امروز دو شنبست نمیدونم چرا تستچی تا متصل ۳ و۴ رو هنوز قبول نکرده . شروع میکنیم .
از زبون انیکا : من الان امادهی رفتن به پایتختم . الان ۱۳ سالمه . سه سال بود داشتم خودمو اماده ی رفتن میکردم . عمو گامو و اوب خودشونو داخل اتاق حبس کرده بودن . رفتن سمت اتاقشون و در رو زدم . دیدم هر دو مثل جنازه ها کنار هم نشسته بود . رفتم کنارشون لپاشونو بوسیدم و گفتم :عمو گامو . اونی سان اوب {نکته: اونی - نی - نه - اونه سان = برادر -نی - نه تان = خواهر } به خودشون امدن . لپاشون گل انداخته بود . گفتن : نمی خوایم . نباید بری . با صورت معصومانه گفتم : عمو ... به زور خودشونو گرفته بودن . بعد گفتن : باشه بابا . پریدم بغلشونو گفتم : خیلی دوستون دارم . سرخ شدن . رفتیم بیرون
یه کالسکه از طرف رم وسه ی من رسیده بود . رم و ریم زودتر از من به پایتخت رفتن و همچی رو برام اماده کردن . چرخیدم سمت عمو و بقیه ...
به زور خودمو نگه داشته بودم . گفتم : خداحافظ رفتم داخل کالسکه . دیدم عمو گامو صدام میکرد و میگفت :خدداحافظ انیکا . دیگه نتونستم تحمل کنم . از پنجره بیرون اومدم و با اشک گفتم : خداجافظ ... خداحافظ ... خداحافظ بابایییییییییییییییییییییییی { ?? }
رسیدم به پایتخت و اونجا توی یه خونه که رم وسم خریده بود ساکن شدم و توی مدرسه پایتخت ثبت نام کردم ... وقتی ...
خوب ادامه رو توی پارت بعد میگم ... ببخشید خیلی کوتاه بود . الان می خوام شخصیت ها رو معرفی کنم
جیم :اسم اصلی شیل. ۱ سال و ۵ ماه و ۴۹ دقیقه و ۲۸ ثانیه از انیکا بزرگتره . عاشق کیک شکلاتی که خامه داخلشه و گردو و موز هم باشه و همینطور توت فرنگی ?? . پسرس اروم و تنها . به غیر از انیکا جلوی هیچ کسی لبخند نمیزنه و پسری نابغه با قدرت بابا . که شاهزاده خوناشاما هم هست .
انیکا . دوقلوی کوچک . وقتی بچه بود از خونوادش جدا میشه و کسی ازش خبر نداره تو ۵ سالگی عاشق جیم میشه و لی جیم حافظشو پاک میکنه . دختری شجاع . قوی که صورتش شبیه بچه هاست ولی قدش ما بزرگترا . و یه نابغه
انیتا . خواهر انیکا یا دوقلوی بزرگتر . شاهزاده خانم . دختری بازیگوش . خرابکار که از درس متنفره .قدرتش ابه . کوین : محافظ انیتا :پسرس جدی و قوی که باهوشه ولی نابغه نه . قدرتش فولاده . خانوادشو خوناشاما میکشن و اون می خواد انتقام بگیره . میلن : دختر با موهای صحرایی براق با چشمای ابی :اصولا دختری مهربون ولی درون گرا یعنی احساستشو به کسی نشون نمیده . باهوشه . وقتی انیکارو میبینه احساساتشو نشون میده : قدرتش سپر . سباستین : مردی قد بلند که یه اهریمنه . خدمتکار جیم یا شیل . لباس سیاه می پوشه
اصولا سباستین مرد ارومیه اما وقتی شیطانی میشه بدجور ترسناک میشه . رم و ریم : هم سن . همکار و خادمای انیکا . روحای غار جادویی . رم فردی با منطق که نابغست و همیشه جدیه و توانایی بالا در جنگیدن قدرتش سنگ . ریم : دختری خندون و پر شور و نشاط اما وقتی جدی میشه شدیدا اخطار میدم فرار کنید??چون اگه نکنید میمیرید . توانایی بالا در جنگ و باهوش و توانایی تصمیم گیری عالی وقتی جدی میشه قدرت خاک . گامو : قدرت احضار روح مردی قد بلند و جدی . اوب : قدرت احضار روح شیطانی پسری اخمو ولی کنار انیکا خندون
خوب اینم از معرفی . تا پارت بعدی خدانگهدارتون
خیلی کم بود
قسمت بعد امپراطور هفت بعد منتشر شده
اره دیدمش . مثل همیشه عالی بود . کوتاهه چون این قسمت معرفی شخصیتا بود قسمت بعد تستچی هنوز داره برسیش میکنه
عالی بود نیکا جون??
زود تر بعدی را بزار البته میدونم خیلی سخته ???
سلام شهرزاد جون . نیکا نه انیکا درستشه گذاشتم اما هنوز نیومده???