ممنون از نظر های خوشگلتون فقط یه سوال عکس انیمه ی بهتره یا مثل داستان ۷ و ۸ ؟؟تو نظرتون بگید ببینم چه عکسی پیدا کنم برای تست ?????? راستی میشه بگید بی تی اسی هستید یا بلک پینکی چون من بلک پینکی هستم ????
الیس گفت یه دختر داره که توی و پسر داره کیمه گفتم جرج کی هستش یه دوسته یا یه دشمن جرج گفت خدایاااااااااااا چرا این دوزاریش کم میفته جان گفت تو و جرج فامیلین جرج پسر عمه ی توه رفتم سریع جرج رو بقل کردم سلام پسر عمه جرج اروم زد پشتم که اروم تر بقلش کنم یهو دستم خون امد خوردمش لوسی گفت ایییی یهو رفتم تو یه دنیا ی دیگه که همه چیز سیاه و قرمز بود جرج گفت به دنیای خون اشامی خوش امدی گوشیم رو در اوردم به جرج گفتم میشه مامانم رو پیادا کنم جرج گفت سخته ها جان گفت بچه ها حالا چه جوری کلارا تربیت کنیم الکس گفت به روش لوکا گفم روشش خوبه یا نه
مکس گفت وحشت ناک درد ناک گفتم قول میدم دخمل خوبی باشم ? جرج گفت بگذریم هنوز دندون هاشو رو کسی امتحان نکرده که بخاد تربیت بشه گفتم مگه شما ها امتحان کردید جرج گفت اره هممون کردین جان گفت من رو خواهرم کردم گفتم واییییییییییی ?الکس گفت من رو دوستم گفتم چه وحشی ?مکس گفت من رو مامانم امتحان کردم گفتم رو مامان بنده خودات ? جیم گفت من رو خودم امتحان کردم گفتم لاقل این یکی ادم تره ? جرج گفت من رو تو امتحان کردم گفتم کی کردی گفت اون موقع که پشت سرت بودم و چشمات رو گرفتم و امد نزدیک و مو هام رو کنار زد و سوراخ هارو نشون داد گفت اینه ها گفتم فاصله رو رایت کن گفت باشه و رفت عقب دست زدم سوراخ ها بسته شدن جرج و جان دهنشون با مون الکس گفت این یه نوع از خون اشام ها هست که وقتی جای که زخم یا سوراخ شده رو در جا خوب کنن جان گفت من سه تا رو گردنم دارم گفتم چه خبره اقا بچه ها من میخوام برم پیش کیم جرج گفت الا میریم و لوسی گفت منو لیا ایجا چی میگیم جان گفت شما ها هم با یکی از این دوتا پسرا فامیل هستید گفتم لوسی اگه تونستی بفهمی رفتم نزدیک الکس دستش رو زخم کردم یه کوچولو خون خوردم بعد خوبش کردم بعد رفتم پیش لوسی دست لوسی رو که زخم کردم یه جیغ بلندی زد گوشم کر شد و دهن لوسی رو گرفتم و از خونش خوردم خونش عین الکس بود دستش رو خوب کردم دستم رو از دهنش بر داشتم گفتم الکس و لوسی با هم فامیلن لوسی گفت حاضرم با ملکه دوست خون اشامم دوست باشم با الکس نه جرج گفت الا که هستی لوسی گفتم مگه مامان شما ها ملکس جان گفت نه اما خاله الیس ملکس گفتم مامان من ؟؟ گفتن اره دیگه گفتم یعنی من با جان هم فامیلم جان گفت اره دیگه
رفتم جان هم بقل کردم لیا و مکس خیلییییییییییی اروم بودن گفتم خوب معلوم شود که مکس و لیا هم با هم فامیلن جان گفت اشتباه نگیر اون با کای و لوکا فامیله بله فاصله لیا گفت من حاضرم با شیطون فامیل باشم با اون کله شلقمی ها نباشم گفتم های های اروم بابا کای فقط اینجوریه جرج گفت چرا کای تو با هم مشکل دارین یهو کاسو جلمون زاهر شد و کل ماجرارو گفت کلارا و کای و لوکا بهترین دوستا بودن شب هالوین کلارا گفت بیا بریم بازی و کای و لوکا میگن باشه اما لوکا میاد اما کای نمیاد یهو اصبانی شدم گفتم اینو یادت نره که کای سر منو لوکا رو قال گذاشت رفت با امیلی بازی کرد جرج گفت امیلی کیه جان گفت خواهر من که روش دندونم رو امتحان کردم ?? گفتم اگه جرت ندم جان شانس اوردی جان گفت من رفتم بای یهو هممون دم در بیمارستان زاهر شدیم رفتم تو گفتم با کیم کار داشتم گفت دست راست اتاق ۳۷ رفتم تو پریدم بقل کیم گفتم دلم برات تنگ شده بود کیم گفت بهت گفتن یا هوز نگفتن گفتم چی ر میگی جرج گفت کاملا گفتم داداشی (اینا با هم داداش نیستن فقط ه هم ابراز محبت میکنن) گفم موضوع خون آشام بودنو میگیم جان گفت اره گفتم لوسی و لیا هم فهمیدن
