حرفی ندارم فقط این ??????????????????????
اولز همه مغزرت میخوام بابت پارت ۵ ?دومن اینگه متسفا ولی داستان من از قبل نوشته شده و نمیتونم داستانو تعقیر بدم?سومن اینگه متمعین بودم کلی از طرفتارامو از دست میدم ?همین دیکه ??
م:وااای من خیلی استرس دارم حالا که ادرین ازاد شد چی کار کنیم ؟؟؟؟ واای خدا خودت رحم کن ???لو: مرینت چرا این طوری میکنی ؟؟؟ م: لوکااااا پس چی کار کنم؟؟؟ الان قراره عشق قبلیم دشمن خونیم بشه ???واای (دیرین دیرین منظورم اون دیرین دیرین نیستااا این مثلا گوشی مری زنگ خورد ?? ) م: استاد فو بزار جواب بدم ?الو سلام اس: سلام مرینت خوبی؟؟؟ م: اره استا خوبم کاری داشتید ؟؟ اس: امم میخواستم بهت بگم که بهتره از پاریس بری?م: چی ؟؟برم؟؟؟ نهه عمرن?اس: بهتره برییییی من برای تو لوکا یه بلیط برای اسپانیا کرفتم برات پستش کردم داره میاد تاااا بلیط رسید دستت با لوکا حرکت کن به سمت فرودگاهههه مرینت این شوخیی نیست شاید ادرین خطرناک بشههه ??? م: یهوو بغضم گرفتو گفتم نه استاد نهههه من نمیرم ?? (دینگ دینگ ) لو: زنگ خونرو زدن من میرم باز کنم ? رفتم درو باز کردم دیدم پستچی بود بلیطو بهم دادو رفت منم رفتم خونه و به مرینت دادمش مرینت تا بلیطو دید سریع تلفن از دستش افتاد زد زیر گریه دلم براش سوخت بعد یکم ارومش کردمو گفتم باید حرکت کنیم سریع وسایلتو جمع کن ☺?م: وسایلمو جمع کردم تاا حرکت کنیم ?وقتی از خونه اومدیم بیرون گفتم خداحافظ پاریس ?و بعد با لوکااا به سمت فرودگاه حرکت کردیم (در فرودگاه) رسیدیم فرودگاه انگار که به موقه رسیده بودیم ? یهو یه زنی پشت بلند گو گفت : مسافرین اسپانیا هوا پیما داره حرکت میکنه لطفاا سریع سوار شید منو لوکاا هم داشتیم میرفنیم که یهو از توی تلوزیون فرودگاه دیدیم
دیدم که تلوزیون داره اخبار میگه (درباره ی پاریس ) نادیا: اینجا چند ساعته که یه شرور به اسم کت عشخب هستش (بچه ها این مثلا کت نوار حالا برای چی اسمشو نکردم مثلا کت بلنس برای اینگه این دفعه سه تا قدرت داشت یکی از قدرتاش کتاکلیز بود یکی دیگه نابود کردن عشق یکی دیگه هم خواب بی پایان بود ???) م: چیییی کت نوار بودددددددددددددد?نادیا: ولیی هنوز خبری از کت نوار و لیدی باگ نیست ?م: لووکااا بدو بدو بیااا اینجااا? لو: چی کار کنیم ؟؟؟ م: وااای خاک بر سرم منووووو باش یادم رفت معجزه گرمو به استاد تهویل بدم ولیی خب الان نیازش داریم تازهههه معجزه گر گربه هم هست تو با گربه تبدیل شوو منم با کفشدوزک?لو: متمعینی ؟؟؟ م: اره بابا چرا متمعین نباشم ؟؟؟ لو: هیچی بابا بیا بریم و بعد حلقه ی گربرو داد بهم تا کردم دستم یه کوامی به شکل گربه اومد بیرون و با بغض گفت من ادرینو دوست داشتم ? م: متسفا پلگگگگ اما اون دیگه اینجا نیست الان صاحب جدید تو لوکا هستش ? پلگ: سلام من پلگم برای تبدیل شدن بگو پلگ پنچه ها بیرون ??لو: پلگ پنچه ها بیرون و تبدیل شدم اسمم بود کت بلج (از خودم در اوردم ??) و رفتیم تا با کت عشخب مبارزه کنیم
(وقتی کت بلج و لیدی باگ به همون جااا میرسن ??)
