سلام ،، آمده ام با پارت ۴ . خب بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
بیل : خب من ۱ روز پیشت بمونم ،، ببینم دروازم چجوری روز هاش رو میگذرونه . دیپر : معأمله باهات کردم ،، پس دیگه مزاحمم نشو . بیل نزدیک دیپر میشه . بیل : نه ،، عزیزم ،، می خوام ببینم چجوری دروازه ی قدرتمندی میشی . دیپر : سعی می کنم این قدرت رو کنترل کنم که تو نتونی ازم استفاده کنی .
از اون ور میبل میاد . میبل : دیپر ،، بیل اینجا چیکار میکنه . بیل : اوه ،، ستاره دنباله دار خیلی دلم برای ،، ذهن دوست داشتنیت ،، تنگ شده ،، انگار مثل همیشه تو خیالاتش هستش . میبل : الان حالیت می کنم ،، ستاره دنباله دار کیه ،، من میبل پاینز هستم . میبل میپره تا بیل رو بگیره ولی بیل جاخالی میده . بیل : نه ،، نه ،، ستاره دنباله دار ،، من ۳ بار از یه حرکت تو آسیب نمی بینم ( خب منظورش اون ۲ باری هستش که میبل شتابان به طرف بیل پرید ) ،، خب دروازه ی من ،، بیا یه امروز با هم باشیم .
دیپر : نه ،، نه ،، نه ،، همین الان میری توی دنیای خودت . بعد دیپر یه دروازه باز میکنه و بیل رو هل میده داخلش و فشار میده که بره . بیل : وای چه دروازه ی خوبی ،، الان مشتاق شدم ببینم باز چه کار هایی می تونی بکنی . دیپر : لازم نکرده ،، فقط برو .
ناگهان وقتی دیپر داشت بیل رو از دروازه رد میکرد لیز میخوره و یه دروازه ی دیگه باز میکنه و میره توش ،، و سریع دروازه بسته میشه . میبل : دیپر ،، دیپ... دیپر انگار داشت سقوط می کرد که به زمین رسید ولی ،، متأسفانه فاصله ش با زمین خیلی زیاد بود ،، ۲ دقیقه بعد ،، هنوز هم دیپر مشغول سقوط کردنه . دیپر : چرا دروازم کار نمیکنه ،، یا دوباره حالت بی جاذبه گیم نمیشم ،، واقعا خیلی عذاب آوره . دیگه داشت به زمین میرسید که محکم روی یه نفر میوفته .
دیپر : آخ ،، کمرم شکست ،، وایسا روی یکی افتادم . دیپر اون پسر رو بلند میکنه و لباس هاش رو تمیز میکنه . دیپر : واقعا ببخشید ،، ببخشید ،، داشتم سقوط می کردم ،، نمی دونم وسط آسمون چیکار می کردم . ناگهان دیپر میبینه که پسر روبه روش خیلی شبیه ش هستش ،، پسره : مراقب باش ،، وایسا ببینم . دیپر و پسره : تو خیلی شبیه منی ،، یا بهتر موازی هستیم . دیپر : با...باو...باورم نمیشه...یه موازی . پسره : خب من با تمام دیپر ها فرق دارم .
پسره خودش رو معرفی. میکنه : اسم من ،، میسو سایفره ،، امپراطور ۷ بعد ،، و همون دیپر پاینز هستم . دیپر یهو هنگ میکنه . میسو : عجیبه ( داخل ذهنش ) من نمی تونم ذهنش رو بخونم ،، یعنی چی ؟ . ناگهان دیپر میره تو حالت بی جاذبه گیش . دیپر : آخه ،، الان داشتم سقوط می کردم باید میومدی . دیپر سعی میکنه دروازه درست کنه اما نمیشه . دیپر : یعنی چی ؟ ،، چرا نمیشه ؟ . میسو : الان چه اتفاقی افتاد ؟ . دیپر : ببخشید ،، من الان باید یه دروازه درست کنم .
دیپر : زود باش ،، منو آوردی اینجا بایدم ببری . میسو نزدیک دیپر میشه و لمس میکنه ،، ناگهان دوباره میره تو حالت بی جاذبه گی جهانی . میسو : یهو چی شد ؟ ،، وایسا ببینم کاره تو هستش . دیپر : آره ،، و الان اوضاع به لطف تو خرابه چون من یه دروازه ی خیلی خطرناکی هستم دنیا داره نابود میشه .
