سلام . پارت ۱۸ اومد . بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
لایتیما : بالاخره ،، بعد از گذشت چند صدسال میلیون سال ،، دختران نابودگر برگشتند ،، انسان ها و موجودات مختلف کهکشان ها ازم ما بترسید ،، چون برگشتیم . دیپر : لایتیما . لایتیما دیپر میگیره . لایتیما : سلام دیپر ،،بزار تو رو به خواهر هام معرفی کنم ،، خواهر بزرگم مایلیتا ،، خواهر کوچکم تایلیما ،، ما دختران نابودگر هستیم .
استن : عمو این چی میگه ،، لایتیما کیه ؟ ،، دیپر چرا دستشه ؟ ،، میبل چی کار کرد ؟ ،، یکی توضیح بده . فورد : فعلا من هیچی نمی دونم . لایتیما : دیپر بزار به خاطر اینکه به حرف هام گوش نکردی ،، کاری برات بکنم ،، آها ،، خانوادت رو نابود کنم . دیپر : چی ؟. لایتیما قدرتش رو به طرف استن و فورد نشونه گیری میکنه و پرتاب میکنه ،، ناگهان اکسولاتل میاد و جلوی پرتاب رو میگیره ،، ولی آسیب میبینه .
مایلیتا : اوه ،، اکسولاتل افسانه ای ،، نبینم به خاطر انسان ها آسیب ببینی . اکسولاتل : شما ۳ تا خواهر همیشه درده سرین . فورد : اکسولاتل ؟ ،، همون مردی که همراه اون پسر بود . دیپر : اکسولاتل ،، اینجا چه خبره ؟. اکسولاتل : افسانه دختران نابودگر در واقع ،، درباره لایتیما و خواهر هاشه ،، ۷۰۰ میلیون سال پیش قبل از اینکه از بیل جدا شم سه خواهر بودن که حس نابودگریه دنیا ها رو داشتن
این سه خواهر ،، حس نابودگریه قوی داشتند ،، این قدر قدرتمند بودن که یکم از من قدرتمند تر بودن ،، بعد از گذشت چندین سال جنگیدن ،، بالاخره تونستیم اون ها رو زندانی کنیم ،، درون سه سنگ و جدا از هم ،، در زمین ،، اما مثل اینکه دست بردار نابودی نیستن . تایلیما : آره ،، اما به خاطر این دختر نمی تونستیم ،، برگردیم ،، چه زود انسان ها گول می خورن . دیپر : شانزا ( فرار کردن ) . دیپر فرار میکنه و میره میبل میگیره ،، میره پیشه استن و فورد .
دیپر : والداز ،، زود باش بقیه بردار و به جای خیلی خیلی امن ببر . والداز تبدیل به انسان میشه و از طریق دروازه از اونجا فرار میکنن . دیپر : گاریس مان ( تغییر شکل ) . مایلیتا : اکسولاتل خودت میدونی ،، خودت هم به زور میتونی ما رو شکست بدی ،، حالا یه نصفه قدرت می خواد شکستمون بده . پادشاه ماریوس : زود نتیجه گیری نکن . دیپر : پادشاه ماریوس . پادشاه ماریوس نزدیک دیپر میشه و دستش رو میزاره روی سینه ی دیپر و کل قدرتش رو به دیپر میده . پادشاه ماریوس : ناامیدم کن ،، چون بهت اعتماد کردم . دیپر : شک نکن .
از اون ور جف میاد و دستش رو میزاره روی سینه دیپر و کل قدرتش رو بهش میده . جف : به این زودی نباید بمیری ،، چون هنوز با هم مبارزه نکردیم ،، روی قولت بمون . دیپر : حتما . لاکپشت خردمند : احیانن به یه لاکپشت پیر نیاز ندارین . اکسولاتل : لاکپشت خردمند . لاکپشت خردمند هم کل قدرتش رو به دیپر میده . لاکپشت خردمند : برو ،، تا جون همه رو نجات بدی . دیپر به لطف قدرت های پادشاه ماریوس ،، جف ،، لاکپشت خردمند ،، خیلی قدرتمند تر از قبل شد . تایلیما با یه لمس کوچیک به دیپر ،، دیپر پرت میشه اون ور مصر .
تایلیما : پف ،، اینم با یه لمس کوچیک رفت اون ور دنیا . یهو یه درواز میشه که مایک دیپر رو گرفته و بهش قدرتش رو میده . دیپر : اما آنجل چی ؟ . مایک : مهم نیست اون ،، خیلی مغروره ،، کی بهش اهمیت میده تو کهکشان رو نجات میده . مایک میره پیش اکسولاتل و بقیه . لایتیما : خب ،، بیاین اول این نصفه قدرتی رو نابود کنیم ،، بعد بریم سراغ کهکشان ها . لایتیما حمله ور میشه ،، دیپر یه سپر درست میکنه ،، اما سریع شکست ،، و آسیب دید . ناگهان دیپر یه صدایی میشنوه .
دیپر احساس کرد یکی دیگه هم بهش قدرت داد ،، و یه صدایی اومد « دیپر ،، تو موفق میشی ،، همون طور که منو شکست میدادی » یه صدای آشنایی برای دیپر بود ،، به دیپر امید داد . دیپر : گاریس مارون ( تغییر شکل ) . دیپر این کلمات رو داشت میگفت . دیپر : اقیانوس ،، ابعاد ،، درمان ،، اکسولاتل ،، پیدایش ،، طمع ،، قدرت کامل . دیپر تغییر شکل داد ،، اینقدر قدرتمند شده بود که احساس میشد از دختران نابوگر قوی تره ،، دیپر با یه لمس کوچیک لایتیما رو از زمین رد میکنه .
لایتیما : پس قدرتمند شدی ،، یک چیز رو باید بدونی ،، من و خواهر هام وقتی با هم یکی میشم خیلی قدرتمند تر میشیم . دختران نابودگر نزدیک هم میشن و یکی میشن . دیپر : من هیچ تغییری احساس نکردم . نابودگر ( همون یکی شدن دختران نابودگره ) نزدیک دیپر میشه و اونو مشت میزنه ،، و دیپر پرت میشه اون وره زمین .
ببخشید جای حساس قطع کردم . لطفا تست استارکو ،، اریدا باتر فلای ،، عشق و طمع ،، آبشار جاذبه جدید ،، نگهبان آبی ،، رو ببینید . منتظر پارت ۱۹ باشید . دوستون دارم . خداحافظ .
من از همون اول فهمیدم بیله 😐⭕
عالى بود داستان دارع هيجانى ميشع
من فكر كنم اون فرد بيل بود اخع گفت منو شكست دادى ، طمع و چيزاى ديگه
و يچيزى ،،، بيل و ديپر الان دوستن ؟
طمع....فهمیدممممممم وای خدااااااا بیل بود طمع مال بیل بود چه جالببببببب
یعنی نمیدونستین من از همون وقتی که اکسولاتل گفت چقدر شبیه تو هست من فهمیدم
وای این پارت خیلی جالب بود