کیم گفت نباید بفهمن لیا گفت دیر شده گفتم لوسی کجاییییییییییییییییی رفتم دست لوسی رو کشیدم گفتم بی بیرون دیگه کیم گفت دلم برای همتون تنگ شده لوسی با قر فر گفت ممنون گفتم با از این کارا نداریم و لوسی رو حول دادم سمت کیم لوسی و کیم گفتن کلاراااااااااااااااااا کیم گفت چرچ خدا رحمتت کنه جرج گفت چرا کیم گفت چون تو باید ادبش کنی راستی دندوناش رو امتحان کرد مکس گفت اره رو منو لوسی لوسل گفت خیلی هم درد داشت کیم گفت لوسی تو با الکس دوستی لوسی گفت بابا ما با هم فامیلیم و رفت پیش الکس الکس هم دستش رو اندخت رو شونه لوسی کیم گفت لیا با کی فامیله گفتم با کای و لوکا دقیقا همون موقع کای لوکا زاهر شدن
گفتم بیا همین حلا حرفشون شد امدن کای گفت لیا اصلا شبیه من نیست لوکا گفت کی گقته شبیه تو باشه اون شبیه منه لیا خواست بگه شما ها عین من عاقل نیستین که جلو دهنشو گرفتم گفتم خوش به حالت لیا لیا دستم زو گاز کرفت گفتم الا دونفر دندوناشو رو من امتحان کرد لیا دست زد به دندون هاش گفت هوراااااا دندون منم در امد و لوسی کفت فقط من کم دارم سهو پرستار امد گفت خانم کلارا لطفا از داداشتون بلند شین گفتم من که وایسادم بعد فهمیدم لوسی رو میگه ??♀️?
لوسی گفت فعلا بای کیم کیم هم گفت خوش حال شدم همو دیدیم وقتی کیم رفت دم گوش جرج گفتم میخوام کای رو عزیت کنم گفتم عشقم چه طوری کای گفت با کی هستی گفتم با تو گفت قلط کردی گفتم بد اخلاق اونقی لیا گفت اخه من کجام شبیه اینه انصافا
هر شیش پسرا هم قبول کردن که هیچ جاشون عین هم نیست گفتم بچه ها ما شما هارو کجا نگه داریم یهو گوشیم زنگ خورد سایو بود گفتم سلام جانم کاری داشتی گفت سلام کجاییییییییییییییییی پس گفتم ما تو اتاق کیم هستیم گفت باشه امدیم امدن تو اتاق جاسو گفت نمی شد زود تر میگفتی بیایم گفتم الا مشکل یه چیز دیگس ما نمی دونیم پسرارو کجا بزاریم سایو گفت بچه ها سایوکا پیام داده مامان رفته مسافرت میتونی با دوستات بیای کی حاضر بیاد جاسو و من دستمون بالا موند بعد لوسی و بعدش لیا دستش رو بالا اورد
گفتم خوب شما برین خونه ما ما هم بریم خونه سایو سایو گفت سایوکا وسواسی پس خیلی خوب باشید گفتم از من که نخواه جرج گفت کلارا با ما باشه و یه اشاره ی به دندون ها کرد گفتم اره من با پسرا میرم میخوام بیشتر با پسرا اشنا شم جاسو گفت باشه لیا گفت مواظب باش لوسی گفت خداحافظ دست تو دست هم رفتیم سمت خونه ی ما گفتم بچه ها چرا کای انقدر با من سرد بر خورد میکنه گفتن چون از دخترا متفره گفتم چرا گفتن هیشکی نمیدونه گفتم میخواد چه جوری با لیا کنار بیاد لوکا گفت فکر کنم کای اصلا اهمیت نده
گفتم مواظب باشین و دستم رو اوردم جلو و یه چیزی خورد به دستم نگاهش کردم دستم خون امده بود و یه چیزی عین تیر پلاستیکی خورده بود به دستم کای سریع امد پیشم گفت سریع ببندش تا کسی تبدیل نشده گفتم بلخره اقا یه ظهوری الام کرد کم کم داشت چشم هاشون قرمز میشد سریع دستم رو بستم اما دیگه خیلی دیر شده بودو
اینم از این قسمت فقط یادتون نره بگین بلک پینکی هستید یا بی تی اسی و بگید عکس انیمه بهتره یا عکس نیمه انیمیشنی?? خداحافظ
عالیه فقط یه چیزی رو سریع میری سر اصل مطلب اونطوری خیلی هیجان نداره و متوجه نمی شه 😢😢🤔🤔🤔🤔😘😍
من یه آرمی هستم💜💜💜