خب ، اینم از پارت ۵ ، و همچنین در مورد پارت ۴ یک توضیح کوچیک بدم ، عشق کودکی از زبان گابریل بود ولی در عشق کودکی ۲ ، از زبان امیلی .
از زبان امیلی : یک هفته ای می شد که داشتم میرفتم دانشگاه ، تونستم با یک دختری به نام "آهری "دوست بشم اون دختر خیلی مهربون و خوبی ، همچنین با جین هم دوستم ، البته با پاتریک ..... باشه تونستیم کمتر دعوا کنیم😌😌 ولی دلیل نمیشه با هاش دوستم فقط تو مسائل درسی باهاش دعوا ندارم
آهری همین دیروز به کلاس من منتقل شد و من خیلی خوشحالم که با آهری ام ( اینطوری میتونم از آهری سوال بپرسم نه گابریل )
خانم مالداریا ( معلم کلاس امیلی اینها ) : خب این امتحان اخر سالتون من اینو بهتون گفتم تا اماده باشین ! کل کلاس با تعجب به خانم مالداریا نگاه میکردن آهری پرسید : یعنی امتحان اخر سالمون لباس های سنتی ؟ خانم مالدار : تقریبا ! لباس های سنتی با ترکیب لباس ها یا فشن اون کشور ! البته همتون نباید از ( فشن ) غاره های اروپا استفاده کنید. به گروه های دو نفره تقسیم میشید ، اسم هاتون رو میخونم آریانا با رزی ، الکس با مارتا و.....
امیلی هم با جین و گابریل با آدری !
خب آدری اشتباه تایپی نبوده .
از زبان امیلی : من و جین با هم هم گروهی شدیم خوبه چون اینطوری میتونیم در مورد لباس های سنتی کره ای طراحی کنیم ، اخه اون تو اجرای آیدل ( یکی از اهنگ های بی تی اس ) همچین لباسی رو پوشیده ، ولی خانم گفت گابریل با آدری ، فکر نکنم تو کلاس آدری داشته باشیم ، نکنه منظورش آهری ، نه آهری با جاناتان هم گروهی !
زنگ تفریح تو حیاط : رفتم سمت گابریل گفتم : آدری کیه ؟ گابریل گفت : دوست دخترم !
گفتم : تو کی دوست دختر داشتی ؟ گفت : ۵ سال میشه ! ( دقیقا همون زمانی که امیلی گابریل رو ندیده ) گفتم : اونم دانش اموز اینجاست ؟ گفت : اره ، مگه نشنیدی ؟ ( منظور ش حرف خانم مالداریا در مورد هم گروهی ) گفتم : اره ولی اون چطور دانش اموزی که تو کلاس نیست ؟ 🤨 گفت : سفر ، امروز میاد ! این رو گفت که یکدفعه یکی ( دختر ) با صدای بلند گابریل رو صدا کرد
خب و البته آدری در واقع ( از واقع میراکولر ها ) آدری بورژوا ی خودمونه !
اینم از پارت ۵ تا پارت ۶ فعلا ( کامنت فراموش نشه )
امروز پارت هفتم نوشته شد 🌺