لیدی: ادرین من واقعااااا متسفا ولی دیگه دیر شده ? کت عشحب : اسم منوووک نیار تووو واقعا خیلی احمقی که اونو انتخاب کردی ???الانم باید تقاس پس بدیییییی? م: وکلییییی با کت عشخب جنگیدیم بزارید بهتر بهتون بگم مااا ساعت ۶ رسیدیم این جا و الان ساعت ۱۰ ولی هنوز نتونستیم شکستش بدیم ?خییلی خیلی خیلی قوی بودددد
کت بلج: همین طور داشتیم میجنگیدیم ولییی نمیتونستیم شکستش بدیم بعد من گفتم کتاکلیز و دویدم سمت کت ولی اون منو هل داد عقب و کتاکلیزم خورد به دیوار من سریع رفتمو یه جایی تعقیر شکل دادم و یکم به پلگ غذا دادمو و دروباره تبدیل شدم ?ل: یهووو کت با چوب دستش محکم زد تووو شکمم خییلی درد داشتم ولی بلند شدمو دوباره ادامه دادم : ادرین بس کنن?کت: تووو هیچی نگوووو ?? و با قدرت کتاکلیزم زدم به لیدی باگ ?ل: سریع جا خالی دادم ?
م: مننن نمی دونستم باید چی کار کنم ولیی متمعین بودم هنوز نباید از لاگی چارم استفاده کنم (تو ذهنش داره میگه ) و یهوو تصمیم گرفتم که لوکا رو ب*ب*و*س*م شاید این طوری کت عشخب حرسش بگیره ? لوکاااا بیاااا? کت ب: اومدم ،،،نقشه داری؟؟؟ م: نه فقط میخوام ب*ب*و*س*م*ت?? کت ب: الان وقت این کارا نیست ?م: نهه خب شاید این طوری کت ع حرسش بگیره ? کت ب: خب حرس اون در بیاد چه به نعفه ماست ؟؟؟؟ م: حالا نمیدونم ولیی بیا امتحان کنیم و رفتیم جلوییی کتت ع و همو ب*و*س*ی*د*ی*م?کت ع: قشنک معلوم بود لیدی میخواست حرسه منو در بیاره سریع لوکارو ب*و*س*ی*د انقدر حرسم گرف که نگوو سریع پریدمو با پاه زدم تووو صورت لیدی و کت ب و اونااا افتادن روی زمین ??
کت ب: اوففففف سرم خیلی درد گرف ?لیدی : اه اه خدا بگم چی کارت کنه زدی سرمو پوکوندی واقعا کههههه??دیگههه خیلی اعصبانی شدممم میخواستم بهش حمله کنم ??دیکه شورشو در اوردی کت ع و بهش حمله کردم ?
کت ع : عهههه این طورییی؟؟؟? و سریع از همهههه ی قدرتام به لیدی زدم و این دفعه هم بهش خورد ??کت ب: نههههههههه??
گفتم که این دفعه داستان خفن میشه تازه پارت های بعدی خفن ترم هست ??فعلا باییی
بیییییییییی نظیییییییییییر بوووووووود
ممنانننننن 😃😃😍😍😗😘
آنا حان من با شما تا حالا کی بد حرف زدم؟؟؟؟؟!!!!!!!من تاحالا گفتم داستانات خوبه ولی فقط مشکلاتتو گفتم . من حتی گفتم داستانات قشنگه . آنا جان من از روی حرس با نویسنده ی این داستان بد حرف نمیزنم من اول فقط تو داستانش نظر دادم حالا اونقدرم بد حرفم نزدم . بحث من و باران وز اونجایی شروع شد که من اولین تستمو دادم و همه بهم نظر خوب میدادن ولی اون وسط بازان بهم ۲ بار گفت داستانم مسخرس واسه همین من با باران آشنا شدم چون قبلا نمیشناختمش . بعد از اون رفتم ببینم خودش چه داستان هایی مینویسه و خوشم نیومد آره خودش گفته بود بدت میاد نخون ولی من اول خیلی محترمانه گفتم داستاناش قشنگ نیس ولی از روی حرسم نبود . ولی اون اصلا خوب صحبت نمیکرد با نظرات بد . خوب من فقط نظر داده بودم و هیچیش از روی حرس نبود . ولی داستان تورو که خوندم به نسبت این بد نبود یعنی بدک نبود . تو هم که میگی من میام تو تستت بد میگم من کل تستامو چک کردم و تو نظر خوب دادی پس خوشت اومده اگه خوشت اومده تو میخوای الکی نظر بد بدی من فقط از داستان بدم میاد و هیچ چیزیش از روی حرسم نیس .
چرا بعدی را نمیزاری
تویی که اسمت کارن هست ???? باس لطفاً هرچی آدم هیچی نمیگه بازم حرف میزنی ???????????? یک بار دیگه درباره ی این داستان بد گفتی میام برای داستانت روز 10 نظر بد میزارم نظراتی چرت پرت عین خودت پس حواستان جمع کن
می دونستی تو نویسنده نیستی???آره m ؟؟؟؟
تنها تنها نتها راهههههههه شم اینه کهههه داستانو نخونید (نخونید . نخونید . نخونید . نخونید) ????
