بریم سر داستان
دوستان اول بریم به آبشار جاذبه در آبشار جاذبه تازه تابستون شده بود میبل و دیپر به آبشار جاذبه بر گشتن و به معما کده ی شک برگشتن عمو آستن و عمو فوردم اونجا بودن دیپر میبل به بغل عمو هاشون رفتن عمو استن گفت اتاقتونو همونجوری که گذاشته بودید گذاشتم برید استراحت کنید میبل و دیپر میرن و وسایلشونو میزارن دیپر میگه
من میرم پیش عمو فورد میبل میگه باشه دیپر میره پایین و به آزمایشگاه عموش میره
عمو فورد میگه دیپر به موقع اومدی دارم رو یه دستگاه خیلی باحال کار میکنم دیپر میگه چه دستگاهی عموش میگه صبر کن خودت میفهمی
خب بریم به پاریس خب بازم ارباب شرارت یکی دیگه رو شرور کرده و کت نوار و لیدی باگ میرن تا با اون بجنگند کت وقتی لیدی باگو میبینه میگه سلام بانوی من از دیدن دوبارت خوشحال لیدی میگه منم همینطور ولی الان وقت این حرفا نیست بریم سراغ آکوما
وقتی به اونجا میرسن شوکه میشن فرد آکومایی
مگا ویس بود قدرتشم تولید صدا های بسیار بلند و وحشتناک و ویران گر بود یکی دیگه هم بود که آموک داشت کارش این بود که
از مگا ویس محافظت کنه تا کسی نتونه آکوماش رو گیر بندازه وقتی اونا کت و لیدی رو میبینند مگن وقتشه نابود شید مگا ویس یه صدای بلند داد و لیدی باگ و کت نوار رو پرت کرد رو یکی از ساختونا
لیدی باگ گفت اینجوری نمیشه و گفت لاکی چارم(طلسم شانس با گردونهی خوش شانسی) لاکی چارم به اون یه
عکس از آدرین داد گربه گفت وای به عکس از یه مدل معروف میخوای باهاش چکار کنی لیدی باگ به دور و برش نگاه کرد و گفت فهمیدم چکار کنم
خب ممنون که خواندیم نظر فراموش نشه و دعوت به همکاری هم قبول میکنم (البته به شرطی) و ببخشید کوتاه بود و همین طور که جای حساس کات دادم (بخواتر تاثیر دراماتیک است)