توجه:این داستان تخیلی است. در زمان های قدیم دوتا شهر وجود داشت به نام سئول و بوسان که باهم جنگ داشتن... جنگشون هم سر ارث و میراث بود درواقع جنگ هم نبود😶 یجور مسابقه بود😂 دوتا شهرا باهم رقابت داشتن.... و وسایل های غیر منتظره هم مانند:شمشیر.. چاقو.. تیر کمون و... خیلی وسایل دیگه، نظرسنجی میکردن😂😂😂😂 *لطفا منظور حرفمو بفهمید که باهم همدرد بشیم😂😂😂* خب میریم سراغ داستان👈😉
*سام علیک😐✋من جئون جونگ کوک هستم و اومدم که داستان زندگیمو براتون تعریف کنم😐❤داستان زندگیه من خیلی طولانیه پس به احتمال ۱۰۰/۵۰ شاید به پارت های ۱۰۰😶 هم برسه😐😂 راستی من تو سئول زندگی میکنم یه زمانی ولیعهد بودم ولی الان پادشاهم😂😶 (پادشاه به این کیوتی دیدید؟ نو معلومه که ندیدین😂😶توی اسلاید بعد داستان رو میتونید بخونید...) *پس چرا دارید منو نیگا موکنید😐برید دیه😂
*در سال های خیییییییییییلییییییییی خیلی دور امپراطوری کره.. دوتا شهر وجود داشت به نامه سئول و بوسان.. اون دوتا شهر از همون موقع که ساخته شدن تاااا حالا باهم مشکل دارن... درواقع... یه مشکل مسخره،، اونا همیشه باهم مسابقه داشتن:/اونم چه مسابقه ای:| یه مسابقه تموم نشدی همین الانم ادامه داره:|||| اونا همیشه سر اینکه کی زود تر ارث ننه باباشو میگیره مسابقه میزاشتن😐از ۱۳ سالگی تاااا مرگشون مسابقه میزاشتن🙄اصن گیجمون کردن😂 البته اینجا من وجود نداشتم اینجا اینا ۱۳ سالشون بید😐و من وجود خارجی نداشتم:|
*در سال های خیییییییییییلییییییییی خیلی دور امپراطوری کره.. دوتا شهر داشت به نامه سئول و بوسان.. اون دوتا شهر از همون موقع که ساخته شدن تاااا حالا باهم مشکل دارن... درواقع... یه مشکل مسخره،، اونا همیشه باهم مسابقه داشتن:/اونم چه مسابقه ای:| یه مسابقه تموم نشدی همین الانم ادامه داره:|||| اونا همیشه سر اینکه کی زود تر ارث ننه باباشو میگیره مسابقه میزاشتن😐از ۱۳ سالگی تاااا مرگشون مسابقه میزاشتن🙄اصن گیجمون کردن😂 البته اینجا من وجود نداشتم اینجا اینا ۱۳ سالشون بید😐و من وجود خارجی نداشتم:| خب بریم ببینیم چه کردن:/
( علامت تهیونگ# علامت کوک* علامت جیمین@ علامت جین& علامت نامجون+ علامت جیهوپ% علامت شوگا€) %شوگا شوگا بیا!!!!! €ولم کن خوابم میاد😴 % بدو بیا مسابقاته😀 € چی مسابقه 🤑چی هست؟ %نمیدونم فکر کنم مربوط به پادشاهیه €🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑 % خب بیا بریم دیگه🙄 € اومددممم🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑 %میشه اینطوری نکنی؟! €باش بریم🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑 €جونگ کوک میشه بگی مسابقه چجوره🤑🤑🤑🤑🤑🤑🤑 *چک زنی🙃 €خب دیگه چه خبر چیکار می کنی😀 *خودتو نزن به اون راه🙄 €اخه صورت جذابم گند میره توش😞 *خب دیگه مجبوری😆 €باشه بریم پیش جین و بهش بگیم حتما جواب رد میده چند دقیقه بعد... &آخه مگه من خنگم که صورت جذابمو بفروشم به یه چک * باشه بابا خب بیا بریم بونگی € قبول نیست تو به من گفتی که باید بیای ولی به جین میگی نیا من نمیام شما برید من نمیام تازه در مورد جذاب بودن منم صحبت میکنیم با جین صحبت می کنیم بعدش چای و قهوه میخوریم € وای اینجا خیلی قشنگه من می خوام اینجا بمیرم * ایشالله زودتر سنگ قبر تو نیست چون که با این مسابقه میمیری € الفراااااااااااار * خب دیگه بریم €اصن شما بر شصتیشصتی😆ید مسافرت کنین من نمیام من همینجا میمونم دلم میخواد اینجا چای قهوه بخورم البته اینجا نه پیش جین * جیهوپ %روی چشمم € ۳ ساعت گیر اینا افتادم دادم ولی خیلی حال میده
* بچه ها بسه بیاین بریم مسخره بازی نکنید بیاین بریم مسابقه (چند دقیقه بعد) *یا خدا این خیلی چاقه من داغون میشم €خب باید فکر می کردین منم گفتم که نمیام شما می گفتین بیا * ساعت چنده وقت من تموم شد بریم € خودتو نزن به اون راه مسابقه رو برو *بابا من داغون میشم با این خیلی چاقه خیلی گامبو عه🙄😐... ولی...خدایا ممنونم که به من توانایی و اعتماد به نفس و خیلی چیزها و قدرت دادی من میتوانم که این گامبو را بترکانم😐🤲 €پارازیت ننداز برو دیگه🙄 *خو..ورزش وکنیم😐شنا:یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت، هشت، نه، ده حالا داز نشست:یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت، هشت، نه، ده حالا پلانک:یک، دو، سه، چهار، پنج، شیش، هفت، هشت، نه، ده حالا.. +😡😡😡😡😡 *یا خدا😐اینکه گامبو نیست، گوریله😐فقط خدا کمکم میکنه😐🤲 داور:خیلی خب.. بینندگان عزیز لطفا سر جاهای خود بشینید،،، دیگه مسابقه شروع شد... ۳,۲,۱ شروع! +😡😡😡😡😡😡👊 *یا جد خودم😐اینکه به جای چک مشت میزنه😐😐 +😡😡😡😡😡👊👊👊👊 *الفراررررررررر😨😱😱😱 €فرار نکن بجنگ🙄🙄🙄🙄 *باشه باو😐 +پوکککککککک *ای مزگمممم😵 حالا من میزنمممم😡
خب دیگه تموم شد😐 بابای😐
نظرات بازدیدکنندگان (1)