دیدی هر چی میگی من میتونم جوابشو خیلی خوب بدم .شاید این داستان تو باشه ولی بعضی از داستانا باید اصلاح بشن چون از ریشه مشکل دارن. اگه هم پنیرا تموم شده بود آشپزخونه که داره (مگه پول دار نیس)میره بر میداره. الان داری سعی
میکنی که بگی آدرینو بد نشون دادم .(مثل تو بگم درک کن دیگه)جواب سوال های دیگه ای که گفتم چی شد دیدی نتونستی جواب بدی
من جوابتو میدم ولی تستچی نظرمو قبول نمیکنه ??هه . حالا هم یه بار دیگه ببینم اومدی زیر تست های من نظر دادی من میدونم با تووو . دارم مثل ادم باهات حرف میزنم دیگه هم حرف نزن . فکر نکن ترسیدم نخیر فقط به خاطر این میگم چون خیلیی رو مخی???
من نمی خوام داستانمو لووووو بدم ولی من ادرینو بد نشون ندادم ?اینووووو بهفم .????
میشه دیگه داستان رو نخونی و بری
آرههههههع. پلک همیشه به آدرین میگه همیشه به فکر پنیره . بعد تو میکی تموم شده و پلک چیزی نگفته.وایی داستانات مثل جوک میمونه
بعدشم توی اشپز خونه ی خونه ی ادرین پنیر نداره (ادرین میره خودش میخره )
باران داستان خیلی هم خوبه کسایی که بدشون میاد خب نخونن و الان خیلی وقته منتظر قسمته بعد هستم برای دیگه
ممنون ??
هووووو دو روز پیش گذاشتم هنکز در حال برسی ????
و راستی بگم اگه تو از نظرات بد خوشت نمیاد چرا تو تست من نظر بد میدی . عققایدی داری که به منفع خودته همیشه و همش به خودت فک میکتی نمیگی اونم شاید دوس نداشته باشه . من با لوکانتی ها به خاطر اینکه آدرینتم (به آدرینت بودنم افتخار میکنم)چیزی نمیگم ولی تو چون لوکا نتیی به آدرینت ها هر چی بخوای میدی . من با لوکا مشکل ندارم ولی تو با آدربن مشکل داری انگار تا حالا باهات کاری کرده . من آدرینتم ولی چه دلیلی داره که از لوکا خوشم نیاد .راستی تو ،ُتو داستانت (و داستان دوستت آنا رو هم میگم)آدرینو بد نشون دادی . تا حالا آدرین کی به پلک غذا نداده به خاطر فهمیدن هویت لیدی . اگه هم بکنه پلک خودش یواشکی میخوره . آدرینو دیوونه نشون ندید . یا تو داستان آنا خانم مرینتو لوس نشون دادیا آخه کی بخاطر زخم شدن گوشش میگه نمیخوام ببینمت . به هر حال آنا خانم تو اومدی آدرینو بد نشون بدی مرینت بدتر شد همه دلشون خنک شد که آدری مری رو زد همههم خوشحال بودن. راستی باران خانم تو میتونی داستانو تقییر بدی نمیخوای الکی نگو نمیتونم . خدافظ
بعدشم تو داستان نوشتم پنیر ها تموم شده بود به خاطر همین ادرین به پلگ نتونست پنیر بده ??????????
خانم باران تو خودت تو همین تست گزینه ی ۱ گفتی که طرفتارات کم شده چرا الکی حرف میزنی . و گفتن به طرفتارا که اگه شما ۱۰ تا نظر بدید من قسمت بعدی رو مینویسم کاملا اسمش شرط و شروطه حالا تو حوسلت سر رفته هیچکی نظر نمیده نوشتی.اگه میگی چرا من باید پشت سر هم داستان بنویسم چون تو نویسنده ی داستانی و خودت خواستی داستانو شروع کنی البته که نظر ندادنم کار درستی نیس ولی شرط گذاشتن بدتره.تو که شکل بزقاله ها حرف مینی قیافتو نمیدونم دیگ. راستی بهتر بری چشم پزشکی چون ما تو آپارات نیستیم تو تست چییم . و راستی من دوست دارم نظرمو بدم.راستی رفتی چشم پزشکی بهش بگو یه دوست بهم گفته یه عینک چشم کاسه ای بگیرم . این پرو فایله عزیزم کانال نیس. مگه ما تو تلگرامیم .راستی دختر کاراته باز و بزن بزن بهت بگم من تو جر و بحث ها یا تو دعوا ها کم نمیارم . گفتم با منم آشنا بشی???????????????????????
پارت ۷ رو دیشب گذاشتم هنوز در حال برسی?. بچه ها چرا تستچی دیگه تستی متنشر نمیکنه ؟?از دیشپ تا الان تستی منتشر نکرده . خب بیا مال مارو متنشر کن .چییییی??????