سلام دوستان ببخشید که دیر شد ممنون از حمایت های عالی تون و اینکه یه نظر سنجی هم داریم ?
بچه ها یادم رفت تو پارت قبلی خصوصیات جنز رو بگم ( یه پسر قد بلند با موهای مشکی و چشم های ابی و هم سن مرینت عکس همین پارت ) بریم سراغ داستان ? که یهو پام گیر کرد و از پله ها داشتم میفتادم پایین که دیدم دو نفر دستمو گرفتن این دستمو جنز این دستم هم آدرین داشتم از خجالت اب میشدم جنز کمکم کرد پاشم بعد من از هردو تشکر و خداحافظی کردم فقط نمی دونم چرا آدرین عصبانی بود از زبان آدرین داشتم میرفتم که دیدم مرینت داره میره میخواستم برم و بهش بگم که ساعت هفت بیاد روی برج ایفل تا با هم حرف بزنیم ولی دیدم داره میوفته رفتم کمکش من و جنز با هم دست مرینت و گرفتیم من از این پسره جنز خوشم نمیاد ? به خاطر همین یکم عصبانی شدم رفتم خونه رو تختم دراز کشیده بودم و به لیدی باگ فکر میکردم { میگم غزل نمیشه لیدی باگ و عاشقم کنی / نچ برو پی کارت تا ببینیم بعدا چی میشه } از زبان مرینت ?
رفتم خونه ساعت دو بعدظهر بود اتاقم و مرتب کردم تا جنز بیاد وقتی اومد با هم کلی حرف زدیم و درس خوندیم اون به من گفت تا ساعت ۸ بیام کنار پل منم قبول کردم رفتم تا اماده بشم ? من با تیکی بلاخره یه لباس انتخاب کردیم من یه لباس ابی کمرنگ بلند با یه صندل پاشنه ابی برداشتم داشتم میرفتم که مامانم گفت یه پالتو بردارم هوا سرده منم برداشتم وقتی رفتم واقعا هوا سرد بود بلاخره رسیدم از زبان جنز :? رفتم خونه اماده شدم تا برم سر قرار با مرینت باید حسمو بهش میگفتم که ع*ا*ش*ق*شم ( واقعا ? / اره پس چی فکر کردی ....حرف اضافه نزن که من نویسنده هستم ) باشه بابا غلط کردم
از زبان آدرین : ? حوصلم سر رفت تبدیل شدم تا یه گشتی بزنم دیدم مرینت داره میره رفتم دنبالش اون داشت میرفت پیش جنز ?? وقتی رفت جنز بهش یه گل قرمز داد و با هم کلی خندیدن دیگه طاقت نداشتم باید همین فردا حسمو به مرینت بگم که دوستش دارم ( چرا همه یه حسی به مرینت دارن ?) بریم یکم جلوتر از زبان مرینت : ?
صبح با صدای تیکی از خواب بیدار شدم رفتم مدرسه ولی زیاد حوصله نداشتم از شانس منم آلیا نیومده بود زنگ تفریحم تنها بودم که جنز اومد گغت چیزی شده گفتم نه چیزی نشده گفت مرینت راستش می خواستم یه چیزی بهت بگم من ... من ..خوب راستش عاشقتم من یه دقیقه مونده بودم از زبان آدرین :? داشتم تو حیاط با نینو حرف میزدم که دیدم جنز به مرینت گفت عاشقتم ???من رفتم جلو یقه جنز و گرفتم از زبان مرینت : ?
