
بریم بخندیم

بفرمائید چایی

والا.

فایده حافظه سه ثانیه ی ماهی ها

شب قبل از امتحان

پسر مهربان داشت نوارخالی گوش میداد و بلند بلند گریه میکرده، بهش میگن چرا گریه میکنی؟ میگه:دلم واسه خواننده اش میسوزه، طفلکی لال بوده!
چرا مردا عینک آفتابی میزنن ؟ . . . ۷% : بخاطر نور خورشید ۲۳% : بخاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن ۷۰% : نمیخوان بقیه بدوونن دارن به کجا نگاه میکنن
حیف نون زنگ می زنه به مخابرات می گه: آقا ببخشید سیم تلفن ما خیلی بلنده، اگه می شه لطف کنید از اون طرف یه کم بکشیدش!
طرف ی دستش قطع میشه افسردگی میگیره ی نفرو میبینه دوتا دستاش قطعه ولی داره قر میده…!!!! بش میگه:خوش به حالت چه روحیه ای داری؟ یارو میگه:روحیه کجا بود پشتم میخاره
یه عدد انتخاب کن… بعد برو پایین… 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 30 خُب…خُب …حالا هر کی…هر عددی رو ک انتخاب کرده؛ باید ماه رمضان ٬تو اون روز منو افطاری دعوتم کنه…..!! می خوام از الان برنامه افطاریم رو تنظیم کنم………!!!
پزشک:بیماریش خیلی شدید است. آیا هذیان هم می گوید؟ پرستار:بله، اتفاقاً چند دقیقه پیش از این که شما تشریف بیاورید می گفت:الان عزرائیل می آید
فرهاد گریه کنان پیش مادرش آمد. مادر پرسید:چی شده فرهاد، چرا گریه می کنی؟ فرهاد جواب داد:داشتم قفس قناری را تمیز می کردم یک دفعه دیدم قناری ام گم شده است. مادر با تعجب پرسید:با چی قفس را تمیز می کردی؟ و فرهاد با خونسردی پاسخ داد:با جارو برقی.
مردی سوار اتوبوس دو طبقه می شود. هرچه اصرار می کنند به طبقه بالا برود، نمی رود و می گوید:دفعه پیش که سوار شدم، فهمیدم که طبقه بالا راننده ندارد!
آقای فراموشکار میره دکتر میگه آقای دکترمن فراموشی گرفته ام. دکتر میگه:چندوقته این بیماری رو دارین؟ آقای فراموشکار میگه:کدوم بیماری؟
قاضی:چرا با سر زدی توی صورت دوستت؟ متهم:جناب قاضی! خودش می خواست، هر وقت من را می دید،می گفت یک سری به ما بزن!
مشتری شکموی هتل، به رستوران رفت تا صبحانه بخورد. پیش خدمت پرسید:«برای صبحانه چی میل دارید قربان؟» مشتری گفت:«پنجاه تا تخم مرغ برایم نیمرو کنید!... برای من نوشیدنی چی می آورید؟» پیش خدمت گفت:«برای شما یک نوشیدنی خوب داریم:هواشناسی اعلام کرده امروز صبح سیل می آید!
اگر پسندیدی، لایک کن و به سازنده انرژی بده!
دوستان این اکانت قبلی من بود :)
ج چ :ثقفعهخحجمگکودرزطیق
ج.چ: حرف
خخخخخخخخخخ
جررررررررر
خب بعد از کلی وقت خندیدم☺️
هپرف
باید بگم ماهی ها سه سال همچیز یادشون میمونه
چ.ج: روز رموز رفتار آمده فروش فردا الان قهقهه فروخت صفحه سنگی سنگ گچ سنگ گورش بودیم یکسو دیگرم نزدیک بگید قیومی بخوره بوده بعدی بعدی یعنی سنجش سجیل لهستان مینویسم یکایک میکنم پیتزا مرمره بهترین نبوی بکنیم میکنیم حسینیه نیمایی میکنیم سیمین صحیح صحیح صحیح یکسان همینان سمبل انجام بکنیم بحران وقتی بزرگ تر ها دارن حرف میزنن و من دارم حرف هاشون رو تیکه تیکه گوش میدم 🤣👆🏻
عجب چیزی شد !!!!!
نیروهای❤️