هلو??من ترانه اومدم با یک داستان خیلی عاشقونه و پیچیده و خوشگل این داستان با همه فرق داره و بیشتر در مورد دشواری های بهم رسیدن زندگی مرینت و ادرین هست میخوام هفت تا فصل داشته باشه و هر فصل ۱۵ تا پارت باشه???پس اگه می خوای یک داستان طولانی زیبا و باحال طنز داشته باشی داستان میثاق عشق ادرین و مرینت رو بخون???این داستان برای افراد خاص هست?✌
قبل از همه بگم من تا الان داستان هیچ کس رو تو تستچی نخوندم و اینکه من قسم می خورم از رو کسی کپی نمی کنم و نخواهم کرد من روی این داستان چند روز وقت گذاشتم تا درست بشه پس شما هم منو همراهی کنید و قبل از اینکه بریم پارت بعد (هر گونه کپی پیگرد قانونی دارد)فتا
سلام من مرینت.من یک دختر از خانواده دو پنگ چنگ هستم .دختر سابین و تام .من تو کاره کاراته ،طراح،رقص باله،عکاسی ،موسیقی،و خیلی چیزا دیگه و بگم از هر انگشتم ده تا هنر میریزه ? تعریف از خود نباشه?من یک قهرمان هم هستم. قهرمان پاریس ،پاریس رو دوست دارم چون مطمئن ام که از بچگی تو پاریس بودم.خوب بریم شروع داستان?وای مدرسه ام مدرسه دیر شد تیکی چرا بیدارم نکردی تیکی تیکییییی(با تن صدای بلند?)تیکی: چیه چی مرینت چطور شده بگو تا نکردم.مری:مدرسه ام دیر شده چی مهم تر از این.تیکی:اوکی پس زود باش م.مری: اوکی بریم ولی امروز مثل همیشه نمیرم?خوشگل می کنم می رم.تیکی :واس ادرین ? مری:اهم اهم نه برای الیا?.لی مین:ما هم هریک(لی مین منم فقط مرینت می دونه منو ببینه توجه کنید این)مری:ارع لی مین شما خرید?لی مین :میمیری یا بکشمت?☝.مری:هیچ کدوم چون باید برم مدرسه?.لی مین :گمشو فقط برو??.مری:خوب امروز بنظرم باید یک هودی بپوشم.با شلواری لی مشکی.وکفش مشکی?موهام هم ام خرگوشی جلوم می ریزم?چطوری تیکی.تیکی:با من ازدواج می کنی?مری:ببند باو?من خودم ک~ر~ا~ش دارم?لی مین:دو عدد خرفت??
مری:خوب دیگه برمی بچه ها?تیکی : بچه ها کیه من و تو تنها یک?مری:حیف که تو لی مین رو نمی بینی?✌وگرنه می کشتیش.لی مین:درسته من از بچگی خاص بودم?✌? ادرین:پلک زود باش امور یک روز خاصه بنظرم باشه تو برو فال امروزا رو ببین تا ببینی من اومدم?ادری:خاککک.پلگ:تو سرت?✌. ادری:اصن بهتر من برم تا کاری دستت ندادم?. خوب امروز چخبرع: ( شما امروز یک فرد خوشگل رو میبینید کسی که عاشقش هستید ولی درست نمی شناسی او را)لی مین:حاجی مگه رباطی? ادری:وای واقعا شاید داری مای لیدی رو می گه امروز می خوام باهاش یک قرار ترتیب بدم? ? با شیوه چشم های عروسکی.لی مین:بدبخت ها?ادری«مگه چیه لی مین?لی مین هیچی من شکر خوردم ?✌اری:خوب بیشتر بخور ?لی مین:بنظرم اینا یک زوج کامل انجام دوتاشون جنس و لجبازی ?? فقط هم برای من?ادری:خوب دیگه همه.بریم.
