سلام ممکنه دیگه ادامه ندم یه کوچولو اسم هارو عوض کردم فقط اسم چاسو شد کیم بقیه دیگه اسم خودشون رو دارن
داد زد اگه یه کوچولو مغرور بودنو بزاری کنار هنوز می تونیم با هم دوست جون جونی باشیم لوسی امد گفت کلارا اصلا هم مغرور نیست فقط نمیخواد با ادم های بی معرفتی عین تو و لوکا جونت باشه جاسو هم ادامه داد اگر هم مغرور بود همین اخلاق رو باهات داشت اگر میخوای با کلارا دوست شی باید باهاش نرم بر خورد کنی سایو امد گفت تازه متمعن باش کلارا از اون دختر لوس ها نیست پس سعی کن طرفش مقاومت نکنی لیا امد گفت کلارا دختر خوبه و فقط لازمه باهاش مهربون باشی و بعد همچی درست میشه
گفتم ممنون بچه ها بیاین با هم پارک قرار بزاریم لیا گفت کدوم پارک گفتم پارکی که توی کوچه ی اصلی هست گفتن اوکی و دست همو گرفتیم رفتیم به سایو گفتم اولین روزی که اومدی دانشگاه ر یادته گفت اره خیلی هم روز بدی بود ???♂️ جاسو گفت بر عکس من لوسی هم تایید کرد لیا گف حالا کیم گجاس سایو ماجرارو تعریف کرد چه خوب که امروز فقط یه کلاس داشتیم و لوسی پیشنهاد داد بیم به کیم سر بزنیم
من موافقت کردم سایو اره و جاسو اره لیا هم گفت فقط قبلش یه چیزی براش ببریم گفتم گوشیش چه طوره ?گفتن کلارا کیم گوشیش رو دوست داره یا شیرینی خامه ی گفتم چه زور علایق کیم رو فهمیدید راست میگید من چی دوست دارم فقط لوسی و جاسو نگن لیا گفت کیک گفتم کیک چه جوری سایو گفت شکلاتی (واقعا هم دوست دارم )گفتم دقیقا فقط شما ها از کجا میدونید گفتن دیگه دیگه?
کل راه ازشون پرسیدم یه دفعه هوا ابری شد و نم بارون زد همون جا لوسی و خودم نشستیم کف اسوالت سایو گفت با اینکه دخترین و دخترا عین سایوکا عفه دارن اما شماها ندارین ?گفتم حالا که نداریم شماهم بشینید یه صندلی اونجا بود گفتم میخواین بریم اونجا لیا گفت اره و بقیه گفتن نه گفتم پس دوستای مثل خودم دارم لوسی گفت پس چی گفتم اچار پیچی و بعد از پنج دقیقه راه افتادیم و سرم تو کار خودم بود اخه تلم داشت میفتاد و خواستمدرستش کنم من از همه جلو تر بودم که ۲نفر امدم و یکی شون خورد به من و اون یکی به لیا
سرم رو بالا اوردم لوکا بود که خورد به من و کای به لیا و وقتی لیا سرش رو بالا اورد به کای گفت حواست کجاست جرج گفت پیش تو لیا گفت غلط کرده و خوابوند تو گوش کای به جای کای من دردم امد و لوکا دستش رو بالا اورد گفت باشو گفتم ممنون جاسو گفت با کای مشکل و با لوکا دوست ? گفتم اره دیگه چون لوکا عین کای نیست مهربون خشن عین خودم ?
گفت من که میام فقط میشه کای هم بیاد گفتم جداگانه از اینکه ازش بدم میاد فکر میکنم کیم هم بدش بیاد لوسی گفت لطفاااااااااا گفتم چشم هاتو عروسکی نکن که فایده نداره لوسی لیا چشم هاشونو عروسکی کردن گفتم باشه کای امد سمت لوکا و رفتن سمت بیمارستان سایو گفت
لیا تو که از کای بدت میمد لیا گفت هنوز هم بدم میاد اما بخواتر لوسی کردم لوسی گفت ممنون جاسو گفت بریم دیگه جرج گفت با منم اشتی گفتم البته که نه من تو رو اصلا نمیشناسم گفت الزایمر گرفتی یا خودتو به خری میزنی تو مهد من دوست جان بودم جان هم پسر خاله ی لوکا و کای هستش گفتم یعنی میشه چی گفت فهمیدی به خودم بگو ?
جان گفت الا نباید بيمارستان باشید گفتم اخخخخ بریم لوسی گفت مسابقه بدیم گفتم بدیم شماها هم موافقین گفتن موافقیم گفتیم باهم ۱ ۲ ۳ ده بودو که رفتیم وسط راه لوسی و لیا کم اوردن وایسادم گفتم دخملا خسه شدینا گفتن زیاد گفتم جاسو سایو رفتم دنبال کشک دوغ و خندیدیم رفتیم تو راه یه دختر دیدیم که گوشیش دستش بود لباسش هم سوراخ بود گفتم میای دوستشیم گفت من یه خوناشام هستم قانون خوناشام ها اینه که با هیچ کس دوست نباشی راستی میدونی اون چند تا پسر ها هم خوناشام هستن گفتم
شوخیه جالبی بود گفت شوخی شوخي چی هست گفتم یا امام برگ دخترا شما اسم اینو میدونید گفتن نه گفت اسم من الیس هست گفتم الیس اسمت اسم مامانم هست گفتم مامانت موهای بلند و قد بلند داشت گفتم درسته حالا از کجا میدونی گفت
بچه ها فکر کنم دیگه ادامه ندم چون خیلییییییییییی کم نظر میدید تا بعد بای
تو رو خدا ادامه بده من عاشقش شدم به دوستام معرفی می کنم
تو رو خدا ادامه بده من عاشقش شدم به دوستام معرفی می کنم
عالی بودی عزیزم به تست منم یه سر بزنی اسمش کت باگ و لیدی باگ هست الان قسمت دو هست مرسی ???????????????????