سلام اومدم با پارت ۸ . بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
اعضای قانون گذاران : مثل اینکه یکی قانون شکنی کرده ،، ویل سایفر ،، و یه نفر رو به دنیای ذهن برده ،، ذهن بیل سایفر ،، پس باید مجازات بشه ،، مأمور شماره ۱ رو بفرستین ،، تا اون پسر رو نابود کنه . پیش دیپر و بقیه . دیپر : عمو فورد ،، یه سوال برام پیش اومد . فورد : بپرس دیل . دیپر : باشه ،، میگم شما هم قدرت دارین ؟.
استن با قابلمه میزنه تو سر دیپر . استن : بی سواد ،، معلومه که داریم ،، اما به دلایلی نمی تونیم ازش استفاده کنیم . دیپر : چه دلایلی ؟. فورد : چون ما داخل تمام دنیا شناخته شده ایم ،، قدرت ما رو شناسایی می کنن و میان دنبالمون . دیپر : آها ،، راستی بقیه کجان ؟ ،، اصلا نیومدن سر میز صبحانه . استن : رفتن بازیابی قدرت . دیپر : آها . فورد ذوق کرده . فورد : دیل میشه ابعاد بر رو بدی ببینم . دیپر : نه . فورد خودش رو لوس میکنه .
فورد : چرا ؟ ،، لطفا . دیپر : گفتم ،، نه ،، خب نمی تونم فعلا از ابعاد بر استفاده کنم . استن : چرا ؟ . دیپر : چون زیادی ازش استفاده کردم ،، و مالک های هر برش ،، ازم زیادی شاکی شدن ،، فعلا اجازه ندارم ،، فعلا ازش استفاده کنم . فورد : باشه . دیپر میره تا یکم قدم بزنه ،، ناگهان مأمور ،، شورای قانون گذاران میاد .
مأمور : دیپر پاینز ،، تو به دلیل آمدن به ذهن بیل سایفر ،، متحم به مرگی . دیپر : زکی به خیال باطل . مأمور : پس خودت خواستی . دیپر و مأمور شورای قانون گذاری ،، ولی دیپر نمی تونست از ابعاد بر استفاده کنه . دیپر : وای ( داخل ذهنش ) نه ،، حالا چجوری شکستش بدم ؟ . شاهزاده مردگان : همون طور که توافق کردیم . دیپر : اما من هنوز آمادگیش رو ندارم .
شاهزاده مردگان : می دونم میتونی ،، زود باش . دیپر : باشه . مأمور : تو هیچ برگه برنده ای نداری ،، همین الانش هم مردی . دیپر : گاریس مان ( تغییر شکل ،، نکته من حوصله ی ساخت یه کلمه جدید نداشتم ،، از همین استفاده کردم ،، و قابل کپی برداری است ) . ناگهان از حالت نگهبان آبی خارج میشه ،، دیپر با لباس های سیاه رنگ و یه تاج جلوی مأمور شورای قانون گذار تغییر شکل میده .
باید برگردیم به چند روز قبل که دیپر از ابعاد بر استفاده کرد . ملکه کهکشان : پس قبوله . شاهزاده مردگان : دیپر ،، همراه من بیا . دیپر همراه شاهزاده مردگان به دنیای مردگان میره . دیپر : خیلی از شما ممنونم که به من کمک کردید . شاهزاده مردگان : دیپر ،، این تخت پادشاهی رو میبینی ،، الان هزار ساله که من روش پادشاهی می کنم . دیپر : خب ،، حتما کار خیلی سختی هستش . شاهزاده مردگان : من می خوام برای دنیای مردگان یه جانشین انتخاب کنم .
دیپر : پس ازم می خوای کمکت کنم ،، پیداش کنی ،، نه ؟ . شاهزاده مردگان : نه ،، می خوام تو جانشین من بشی . دیپر : چی ،، چی ؟ ،، چرا ؟ . شاهزاده مردگان : چون تو هیچ روحی نداری اینجوری ،، جاودانه ای ،، و جانشین منی . دیپر : من هنوز آمادگی ندارم . شاهزاده مردگان : مهم نیست صبر می کنن ،، فقط فکر هاتو کردی بگو گاریس مان . دیپر : باشه . زمان حال .
مأمور : تو شبیه ،، شاهزاده مردگان شدی . دیپر یه کتاب در میاره و میبینتش ،، بعد محکم میبندتش ،، که باعث میشه مأمور شورای قانون گذاری ثانیه های مرگش رو بگذرونه . مأمور شورای قانون گذاری : تو واقعا ،، خودت ،، شاهزاده مردگانی ،، ببین پسر فکر نکن ،، فقط من میام دنبالت ،، بزودی یکی دیگه که از من قوی تره ،، و تو خواهی مرد . دیپر : تمام . مأمور شورای قانون گذاری میمیرد .
استن : استن فورد ،، تو چیزی احساس نکردی ؟ . فورد : نه . استن : باشه ولش . شاهزاده مردگان : تبریک میگم ،، تو الان پادشاه دنیای مردگانی . دیپر : خیلی ( با حالت ناراحتی ) ممنون . بعد به حالت اولش برمی گرده .
خب تا پارت ۹ ،، دوستون دارم ،، خداحافظ .
لطفا بیشتر از بیل دیپر هم بزار من خیلی دوسشون دارم ، راستی داستانت خیلی خیلی عالیه
سلام عزيزم
عالى بود و اينكه داستان خيلى جالبن :)
خوشم اومد از تلاشت سريع يه قسمت رو ميسازى ;-)
همينجورى ادامه بده عالى ميشع
و يچيزى
گفتى تو سرى بعد راجب ملكه كهكشان توضيح ميدى ؟
آره
وای الان خیلی جالب شده
طفلی دیپر بیچاره
کم کم داره جذاب و جذاب تر میشه اولین نفر خوندن
ادامه تست بیشتر شدن لحظه به لحظه عشق من به کت نوار اسمش هست امپراطور هفت بعد