(مری+ادری÷من_)+:وای دارم دیر می رسم باید تند بدو ام زود باش لی مین ?_:باش بابا×وای خدا الان دیر می رسم باید تند بدو ام ادامه از زبان لی مین:(من)دو تاشون سرشون رو انداخت پایین و فقط می دویدن منم که وجود خارجی نداشتم??فقط نگاه می کردم وقتی جلوی پله ها رسیدن بهم دیگه برخورد کردن و متلاشی شدن?? مری:لازم نکرده ام توضیح بدی خودم می دم???
داشتم تند می دویدم اصن فقط به زمین نگاه می کرد.که منم ادری افتادیم رو هم ?جلوی همهههه?خیلی سرخ شده بودم لی مین:قرمز شدن تخصصا هست مری جون .مری:نپر وسط بزار بگم .+:از هم معذرت خواهی کردیم و لایلا اومد و جلو ادرین زد تو گوشم?گفت که اینقدر خودت رو به ادرین نچسبون و خواست که دوباره بزنه ادرین دستش رو گرفت گفت که داری خیلی زیاده روی می کنی لایلا یک بار دیگه اینطوری کنی با جدیت باهات مواجه می شم و دستم رو گرفت و منو برد بالا ?×:به همدیگه خوردیم مرینت قرمز شده بود?منم با گوجه دو قلو بودیم.×:دیدم لایلا اومد زد تو گوشش?عصبی شدم گفتم این چکاری بود که کردی و خواست که دوباره بزنه دستش رو گرفتم.و بردم بالا
بردمش بالا دستش هنوز تو دستام بود نشوندمش کنار خودم و گفتم امروز اینجا پیش من بشین و صبر کن که برم یه بیارم تکرار می کنم جایی نرو تا من بیام?لی مین:منم لایلا زد ادرین?☝ادری: تو خودت می دونی چیکار کنی لی مین?.لی مین:من این داستان رو ادامه نمی دم?
خلاصه ?ادری: بیشین بستیم باو? رفتم یخ بیارم وقتی وارد کلاس شدن دیدم مرینت از تو نیمکت ایلا انداخته بیرون و پا زد تو شکمش?خیلی خیلی خیلی خیلی عصبی شدم پیراهنش رو گرفتم و کشوندمش رو دیوار و دستم رو گذاشتم رو گلوش مرینت دستم رو گرفت و گفت خواهش میکنم نکن ادری هو هو ولش کن اندر تکرار کرد که ولش کردم و منو نشوند رو نیمکت و گفت اشکال ندارد هو هو (داره سرفه می کنه)?? دیدم خیلی ناز داره نگاه می کنه پس به رو گذاشتم رو لپ های داشتیم به هم خیره می شدیم? بی ست دقیقه شده بود دیگه کلاس شروع شد
کل ساعات من و ادرنی باهم بودیم و صبحت میکردیم که یک نفر شرور شد??لی مین:اینا کلا منو فراموش کردن ? .رفتیم وای نهههه دوباره اقا کبوتر??تبدیل شدم بعد از ۱۹ دقیقه شکستش دادم?(دیالوگ های همیشگی+بعد زدیم قدش?
گفت بانوی من می شده امشب همو ببینیم?دست دارم ببینمت و باهات حرف بزنم اول گفتم نه بعد با اون چشمای سبزش دلم رحم شد و..
خوب چطورین?اگه خوب بود بگید تا پارت بعد رو بزارم ?پارت بعد طولانی و عاشقونه است بای
عالی
بچه ها سلام من عسلم نویسنده این داستان ولی اینو با اکانت قبلیم ساختم و این یکی اکانت اصلیمه پارت دومش رو بند خواهم گذاشت
عالى بود زودتر پارت بعدى و بزار
فقط لطفا کشف هویت بشه و لىدى باگ و کت نوار هویت هم و بفهمن?
قسمت بعدى و زود بزار که واقعد خیلى مشتاقم بخونم