پارت ۲ هستش پارت ۱ رو هم قبلا گذاشتم
یه لباس استین بلندقرمز با طرح شاهین پوشیدم . با یه شلوار مشکی . خواستم درس بخونم دیدم پسره دارم صدام میکنه ( از خدا خواسته از زیر درس در رفتی🤣) دیدم کیمچی درست کرده با دوکبوکی واییییییییی من عاشق کیمچیم 😍😍😍😍😍😍
کوکی : غذا رو دوست داری ؟؟؟ ا/ت : بلههه من عاشق کیمچی و دوکبوکی ام 😋🥰 کوکی : باشه پس بخور😃 ا/ت : ممنون 😊 {غذا و خوردین و تموم شد و ظرف هارو شستی } جونگ کوک رفت تو اتاقش . منم رفتم تا شهر رو بگردم .........
یه هودی زرد پوشیدم با شلوار مشکی ( چقد شلوار مشکی میپوشی 😅😂) 《 موقع برگشتن به خونه 》 دیدم یه مرد میان سال از یه ون مشکی پیاده شد دیدم داره با جونگ کوک بحث میکنه بحث که چی بگم دعوا میگرد
خیلی ترسیده بودم... مرده یه کشیده خوابوند زیر گوش جونگ کوک و جونگ کوک رفت تو خونه منم گذاشتم یکم بگذره بعد رفتم داخل خونه🏠🏠 رفتم در اتاق کوک رو زدم ✊✊✊ گفتم میخوام استراحت کنم برو...... اما من رفتم داخل اتاقش جونگ کوک : من مگه نگفتم میخوام استراحت کنم نیا تو ا/ت : چرا اون مرده زد تو گوشت ؟؟؟؟
در اتاقش رو زدی و رفتی داخل اون گفت مگه نگفتم میخوام استراحت کنم ا/ت: چرا اون مرده زد تو گوشت ؟؟ جونگ کوک : مگه برای کسی مهمه بغلش کردی و اروم گریه کردی ا/ت : برای من مهمه جونگ کوک : اون پدرم بود و... مجبورم داره میکنه که با یه دختره تو شرکتش ازدواج کنم ا/ت : برای چی ؟؟؟؟ جونگ کوک :نمیدونم
نامه ی از کوکی : سلاممم من بانی کوچولو جونگ کوکم اگه میخواید نویسنده براتون پارت بعدی رو بنویسه لایک کنید و کامنت بگذارید تا ببینید من بهتون میرسم یا نه اگه لایک کنی و کامت بگذاری بهت قول میدم یه هدیه برات دارم
خفن تر از خفن
عالی بود ❤❤
عالی
سلام ❤
من پارت ۳ رو ۱ روز هست که نوشتم اما هنوز در صف بررسی هستش .
اگه پارت ۳ حدود ۱۶ تا کامنت داشته باشه ۲ تا ری اکشن میگذارم
عالی
عالی بود زود بعدی رو هم بزار 💝
عالییی بود 💜💜
خیلی قشنگ بود بعدیو بنویس لطفا