سلام بچه ها لطفا نظر بدین من الان ۳ روزه پارت ۲ رو منتشر کردم ولی ۱ نفر کلا نظر داده واقعا ناراحت شدم ?
از زبان مرینت:رفتیم و نشستیم آدرین ما رو رسون خونع رفتم داخل همه خواب بودن رفتم تو اتاقم همش تو فکر بودم که چرا لوکا بین اون همه دختر رفت پیش کلویی واقعا چرا همینجوری تو فکر بودم که خوابم برد (بچه ها مرینت ل،ب،ا س،ا،،ش،و، عوض کرده بود و آرایششو پاک کرده بود ) صب از خواب بلند شد دیدم دیرم شده همینجوری سریع ل،ب،ا،س پوشیدم دویدم بیرون و به سمت مدرسه همینجور که می دویدم خوردم به یکی ندیدم کی بود چون دو تا مون با مخ اومدیم رو زمین بلند شدم و سرم رو مالش دادم نگاه کردم دیدم که ....
آدینه همین جوری خشکم زده بود بیچاره زیر من له شد? بعد دستش گرفتم و بلندش کردم دستمو کشیدم به صورتش و خاکایی که روی صورتش بود رو پاک کردم (بچه ها مرینت دیگه از آدرین خجالت نمیکشه چون با لوکا دوسته) بعد بهش گفت ببخشید اصلا ندیدمت اون گفت اشکال نداره پیش میاد و بعد رفتیم مدرسه
آدرین بعد مدرسه اومد پیش من و گفت مرینت من می خام با گاگامی برم بیرون اما تنهایی از پسش بر نمیام میشه تو و لوکا هم بیایین من گفتم باش بزار به لوکا بگم ببینم چی میشه همون موقع لوکا زنگ زد و گفت مرینت امشب بریم بیرون می خام ی چیزی بهت بگم من موضوع آدرین و حرفایی که زد رو بهش گفتم لوکا قبول کرد آدرین آدرس رستورانی که رزرو کرده بود رو فرستاد من و لوکا رفتیم اونجا
نشستیم و حرف زدیم بعدش لوکا به من گفت یکم بریم جلوی در کارم داره رفتیم لوکا به من گفت مرینت می خواستم ی چیزی بهت بگم من می خام با یکی دیگه وارد ر،ا،ب،ط،ه، بشم منم همین جوری خشکم زد و دویدم سمت میزی که آدین و کاگامی نشسته بودن و سریع کیفمو برداشتم آدرین گفت مرینت چی شده چیزی نتونستم بگم
رفتم خونه خیلی ناراحت بودم که یهو یکی به من گفت سلام من هاک ماث هستم می دونم شگست ع،ش،ق،ی خوردی ولی من می تونم کاری کنم که همه رو ع،ا،ش،ق خودت کنی وای در عوص معجزه گر لیدی باگ و کت نوار رو می خام
یگه چیزی نفهمیدم از زبان راوی:مرینت گفت باشه هاک ماث ولی من لیدی باگم هاک ماث وقتی اینو شنید داشت از خوشحالی می ترکید و گفت هر وقت معجزه گر کت نوار رو گرفتی معجزه گر خودتم بهم بده مرینت گفت چشم هاک ماث و تبدیل به لیدی دارک شد اون رفت به هرکی با یویو میزد اون شخص هر کاری که لیدی دارک می خواست رو انجام می داد
آدرین وقتی توی تلوزیون دید که لیدی شرور شده ناراحت شد و تبدیل شد و رفت هر کاری کرد نتونست اونو شکست بهده گفت به نیروی کمکی نیاز داریم ولی کی یا چی ؟ همین زور که فکر می کرد گفت اوه یادم اومد مرینت دیشب خیلی ناراحت بود پس یعنی اون شرور شده ولی واقعا امکان نداره مرینت ... تا اومد ادامه حرفش رو بگه یویو ی لیدی دارک خورد بهش و اونم قربانی شد لوکا اونجا بود و نمی دونست باید چی کار کنه که لیدی دارک گفت می دونم با اونی که باعث شد لوکا ع،ش،ق،ش رو با من تموم کنه چی کار کنم لوکا گفت اوه پس این مرینته باید عشقمو بهش ثابت کنم رفت جلو و گفت بیا منو قربانی کن لیدی دارک رفت به لوکا گفت تو کی رو دوس داری
همون موقع لوکا اون رو ب،و،س،ی،د یهو مرینت به شکل عادی خودش برگشت (بچه ها هاک ماث گفت قدرته خودتو با کت رو بده ولی لیدی گفت بزار اول انتقامم رو بگیرم بعد می دم) لوکا اون رو بغل که و گفت باورم نمی شه که تو لیدی باگ باشی مرینت گفت یا خدا اینا از کجا فهمیدن بعد لوکا گفت تو تبدیل به لیدی دارک شده بودب کت نوار اومد نزدیک گفت من واقعا ع،ا،ش،ق،ت،م پنجه ها داخل و تبدیل به آدرین شد اونا هم دیگه رو ب،و،س،ی،د،ن ولی لیدی گفت من باید هپه چیز رو درست کنم و حتی ذهنمونو ما نباید هویت همو بدونیم تبدیل به لیدی باگ شد آکوما رو گرفت
و از افسون خوش شانسی استفاده کرد اون افسون ی کاغذ بود روش نوشته بود بگو کفشدوزک مهجزه آسا و من رو پرت کن بالا تا همه چیز درست بشه لیدی این کار رو کرد و همه چیز درست شد لیدی تبدیل به آدم شد رفت پیش لوکا گفت تو ع،ا،ش،ق،ه کی شده لوکا گفت کلویی مرینت ی نفس راحت کشید و گفت می دونم درد ع ،ش،ق چیه پس برو فرداش........
مرسی که خوندید اگه اینبار نظر ها به ۷ تا نرسه دیگه ادامه نمی دم راست می گم دوستون دارم اگه داستان رو دوست داشتین نظر بدین
بچه ها پارت بعد رو گذاشتم ولی متاسفانه بعد ۲ روز هنوز در حال تاییده?
پارت بعد رو گذاشتم در حال بررسیه
و اینکه پارت های بعد هیجانی تره?
ای وای چرا ؟??
حداقل اگه ادامه نمی دی قسمت آخرشو بزار یعنی همه ی خاسته هاتو خلاصه بنویس برای قسمت آخر??
بچه ها ببخشید دیر شد
من این تست رو دیر گذاشتم چون سرم شلوغ بود کلاس های آنلاین خیلی درگیرم کرده همچنین باشگاهم میرم و وقت ندارم مشقامم که نگو اووووووف بلاحره با بزرگی خودتون ببخشید ?
خواهش میکنم ادامه بده عالیییی بود♤♡
سلام داستان منم بخون اسمش turtles هست
چشم حتما