من مونده بودم جنز به من گفت عاشقتم بعد آدرین اومده یقه ی جنز و گرفته و بهم گفت که من دوستت دارم من دیگه چیزی یادم نمیاد از زبان آدرین ? من به مرینت گفتم دوستش دارم و اون بیهوش شد ? سریع بغلش کردم و بردمش تو ماشین به بادیگاردم گفتم با تمام سرعت برو بیمارستان ... رفتم بیمارستان داد زدم یکی کمک کنه چند تا دکتر بردنش تو اتاق و بعد یک ربع اومدن بیرون گفتن خطری نبوده فقط خیلی بهش فشار وارد شده چند دقیقه دیگه بهوش میاد گفتم می تونم برم تو گفتن باشه من رفتم تو مرینت داشت چشماشو باز میکرد گفت آ..د..ر..ین گفتم بله من اینجام گفت که تو واقعا دوستم داری گفتم : نه من عاشقتم من قبلا عاشق یکی دیگه بودم ولی اون به من اهمیت نمیداد من میخوام با تو باشم که همیشه کنارم بودی و کمکم کردی
مرینت گفت تو اگه عاشقم بودی اونقدر من و اذیت نمیکردی تو همش به من میگفتی که من فقط یه دوستم من خیلی برای رسیدن به تو تلاش کردم مت قبلا عاشقت بودم ولی دیگه نه میخوام با کسی باشم که از همون اول عاشقم شد گفتم منظورت کیه گفت منظورم جنزه من دیگه داشتم از عصبانیت و ناراحتی میترکیدم با بغض گفتم پلگ پنجه ها بیرون مرینت تا منو دید که گربه سیاهم دوباره بیهوش ش من تبدیل به خودم شدم و دکتر ها رو خبر کردم اونا هم به مامان بابای مرینت زنگ زدن اونا اومدن بعد بیست دقیقه دکتر اومد بیرون و گفت نباید زیاد بهش فشار وارد بشه یا هیجان زده و یا شکه بشه این داره مشکل ساز میشه تا یک هفته سعی کنید زیاد بهش شک وارد نکنید گفت چند ساعت دیگه که بهوش اومد می تونید ببرینش
بعد اینکه مرینت بهوش اومد پرستار رفت تو تا مرخص کنه وقتی مرینت اومد بیرون سرش رو گرفته بود و یک کلمه هم حرف نمیزد از زبان مرینت : ? وقتی چشمام و باز کردم سرم خیلی درد میکرد یاد اینکه آدرین گربه سیاهه و اون گفته عاشقتم افتادم اصلا نمی تونستم درک کنم من مرخص شدم با آدرین یک کلمه هم حرف نزدم
داشتیم میرفتیم خونه که دیدم جنز دم در بیمارستان وایساده تا من و دید خوشحال شد اومد گفت حالت خوبه گفتم اره فکر کنم مامان بابام مونده بودن اخه دو تا پسر تو بیمارستان همهش میگن حالت خوبه ? رفتیم خونه من تبدیل به لیدی باگ تا یه چرخی بزنم از پنجره رفتم بیرون که یهو
امیدوارم که لذت برده باشید ببخشید که دیر شد به خاطر کلاس ها و درس ها یکم دیر شد خب حالا بریم سراغ نظر سنجی برای ادامه داستان حتما در نظرات بگید ??
خب دوستان اول بگید که مرینت با ادرین باشه گزینه ۱ یا مرینت با جنز گزینه ۲ حتما بگید
و اینکه اگر در نظر سنجی بیشتر مرینت و ادرین باشه جنز رو بکشم گزینه ۱ جنز رو نگه دارم تا رابطه بین ادرین و مرینت رو خراب کنه گزینه ۲ هردو گزینه ۳ منتظر نظرات شما دوستان عزیز هستم ????
عالی بود 💫🤩
هر کاری میخوای بکن ولی جنز رو بکش یامن خودم میدونم باهاش😈😈😈😈😈💣💣🔪🔪🔫🔫🔫🔫والبته مرینت رو ببر پیش ادرین
داستانت حرف نداره یه سری به تست های منم بزن
ادامه بده وبرای نظر سنجی من
گذینه سوم رو انتخواب می کنم یعنی مرینت و لوکا ?
لوکا رو هم وارد داستان کن
حتما ادربن رو با مرینت بزار اما قبلش حرص ادرین رو در بیار. و اینکه کاری کن که کاگامی عاشق جنز بشه و اینکه جنز رو یک ابر قهرمان کن
ایده خوبیه ???
آره اینم خوبه
درمورد سوال ۱ جوابم با ادرین هس ول درلاده سوال ۲ چراو جنز عاشق یه نفر دیگه نشه
خب مث همیشه عالی ولی خیلی دیر گذاشتی پارت2مال هفته قبل بود اینو الان گذاشتی?در مورد نظر سنجی هم هیچ نظری ندارم??
سعی میکنم زودتر بزارم ??
همین الان باید هویت هم را بفهمند تیکی و پلگ هم عاشق هم شوند ممنونم
مرینت با آدرین باشه
سلام کاری کن ادرین شرور شه و بفهمه مرینت لیدی باگ هست