زیاد معطل نکنم بریم برای پارت دو😍
سوار قایق که شدیم به سمت اسکله رفتیم ترجیح میدادم تو کشتی بمونم ولی قایق خیلی ترسناکه چون قایق خیلی بالا پایین میشه 😥
وقتی که رسیدم بهمون گفتن که باید ۴ ماه تو کمپ باشیم روز اول کمپ خوب بود الان وارد روز دوم شدیم واقعا اینجا خسته کننده شده دارم فکر میکنم خیلی طول میکشه که از اینجا بریم و من واقعا نمیدونم چکار کنم🙁
دنیا بیا نهار من باید برم نهار بخورم واقعا غذاهای اینجا رو دوست ندارم دلم میخواد مامانم غذا درست کنه ولی نمیشه امروز غذا مرغ داریم مرغ غذای مورد علاقه ی منه ولی نه این مرغ هایی که اینا میدن 🤢🤕
اتاق من یه اینه ی بزرگ داره بعد نهار میخوام شروع کنم به اهنگ خوندن قبلا هم گفتم عاشق اهنگ خوندنم واقعا وقتی یه اهنگ میخونم حالم بهتر میشه و غصه ها از یادم میره راستی امروز با یه پسری به اسم سپهر اینا شدم خیلی پسر بامزه ای هستش من حیل دوستش دارم همش سعی داره همه رو بخندونه سپهر هم تو کشتی با ما بود ولی من ندیدمش 🙂
الان ساعت ۷ شب اینجا ساعت ۹ همه میخوابن مجبورم که بخوابن ما همه تو تاریکی میشستیم تا خوابمون ببره دوست دارم امشب که خوابیدیم فردا بزارم بریم هروی که میگذره حالم بد تر میشه من اینجا رو دوست ندارم واقعا مسخره است امروز بعد نهار خوردن کلی بازی کردم و اهنگ خوندم دارم خودم رو سرگرم میکنم تا این ۴ ماه بگذره🙃
الان ساعت ۹ شب همه تو تاریکی نشستیم واقعا عجیبه خوب بزارید هرکی هروقت دوست داره بخوابه مگه مجبوره صدای جیغ مامانم یهو کلداتاق رو برداشت سریع رفتم بیرون وقتی مامانم رو دیدم...............
عالیی عاجی💋
مرسی اجی جون💜🧡