جوکه دیگه جوک
داشتم تدریس آنلاین میکردم بابام میگه وا این چه سروضعیه برا خودت درست کردی خانم بیا ببین پسرتو🤣 میگم :چشه مگ پدر من؟ میگه از بالا تیپ امیرحسین آرمان پایین تنه، پیژامه شازده تو متهم گریخت رو پوشیده😂
بابام بعد چند سال داشت تلفنی با دوستش حرف میزد گفت خب ساسان پسرت چطوره؟ اونم گفت سلام میرسونه تازه از لندن برگشته درسشو تموم کرده میخواد مطب بزنه پسر تو چیکار میکنی؟ بابام یه نگاه به من انداخت دید با شلوار کُردی درازکشیدم خیار گاز میزنم گفت خیلی وقته ازش خبر ندارم از پیش ما رفته😂
ﻣﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺭﻓﺘﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﮔﻔﺘﻪ 1 ﺟﻌﺒﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﯾﺎﺭﻭ ﮔﻔﺘﻪ ﭼﻨﺪ ﮐﯿﻠﻮﯾﯽ؟ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ 55 ﮐﯿﻠﻮ ﺍﻡ ﻭﻟﯽ ﺭﮊﯾﻢ ﮔﺮﻓﺘﻢ ﻻﻏﺮ ﺷﻢ!!! ﺏ ﻫﻤﯿﻦ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﺍﺧﯿﺮ ﻗﺴﻢ ﻣﯿﮕﻦ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺗﻮ ﯾﺨﭽﺎﻝ میگه من کیک تولدم😂😂😂😂
يه بار بهم پول دادن گفتن برو ببین آقای نقدی (میوه فروش محله مادربزرگم) پیاز داره؟ منم بستنی خوران برگشتم خونه گفتم آره، يه عالمه م داره.😊
تو خونه ی ما هر کاری بکنی بابام میگه خجالت بکش هم سن و سالای تو زن و بچه دارن حتی یه سری داشتم تلویزیون میدیدم بابام اومد تو گفت خجالت بکش هم سن و سالای تو زن و بچه دارن خب پدر من چه ربطی داره من دارم تلویزیون میبینم حالا عمو پورنگ میگه یه کف مرتب بزن من نزنم زشت نیست ؟😕😂😂
کف دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه خانم مراقبه اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی؟؟منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!! گف پس اینا چیه رو دستت؟؟؟ منم یه نگا کردم گفتم: وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!! یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهر گیرم بیاد😐 😂😂😂😂😂
اسمتو هاناست فالوت کردم میشه فالون کنی