سلام ،، ببخشید دیر تست نگهبان آبی گذاشتم ،، چون عکس مناسب نبود عدم تایید خورد ،، حالا از اول نوشتم ،، بریم ببینیم داستان از چه قراره ،، بریم ببینیم .
بیل ،، دیپر رو میبوسه . پاسیفیکا سکته میکنه ،، میوفته . دیپر : بیل ( در حالت پته پته و تعجب ) بی... بیل... چی شد.... ام ... مم.. من... پاسیفیکا بهوش میاد ،، واقعا اعصابش خراب بود .
پاسیفیکا : همین الان ،، ازم معذرت خواهی کن . بیل : من بهت گفتم ،، ازت بدم ،، اینم خیانتم ،، حالا گمشو . پاسیفیکا : من اگه اینجا رو با خاک یکسان نکردم ،، اسمم پاسیفیکا نورس وست نیست . پاسیفیکا از اونجا میره .
بیل : دیپر ،، واقعا ببخشید ازت استفاده کردم . دیپر : نه...نه...مم...من...ناراحت... بیل : نمی خواد چیزی ،، بگی ،، خودم فهمیدم ،، باید بدونی . دیپر : خوندن ذهن . فقط اینکه ویل و کیل مثل مجسمه هنگ کردن ،، که کیل یه تکونی خورد . کیل : الان چی شد ؟ .
پیش پاسیفیکا . پاسیفیکا : پدر می خوام آبشار جاذبه رو با خاک یکسان کنم . پدر : بالاخره یه نورس وست کامل شدی ،، حالا هوای یا زمینی ؟. پاسیفیکا : هر سه مورد ( منظورش از هر سه مورد ،، اینکه خودش هم وسط جنگ ،، باشه ) بیل تقاصش رو پس میده ( من پاسیفیکا رو مریض روانی کردم ) . پیش بیل و بقیه . دیپر : قضیه این پاسیفیکا چیه ؟. ویل : برات بگم که اون عاشق و پیشه بیل هستش از پارسال تا حالا اما بیل هیچ وقت ازش خوشش نمیومد و همه جواب رد بهش میداد .
دیپر : آها ،، گرفتم . از اون طرف پاسیفیکا بلندگو دستش میگیره : بیل سایفر اگه همین الان نیای ازم معذرت خواهی نکنی ،، آبشار جاذبه رو با خاک یکسان می کنم . همه میرن بیرون . ویل : نگران نباشین ،، ما سایفریم ،، اون هیچ کاری نمی تونه بکنه . پاسیفیکا موشک های هوایی رو پرتاب میکنه و ویل با یه بشکن همه شون رو محو میکنه .
ویل : دیدین . ناگهان آبشار جاذبه منفجر میشه و هیچی ازش باقی نمیمونه . کیل : آره ،، هیچ کاری نمی تونه بکنه . بیل : حالا چیکار کنیم ؟ ،، ما که نمی تونیم مرده ها رو زنده کنیم . دیپر : من می تونم ،، مرده ها رو زنده کنم با برش مرگ ،، برش مرگ برای زنده کردن چند نفر یه بها خیلی بالای می خواد . ویل : چی داری میگی ؟،، بهتره این کا رو نکنی .
دیپر : چرا دنیای ذهن بیل اینقدر واقعیه ؟. ( نکته دنیای ذهن بیل ،، کلا همه چیز واقعیه ) . پاسیفیکا : حالا نوبت اون پسرس . موشک ها به سمت دیپر نشونه گیری شدن ،، اما دیپر خواست جاخالی بده ،، اما دیگه دیر شده بود ،، اما بیل خودش رو سپر دیپر کرد . دیپر : بیل ،، حالت خوب میشه . ناگهان کیل کنترل خشم ش رو از دست میده ،، ویل هر کاری میکنه تا جلوی کیل رو بگیره ،، نمیشه ،، کیل از حرکت فوران آتشفشان استفاده میکنه .
دیپر : بسه ،، دارین بدترش می کنین ،، حالا چیکار کنم ؟ ،، برای انجام هر برش باید از مالک اون قدرت اجازه بگیرم ،، برش بعدی از ملک کهکشان ،، برش زمانی از نی نی زمان ،، برش مرگ از شاهزاده مردگان ،، و من باید یه بها بدم اما من چیزی ندارم . دیپر واقعا نمی دونست چیکار کنه ،، که آخر تصمیمش رو گرفت . دیپر : شمشیر ابعاد بر ،، برش چندگانه ( منظورش ،، چندتا برش با هم ) . دیپر میره پیش ۳ مالک ( یعنی ملکه کهکشان ،، نی نی زمان ،، شاهزاده مردگان ) .
نی نی زمان : دیپر پاینز ،، الان باید بدونی ،، اگه بیشتر از این از شمشیر ابعاد بر استفاده کنی ،، باعث نابودی دنیا میشه ،، امیدوارم یه بها خواصی برای اینکارت داشته باشی . دیپر : تنها بهایی که دارم ،، خودم هستم ،، دیگه چیزی ندارم . ملکه کهشان : پس باید مجازات بشی چون ،، هیچ بها بزرگی نداری . شاهزاده مردگان : صبر کنین ،، من بهاش رو پرداخت می کنم ،،میلیون ها روح . نی نی زمان : تو داری چی میگی ؟ ،، چرا ؟ . شاهزاده مردگان : اون اصلا هیچ روحی نداره ،، و میتونم ازش استفاده کنم .
ملکه کهکشان : پس قبوله ،، ما اینکار رو انجام میدیم . پاسیفیکا : یهو چه اتفاقی افتاد ؟ ،، چی آبشار جاذبه سرجاشه ،، اما چطور ؟ . پلیس : پاسیفیکا نورس وست به دلیل استفاده غیر مجاز از موشک و بمب ،، دستگیری . پاسیفیکا : چی ؟ ،، نه نه ،، بیل برمیگردم ،، برمیگردم . بیل : برنگرد ،، راستی چطور بها دادی ؟ . دیپر : یکی شون کمکم کرد ،، همین . ویل : آها .
عالی لطفا زود پارت بعدی رو بزار ??
چی شد ???
دوتاشون که پسرن???
من هنگ کردم
منم
فکر..کن..م
توی این داستان بیل و دیپر گ* هستند
عالى بود :)
من اولش فكر ميكردم نيمه اكسولاتل از نگهبان ابى بهتره اما يكم كه گذشت پشيمون شدم :)))
نظر لطف تونه
و اولین نفر
عالییییی