میسو : نگران نباش ،، من امپراطور تمام دبعد ها هستم ،، ازبین بردن یه دروازره کاره سختی نیست . دیپر : ۱ دروازه نه ۵ تا دروازره ی قوی . میسو : حالا هر چی . بعد میسو یه بشکن میزنه و دروازه ی دیپر رو کنترل میکنه . میسو : دیدی ،، کاری نداره ،، برای من مثل انجام دادنه ریاضیات پیشرفته هستش . دیپر : ممنون ،، چون واقعا کنترل کردنش سخته ،، راستی گفتی سایفر ؟ .
میسو : میسو سایفر ،، کسی که امپراطور ۷ تا بعده و سایفر افسانه ایه و از تمام سایفر ها قوی تره . دیپر : آها ،، خب معلومه ،، دیپر پاینز ،، کسی که میتونه یه دنیا رو نابود کنه ،، اونم بدون کنترل کردنش . ناگهان بیل سایفر بعد میسو دروازه باز میکنه . بیل بعد ۲ : میسو ،، احساس کردم دنیا داشت نابود میشد . میسو : آره ،، داشت نابود میشد هیچی ۱ لحظه ای تموم شد .
دیپر ،، بیل بعد ۲ رو میبینه میترسه میره بغل میسو . دیپر : بی...بیل... بیل : اوه ،، یه موازی ،، به نظر قدرتمند میاد . میسو : تو از کجا میدونی ؟ ،، من قدرتت رو گرفتم ( عزیزان این اتفاق توی روزهایی افتاد که میسو با سایفر های سیاه جنگ داشتند ) . بیل : معلومه ،، از درونش ،، قدرت درونیش اینقدر زیاده که برابر تو هستش . میسو : عجب . دیپر : آره ،، من با یه اشاره کوچیک می تونم همه چیز رو نابود کنم یا به وجود بیارم ،، ولی زیاد به قابلیت پیدایش ش دست پیدا نکردم . میسو : اوه ،، داره شب میشه چه زود شب شد بیا به قلعه م ،، اونجا حرف بزنیم . دیپر : باشه .
خب ممنون از آشناییت خوش بختم و اینکه از نظر شما هم ممنون نویسنده ی داستان و در ضمن من الان 1 روز داستان و گذاشتم ولی هنوز در حال بررسی است معمولاً چقدر طول میکشد تایید بشه
۲ یا ۳ یا شاید هم بیشتر برای من سره ۲ روز میاد
اما نگران نباش میاد
راستی میخواستم دعوتت کنم به همکاری من برای داستان تناقض نیاز به کمک دارم اگه دوست داشتی با هام همکاری کن راستی به آبشار جاذبه هم ربط دارد
میدونی جالبی آبشار جاذبه چیه
اینکه میتونی انیمیشن ها رو به هم ربط بدی
اصلا آبشار جاذبه تو دنیا تکه
حتما
سلام مجدد خواستم بگم میتونیم باهم دوست باشیم؟؟ من علیرضا هستم 14 ساله آبشار جاذبه رو زیاد دوست دارم و شخصیتم شبه بیل هست شخصیت تو چیه؟؟؟
من بیپر ۲ هستم ۱۳ ساله من بیشتر به بیپر و کیل سایفر
بیا دوست بشیم
سلام من داستانت رو دست داشتم واقعا عالیه و اینکه بیشتر فعالیت کن و منم دارم یه داستان مینویسم به تسمه تناقض اگه دوست داشتی بخون جالبه البته هنوز در حال بررسی شاید تا فردا بیاد راستی یه بار دیگه هم نظر دادم با اسم C.Xدر داستان هفت منتخب سوروفیا پارت ۱
متوجه شدم
حتما می بینم
خیلی ممنونم نظر دادی
عالی
منتظر پارت بعد هستم
ممنون
سومین نفر بودم
ممنون
چه جالب از میسو سایفر و بیل استفاده کردی
منتظر باش پارت بعد امپراطور هفت بعد خیلی جذابه
منم منتظر پارت بعد داستانت هستم
منتظر هستم
راستی قسمت بعد امپراطور هفت بعد منتشر شده
اولین نفر.قدرت میسو سایفرو بیشتر دوست دارم. خیلی خفنه. به هر حال می تونه بیل رو با یه بشکن بپوکونه.
اره منم خیلی دوسش دارم
منم ،، خب اما روح کهکشان هم مثل میسو سایفره
هر دوشون قوی هستن