سلام اینم پارت دوم من توی دفترم تا فصل دوم نوشتم هر فصل ده پارت داره اگه می خواین ادامه بدم توی نظرات بگین
دیو گفت آلیا اگه تا الان باکسی هم گروه نشدی بیا باهم هم گروه بشیم آلیا گفت باشه گفتم پس من چی دیو گفت تو با یه کس دیگه برو گفتم کی ؟ دیو گفت الکس گفتم چییییی اون الان صدتا درخواست داشته آلیا گفت از کجا میدونی
گفتم چون همه عاشقشن و از خداشونه که با الکس هم گروه بشن آلیا گفت زود قضاوت نکن دیو گفت اصلا از خودس میپرسیم الکس،الکس گفت بله دیو گفت تو با کسی همگروهی شدی الکس گفت نه چطور مگه
آلیا بفرما جنی خانوم دیو یعنی درخواست نداشتی الکس درخواست که زیاد داشتم برای چی این سوالات رو میپرسی آلیا برای آرورا اون هنوز هم گروه پیدا نکرده میشه تو هم گروهیش بشی ؟ الکس باشه دیو گفت ممنون حالا قرارهاتون رو بذارین من و الکس گفتیم باشه آلیا و دیو رفت الکس آروا من پنجشنه وقتم خالیه اگه خواستی بیا خونمون گفتم ب...باشه
الکس روی یه برگه آدرس خونشون رو نوشت و داد به من و بعد از هم خداحافظی کردیم به سمت خونه حرکت کردم جلوی در آلیا و دیو رو دیدم آلیا گفت خب؟ گفتم خب که خب دیو گفت منظور آلیا اینه که الکس چی گفت ؟ گفتم گفت که پنجشنبه برم خونشون آلیا جیغ زد و گفت وایییی این عالیه گفتم چی عالیه
آلیا گفت الکس تا حالا آدرس خونشون رو به کسی نداده بود گفتم از کجا می دونی دیو گفت خودم دیدم که هر کی از الکس آدرس خونشون رو میخواد الکس نمیده آلیا گفت تو اولین دوستشی که میری خونشون
یه خورده خجالت کشیدم ? چون من اولین نفرم برای اینکه جمعش کنم گفتم خب بچه ها من باید برم وگرنه مادرم سوال پیچم میکنه ازشون خداحاظی کردم و رفتم خونه سلام کردم مامانم گفت تا الان کجا بودی گفتم معلمون گفنه درباره ی شهاب سنگ تحقیق کنیم منم داشتم با هم گروهیم هماهنگ می کردم آلیس گفت هم گروهیت کیه گفتم به تو چه گفت می خوام بدونم گفتم الکس اسکافید گفت الکسسسس اسکافیدددد گفتم مگه چشه
گفت چشم نیست گوشه ? گفتم مسخره ? گفت اسم بابات اصغره گفتم بابای من بابای توهم میشه گفت از کی تو با پسر بزرگترین تاجر و شهردار هم گروهی میشی ؟ گفتم از همون موقع که تو فوضول شدی مامان گفن بسه دیگه بیاین ناهار خوریدم و رفتیم توی اتاق
داشتم مشق مینوشتم به آلیس گفتم آلیس اون دفتر رو از تو کمد بهم میدی گفت خودت برشدار گفتم تو نزدیکتری گفت نچ گفتم تو دو دقیق بلند شی زمین به آسمون نمیرسه گفت خودت دودقیقه بلند شی زمین به آسمون نمیرسه گفتم اَه اصلا به جای اینکه با تو کل کل کنم تا دو دقیقه پیش برداشته بودم رفتم دفترم رو آوردم و ادامه ی مشقم رو نوشتم گوشیم زنگ زد دیدم که .......
خب این قسمت هم تموم شد اگه می خواین که داستانام رو ادامه بدم توی نظرات بگید اگه نمیخواید ادامه بدم تو نظرا بگید
خداحافظ✋✋??
بسی زیبا😄💜✨
ممنون😘😍