معرفی نامه رو تو پروفایلم بخونید

از زبان ا/ت : پدر و مادرم با ادامه ی تحصیلم تو ی کره مشکل داشتن یعنی نمیذاشتن که برم کره . اما من میخواستم برم پس چمدونم و بستم و بلیط رزرو کردم برای فردا صبح زود . پس گرفتم خوابیدم .
من از هواپیما میترسیدم😰 اما برای رفتن به کره دل تو دلم نبود ☺پس ترس و کنار گذاشتم و سوار شدم😁 . چمدونم فیروزه ای بود . عاشق رنگشم 😍😍 خیلی خسته بودم پس یکم خوابیدم 😴 بیدار شده بودم رسیده بودیم . پیاده شدم و رفتم دنبال خونه

آها یه خونه ی ۲ خوابه پیده کردم با یکی شریک بودم اما قبول کردم . کلید گرفتم و رفتم داخل ارامش داشت . اتاقم رو انتخاب کردم و رفتم و وسایلم رو گذاشتم تو اتاق . بعد یکم استراحت دیدم صدای در میاد خیلی ترسیدم اما رفتم ببینم کیه با کلید در رو باز کرده بود .

که دیدم یه پسر گوگولی و خوشتیپ با دندون خرگوشی اومد داخل . وای خیلی خوشگل بود . از زبان کوکی : یه خونه پیدا کردم ۲ خوابه قبول کردم بعد چند دقیقه رسیدم . در رو باز کردم که دیدم یه دختره با یه هودی آبی و شلوار مشکی وایستاده
بهم سلام کرد منم سلام کردم بهش . دختره خیلی گوگولی بود . خوشگل هم بود . رفتم جلو و پرسیدم : ببخشید تو هم اینجا رو گرفتی ؟؟ گفتش اره از زبان ا/ت : پسره ازم در مورد این پرسید که منم اینجا رو گرفتم منم گفتم اره بعد پرسید چند سالمه گفتم ۲۱ اون گفت ۲۳ سالشه

یه هودی مشکی و یه شلوار مشکی پوشیده بود . پرسیدم اسمش چیه گفت جونگ کوک منم گفتم من ا/ت هستم از زبان نویسنده : ا/ ت : من ا/ت هستم جونگ کوک : خوشبختم ا/ت : منم همینطور

از زبون ا/ت : بعد ۱ ساعت رفتم غذا درست کنم جونگ کوک رو وقتی غذا درست شد صدا کردم تو طول غذا اصلا با هم حرف نزدیم بعد غذا رفت تو اتاقش منم ظرف ها رو شستم و رفتم تو اتاقم

کار های ثبت نامم رو ۱ سال بود انجام داده بودم و وقتی فردا مدارس باز میشد برای اول سال من دانش اموز جدید بودم ☆فردا☆ رفتم دانشگاه و برگشتم . دیدم پسره داره غذا درست میکنه بهش سلام کردم اونم بهم سلام کرد و رفتم تو اتاق و لباسام رو عوض کردم
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
عالییییییی🖤
نظر یادتون نره اگه میخواید پارت ۲ رو بنویسم