حاصل همکاری mr.sifer و بلندین بلندین از این به بعد لقب من بلندین بلندین هست ما در حال ساخت داستان جدیدی به نام کاپیتان اسلش هستیم این داستان بعد بازگشت به آبشار جاذبه انتشار میشود لطفاً رمان های مارو کپی نکنید
سلام من بلندین بلندین هستم امیدوارم از قسمت های قبل خوشتون امده باشه ما در حال ساخت داستان جدیدی به نام کاپیتان اسلش هستیم که در 10 قسمت انتشار میکنیم از تستچی خواهش میکنم این داستان و کاپیتان اسلش رو منتشر کنیم خب میریم واسه داستان ?
کوتوله ها:خانواده پاینز!!!! بــــــــــریـــــــــــد بـــــــــــــیرون! دیپر:امم رفیق گوش کن ما گذشته خوبی نــــــه(دیپر و خوانواد پاینز افتادن تو چاه) دیپر:گوش کن مارو بیار بیرون استن:دیپر جان پایینتو نگاه کن(چاه تا ساق پاشون بود) دیپر:اها! گیر افتادی کوتوله:مطمعنی؟ ناگهان نیزه ها به سمت دیپر و خوانواده پاینز رفت
کوتوله:حالا برده ما میشید استن فرد با اصلحش یه ضربه میزنه و همه میوفتن کوتوله:بازم تو؟ لعنتـــــــــــی استن لی:گوش کن به ما جورنال۷ رو بده ماهم برات یه ملکه جدید پیدا میکنیم کوتوله:چی؟ دیپر:اره اسمش پاسفیکا موهاش طلایی و پولداره کوتوله:باشه استن فورد یه پورتال باز میکنه و گیدن میوفته دست اونا کوتوله:بیا اینم جورنال۷ دیپر:ممنون خانواده پاینز دارن راه میرن که......
دیپر:خب حالا چیکار میکنی استن فورد: ورد زنده کننده را میخونم و بعد دستشو به سمت الکس گرفت گفت الامینو سیالیو جیکارو مانارو سمیاندا سنیچونا و بعد یه دفعه به سمت الکس یه نور میره و بعد یه چشم الکس باز میشه و تمام زخمش خوب میشه میفته زمین
میکنیم نابودش میکنیم و عمو اسی شمارو پیدا
میکنیم و بعد بیلو برای همیشه نابود میکنیم رسیدیم بالای سر زندان و با یه شلیک سقف زندان رو ترکوند و میبل فراری دادیم رفتیم سمت مخفیگاه کیل تا نابودش کنیم رسیدم و...
دیدیم کیل و بیل با هم مبارزه میکنن کیل: تو دست و پا چلفتی با اون برادر ابی رنگت ویل حالمو بهم میزنین بیل: برادر تو همیشه به من حسودیت میشد کیل: من بزرگترین برادر هستم قدرتم بیشتره خانواده دارم بعد تو که از یه انسان می بازی حسودیم شه بیل: من تونستم هیولاها رو به این جهان بیارم در حالی که تو تو داشتی به بچت یا. میداد چطور به بقیه با دستاش شلیک کنه میبل: تو میتونی با دستات شلیک کنی الکس: اره و خشم انسان ها و بقیه هم میتونم کم و زیاد کنم
دیپر: بچه ها وندی کجاست استن فورد : خب اون رفت خونشون گفت ازت تشکر کنم بخاطر امشب دیپر: امشب بدترین و بهترین شب عمرم بود بیل: این برای اینکه همیشه بهم زور میگفتی این بخاطر اینکه منو همیشه اذیت میکردی این به خاطر اینکه من از خونواده بیرون کردی کیل: تو یه .. هستی تو باعث مرگ پدر و مادرمون شدی تو تو تو (و با مشت زد تو صورتش و بیل پرت شداونور از همه متلاشی شد) کیل: بیل تو باعث شدی همسرم بمیره بیل: تقصیر خودته تو اگه منو از خانواده بیرون نمیکردی من هم برای انتقام زنتو نابود نمیکردم تو من و ویل رو از خانواده بیرون انداختی کیل: ویل ضعیف ترین و کوچکترین بچه بود اون میخواست بعد مارو نابود کنه مجبور بودم با طلسم زندانیش کنم بیل: تو جسمهای ما رو ازمون گرفتی مارو تو طلسم تو یه غار زندانی کردی اگه فورد نبود من تا اخر عمرم اونجا میبودم
کیل: چرا برگشتی به این غار بیل: تا اونو بیارم ? کیل: کیو (ناگهان از پشت ویل سایفر به سمت کیل میره و به اون ضربه ای به اون میزنه که سایفر ها از بدنشون جدا میشن کیل از بدنشن پرت میشه اونور بیل به بدن استن لی بر میگرده) بیل: درست تو از بدنت به بیرون انداخته شدی تو دیگه بدنی نداری کیل ویل: اره ?? هق هق این طلسم رو ??از اون موقع یادم بود ??? (ویل صاحب قدرت ناراحتی برای همین نمیتونه بخنده)
بچه ها اگه کوتاه بود ببخشید همش تقصیر یه چیز بزار خلاصه کنم مدرسه بگذریم سعی میکنیم بهترین ها رو بدیم بخونین باز از تستچی خواهشمندم که این داستان را انتشار کنه دوستدار شما امضاء بلندین بلندین
دوستان عزیز در گ.و.گ.ل یا هر نوع م.ر.و.گ.ر س.ر.چ کنید بازگشت به آبشار جاذبه و در قسمت ویدیو ها اون هایی که درست کردم وگذاشتم رو ببینید
مبهم بود قشنگ توضیح نمیدی اگر الان قشنگ توضیح داده بودی عالی بود ولی یه خورده مبهم بود بیشتر توضیح بده
مثل همیشه عالی❤
نه خدای بد نوشتیم واسه مدرسه است اما قول میدم جبران کنیم و بیپر ممنون 7و 8 رو من تنهایی نوشتم و از این به بعد درست مینویسم و درست توضیح میدم
نفهمیدممممممم
مثل آدم داستان رو بنویسین ولی فقط از سوال ۷ یا ۸ خوشم اومد
با دقت تر بنویسین من بفهمم
ولی بهتر از پارت های دیگه بود
دقیقا اگر بیشتر توضیح میداد عالی بود