سلام دوستان اینم از پارت دوم سعی کردم طولانی باشه همون جور که قبلا قول داده بودم
آدرین در اتاقم و زد و اومد تو ولی نمی دونم چرا قرمز شده بود یه نگاه به دور و بر کردم دیدم شاید عکسی از آدرین که دورش قلب کشیده باشم مونده باشه ولی چیزی نبودیه نگاه به خودم کردم دیدم لباس راحتی تنمه ? سریع درو بستم و لباسام و عوض کردم قیاقه مرینت : ?? قیافه ادرین : ??
از زبان آدرین : از مدرسه برگشتم رفتم تو اتاقم و رو تخت نشستم داشتم یه لیدی باگ فکر می کردم از پلگ پرسیدم : پلگ مرینت لیدی باگه ؟!( آدرین ~ پلگ & ) & نه بابا مریینت به اون دست و پا چلفتی عمراً لیدی باگ باشه ~ شاید ولی من هنوز بهش مشکوکم & اَههه ول کن بابا یه کممبر به من بده گشنمه ~ ای شکم متحرک یه پنیر چپوندم تو دهنش ساعتو نگاه کردم ساعت ۳:۳۰ بود اماده شدم برم خونه مرینت وقتی رسیدم مادر مرینت در و باز کرد و من رفتم تو اتاق مرینت و وقتی درو باز کرد مرینت و با لباس راحتی دیدم مثل گوجه سرخ شدم راستش خندم گرفته بود ? مرینت این ور و اون ور نگاه می کرد راستش یکم تعجب کرده بود بعد فهمید چیشده و فرا تر از گوجه سرخ شد
خلاصه داشتیم رو پروشه کار می کردیم که یهو صدای جیغ مردم اومد از زبان مرینت : ? داشتیم رو پروژه کار می کردیم که صدای جیغ و داد مردم اومد من به آدرین گفتم من میرم دستشویی و آدرینم گفت من دیگه باید برم من گفتم خوب باشه بقیه رو بعدا انجام میدیم ?
مرینت : وقت تبدیله ❤ تیکی خال ها روشن ❤ تبدیل شدم و رفتم قدرت شروره این بود که وقتی به کسی شلیک می کرد تبدیل به سنگ میشد از زبان آدرین : وقتی بادیگاردم شرورو دید پاشو گذاشت رو دنده و با سرعت باور نکردنی رسیدیم ? من رفتم تو اتاقم و تبدیل شدم ? پلگ پنجه ها بیرون ? وقتی رفتم کفشدوزک اومده بود داشتیم با شروره میجنگیدیم و شکستش دادیم و حرف های همیشگی دیگه وقت خنصا شدن آکو ما کوچولو کفشدوزک معجزه اسا از زبان مرینت : ( آدرین ~ مرینت * ) * داشتم میرفتم که گربه دستمو گرفت و گفت ساعت ۶ میای رو برج ایفل چشاشو خیلی ملوس کرده لود دلم نیومد نه بگم گفتم باشه طفلک خیلی خوشحال شد ??
تبدیل به خودم شدم داشتم میرفتم که یهو یکی بهم برخورد کرد اون یه پسر بود اون یه جوری نگام میکرد انگار عاشقم شده بود منم فکر کنم عاشقش شدم اون گفت ببخشید حواستم یعنی حواسم نبود من خندم گرفت اونم خندید گفت اسم من جونز هستش من گفتم از آشنایی باهاتون خوشبختم اسم من مرینت هستش گفت چه اسم قشنگی راستش یکم سرخ شدم ?
رفتم خونه تقریبا ساعت ۶ بود تبدیل شدم و رفتم پیش گربه رو برج ایفل از زبان آدرین : بعد از اینکه کفشدوزک دعوتمو قبول کرد رفتم خونه و ساعت ۵:۳۰ تبدیل شدم و رفتم و اونجا رو تزئین کردم از زبان مرینت : سلام گربه وای اینجا چقدر قشنگ شده ( آدرین یا گربه ~ مرینت یا لیدی باگ * ) ~ ممنون بانوی من راستش میخواستم ازت یه سوالی بپرسم * ?بپرس? ~ تو مرینتی * ? چی نه یعنی من هر کی باشم مرینت نیستم ~ بانوی من لطفا هویت تو به من بگو قول میدم به کسی نگم * نه گربه خودت قوانین رو میدونی ~ خوب حداقل بگو کی رو دوست داری بانوی من ? * من تو دوراهی گیر کردم راستش اون کسی رو که دوست داشتم عاشق کس دیگه ای هستش و من تازه یه خدف جدید پیدا کردم ( چه عجب ) من باید برم پیشی خدافظ
من خداحافظی کردم و رفتم رفتم خونه تبدیل به خودم شدم به تیکی ماکارون دادم تا بخوره تیکی گفت مرینت ... بله ... تو واقعا هدفت عوض شده ? ... شاید تیکی نمیدونم اخه آدرین یکی دیگه رو دوست داره راستش من از این پسره جونز خوشم اومده?? ... واقعا ... خوب آره ( یکم بریم جلو یعنی فردا صبح تو مدرسه ) صبح اخرای کلاس الیا به من گفت مرینت بیا یه بار دیگه امتحان کن و بهش بگو که دوستش داری من بهش گفتم : نه آلیا دیگه بسه من هدفمو تغیر دادم آدرین یکی دیگه رو دوست داره منم یکی دیگه .... ? چییی !!! حالا اون کی هست ... خوب راستش ? اسمش جونز هستش دیروز باهاش آشنا شدم به نظرم آدم خوبیه و فکر کنم اونم عاشقمه شاید باید یکی رو امتخاب میکردم که اونم منو دوست داشته باشه ( وحالا قیافه نویسنده :??? قیافه مرینت که گوجه شده : ??? و قیافه الیا : ??? ) الیا: دختر تو مطمئنی...نمیدونم خوب شاید( اینو یادم رفت بگم مرینت شماره جونز رو گرفته و اونم شمارشو داره )
صبح روز بعد من و آدرین پروژه هامون و تحویل دادیم وقتی سر کلاس خانم بوستیه بودیم خانم گفت یه دانش آموز جدید داریم اون اون جونز بود من خیلی تعجب کرده بودم جونز خودشو معرفی کرد و اومد کنار من نشست ( الیا و نینو رفته بودن صندلی اخر ) ما به هم سلام کردیم ... اون روز تو زنگ تفریح الیا به من گفت دختر این پسره هم بدجوری عاشقته ها ? ... چی نه یعنی شاید ? نمی دونم من قرار بود تو درسا به جونز کمک کنم به خاطر همین گفتم که ساعت چهار بیاد خونمون اونم قبول کرد من داشتم با جونز خداحافظی میکردم که یهو ...
خوب دوستان امیدوارماز داستانم خوشتون اومده باشه برای نوشتن قسمت بعدی نظرات باید بالای ۱۰ تا باشه
لطفا نظر بدین ممنون??
هالی عالی با نظر من میشه نه تا
اخه چرا شما سازنده های تست واسه تست بعدی تون نظر می خواین بابا ما میمیریم تا تست بعدی تون رو درست کنید
???
خوب بود داستانت داستان منم بخون
حتما ممنون که نظر دادی