خب ؟ چی بگمممم؟؟
شب بود و شب دوم بود ... بانی:میگن کی گلدن فردی میره؟ گلدن فردی:بابایدید عددعدد ۱۹۸۷ ۱۹۸۷ را را بزند بزند ول ولی هنوز هنوز انت انتخاب نکرده نکرده اس است. فاکسی: در ذهن خود...
چرا اینجوری حرف میزند؟ مگه از ما نیست پس چرا حرف زدنش با ما فرق دارد؟ باید بفهم.... گلدن فردی میپرد:بخواطر بخواطر این اینکه م من با با شما شما ه ها ف فرق دار دارم. من زو زود ت تر ساخ ساخته شد شدم.
فردی:بله حالا چیکا برو پرپل گای: ها ها هیچکی جلودارم نیست! چیکا به سرعت میاد و جامپ میکند بار دوم پرپل گای : وای خدا یک بار دیگه.. ساعت ۱۲ است که باز چیکا حرکت میکند اما بعد که چلو در می آید به شکل یک خدمه پیتزا است.
چیکا: پی پیتزا زا سفار سفارش داد داده بو بودید؟؟ یک لحظه پرپل گای تعجب میکند و میگوید: چیکا چرا اینجوری حرف میزد؟ چه بلایی سرش امده؟ پیتزا رو میزاره پشت در و میرود. حالت چیکا عادی نبود شکلش یه جور دیگه بود پرپل گای: .... چیکا...
بانی و فاکسی می آیند اخر که به فردی میرسد.... چراغا خاموش نمیشود و اهنگ نمیخواند عین بقیه است . پرپل گای سریع ترسید و تا فردی خواست او را بکشد ساعت ۶:شد
فردی که افتاد از زیرش رنگ گلدن فردی بود... پایان..
اسلاید آخر چی بود؟؟؟ 😐😐😐😐😂😂😂😂
خودم یادم نمیاد
ایوان نیست؟پسر گریان؟
نگو گلدن فردی نیست!
وایسا الان گلدن فردی چرا قاطی کرده؟
پاپت
قسمت بعدی!
قسمت بعدی!
پاپتی بزار😃