا بگیر بخواب که فردا ساعت 7 باید دم در فرودگاه باشی مرینت =باشه همین کار رو میکنم تیکی!
ساعت 7 و 15 دقیقه صبح= تیکی=مرینتتتتتتتت پاشو دیرت شد .مرینت وای نه ولی هنوز 1 ربع وقته ولی خیلی کمه من باید بجنبم .و به این ترتیب مرینت کل وسایل های لندنش رو جمع و جور کرد .و لباساش هاش رو پوشید تیکی=مرینت یک چیزی رو فراموش نکردی!!!مرینت =آره راست میگی شونه ام رو بر نداشتم
تیکی= نه یک چیز دیگه !!مرینت =چی مثلا.تیکی= شلوارتت .مرینت =وای راست میگی چه خجالت آور برم عوضش کنم .بالاخره ساعت 7 و 35 دقیقه مرینت به فرودگاه رسید .مرینت داشت میدوید و دستش رو برای آدرین تکان میداد ولی متوجه نشد که روی زمین آب ریخته است و محکم به زمین خورد .آدرین رفت که کمکش کنه آدرین =مرینت چیزیت که نشد؟؟
و دست مرینت رو گرفت که بلندش کنه .مرینت با لپ های سرخ =نه ممنون چیزی نشده .آدرین =خدا رو شکر که چشممرینت به "ابریل و ناتالی افتاد.ناتالی رو به گابیل جرد و از دهنش پرید=این دختر با استعداد خیلی به پسرتون میاد .اع ببخشید حرف بی موردی زدم اصلا متوجه نشدم چه چیزی گفتم.گابریل =اره تو راست میگی ولی من با شرایط فعلی ام عروس آینده خودم رو انتخاب کردنم لایلا از هر جهت برای آدرین بهترینه
ناتالی =بله درسته قربان.مرینت =آدرین من نمیدنستم پدرت و خانم ناتالی هم میان !آدرین= نه اونا فقط ما فقط اونا رو تا شهر مورد نظر همراهی میکنیم .مریمت =اها سلام آقای آگراست و البته خانم ناتالی !گابریل =سلام خانم دوپن چنگ خوشحالم که دوباره ملاقاتت میکنم .مرینت =بله همچنین آدرین خب دیگه پدر بریم داخل هواپیما اگر نه پرواز رو از دست میدیم .
گابریل =بله بریم داخل.مرینت و آدرین جلو بشینن من و ناتالی هم عقب میشینیم .بعد از یک پرواز طولانی بالاخره نوبت پیاده شدن ناتالی و گابریل شد .گابریل =مرینت از پسرم خوب مراقبت کن من تا 1 ماه دیگه میبینموتون آدرین مواظب خودت باش پسرم خداحافظتون.آدرین و مرینت =خدا نگدارتون.و بقیه داستان در پات بعده منتظر باشید ....
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دااااااااستانت عالیه کاش جرمی میراکلسو مث داستان تو میکرد عالییییییییییی پارت بعد لطفا لطفا زود بذارش😘😘😘
خیلی لطف داری عزیزم من عاشق داستان نوشتنم برای همین رو داستان هایی که می نویسم خیلی تمرکز میکنم که خاننده ها خوششون یاد ولی معمولا کم میان!!
لایلا مناسبه برای آدرین؟😐
ولی عالیه داستانت تند تند بنویس منتظرم😘
داستانه دیه !! گابریل همین جوریه رو مخ هست بعضی کاراش چشم پارت بعد رو دارم روش کار کنم باید خیلی تمرکز کنم خوب شه!!چون حساسه