سلام اومدم با پارت ۱۱ ،، امیدوارم از این پارت خوشتون بیاد . خب بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
پیل سایفر ( جد بزرگ ) : خب بزار ،، ببینم ،، یه انسانی که داخل خانواده ما به دنیا اومده ،، چجوری می خواد شکستم بده . دیپر یه نفس عمیق میکشه ،، ناگهان جد بزرگ از پشت به دیپر حمله میکنه ،، دیپر جاخالی میده .
دیپر : وای ( داخل ذهنش ) شانس آوردم . جد بزرگ : معلومه تو یه انسانی ،، می تونم ذهنت رو بخونم . دیپر به حالت نگهبان آبی میره . فورد : دیل این کار رو نکن ،، خودت می دونی . کیل : پسره ی بد ترکیب خل و چل بازی در نیار ،، وگرنه خودم خل و چل ت می کنم .
دیپر : نگران نباشین یکم قراره معجزه کنم . همه : ها؟؟؟ ،، این چی میگه ؟. دیپر ابعاد بر رو میندازه بالا . دیپر : گاریس مان ( تغییر شکل ) . بعد اینکه گفت گاریس مان ابعاد بر تبدیل به یه داس شد ( همون داس تطهیرش ) . جد بزرگ : آفرین ،، حداقل حقه های بچه گانه بلدی . دیپر : ممنون ،، اما این یه حقه ی بچه گانه نیست ( براتون داخل نیمه اکسولاتل توضیح دادم گاریس مان تبدیل های ناقص و گاریس مارون تبدیل ها کامل ) .
دیپر داس رو می چرخونه و به زمین می کوبونه . دیپر : داس مرگ ( اسم داسشه ) ،، می خوام یکم با مرگ بازی کنم ،، میای بازی ؟ .
مبارزه بین دیپر و جد بزرگ شروع شده ،، پیل سایفر از حرکت مخصوصش استفاده میکنه . استن : خدایا ببخش مارو که گناه کردیم ( خلاصه استن داشت توبه می کرد و فاتحه می خوند ) . فورد : اون میخواد حرکت آخرالزمانی استفاده کنه . دیپر : میگم خانواده تن ،، حرکت های دنیا نابود کن دارین . فورد : آره .
دیپر : ای خدا ،، من دیگه حوصله ی تمیز کاریه شما ها رو ندارم ،، خب اون می خواد از چیز های خطرناک استفاده ،، خب منم یه چیزایی توی آستینم دارم . ویل : یعنی چی ؟ ،، تو هم حرکت خودت رو داری ؟ ،، حالا چی چی هست ؟ . بعد کیل با کله میزنه به سره ویل . کیل : خفه ،، الان باید نگران باشیم که دیپر زنده میمونه یا نه ؟ . دیپر خواست از حرکت مخصوصش استفاده کنه که جد بزرگ زود تر از اون حرکتش رو شروع کرد .
ناگهان پیل سایفر تمام ارواح داخل جهنم رو یک جا جمع میکنه . دیپر : پس تو کار روح و ارواح هستی . فورد : دیل داری اشتباه می کنی ،، اصلا حرکتی که فکرش رو میکردیم نیست این ،، حرکت خیلی ممنوعه . جد بزرگ : خب وقت داره خیلی تلف میشه ،، حرکت ممنوعه ،، عذاب هزار روح .
ناگهان تمام ارواحی که پیش جد بزرگ بودش به طرف دیپر حرکت کردن و دورش می چرخیدن . جد بزرگ : حالا اینها روح تو رو از درون نابود می کنن . دیپر مشغول تطهیر کردن اون ارواح بود . دیپر : یه چیز بهت بگم ،، من اصلا روح ندارم ،، یه مرده به حساب میام . جد بزرگ : خب بهتر شد حالا تو رو میبرن به جهنم .
ناگهان تمام روح ها ،، مثل زنجیر دیپر رو گرفته بودن و اونو داشتن میکشندن به داخل جهنم ،، وقتی ارواح دیپر رو داشتند میبردن ،، پیل سایفر میره جلوی دیپر . جد بزرگ : بهت گفتم تو یه انسانی شکست خوردی . از اون ور بیل به دیپر میگه . بیل : زود باش درخت کاج سمج ،، شکست رو قبول نکن . دیپر یه لبخند میزنه . دیپر : من هنوز حرکت مخصوص خودمو بهت نشون ندادم .
ببخشید عزیزان اگه بد نوشته شد ،، امروز خیلی خسته بودم اصلا نتونستم بخوابم ،، گفتم برای اینکه شما ها شاد بشین ،، بنویسم . حالا به خوبی خودتون ببخشین . تا پارت بعد . دوستون دارم . خداحافظ .
میشه یکی به من بگه تو تستچی چه خبره ؟ هفت روز هست آستن رو ساختم هنوز تایید نشده ! چی به چیه اینجا ؟
عالیه من داستاناتو میخونم خیلی هم باحالن ولی میشه یکی بهم بگه تو کدوم پارت دیپر نگهبان آبی شد؟؟
سلام بیپر خیلی خیلی ازت ممنونم که گفتی چه شکلی تست بسازم و بالاخره ساختم در رابطه با ابشار جاذبه هستش اسمش دختر جادویی لطفا ایراداتش رو بگو و ممنون میشم تو هم کمکم کنی که باهم تست بسازیم ..ملودی..
کاری نکردم عزیزم حتما بهت کمک می کنم
ميشع منم تست آبشار جاذبه بنويسم ؟
دوست بنویس می خوام ببینم چجوری می نویس
مثل همیشه محشر عشقم شما هیچ وقت هیچ داستانی رو بد نمی نویسی ❤?
ممنون
اومد اون سوروفیا امید وارم بیاد????
جالب بود
تولدت هم مبارک
ممنون انشاالله تولد تو عزیزم
parsa من نوشتم خدا کنه تستچی قبول کنه
اوکی منم یه تست گذاشتم به نام راز های ابشار جاذبه
من از نیمه اکسولاتل ۷ داستانات رو دنبال کردم.
وای عالی بود
خیلی خوب بود
بیل بلاخره یادش اومد
یه سوپرایز هایی هم وجود داره