های پاترهد❤ این یه جور داستانه برای ادامه هری پاتر? تخیلیه و امیدوارم خوشتون بیاد نظر بدید و حتما بگیذ قسمت دو هم بسازم یا نه؟? شخصیت ها:دلفی،هری پاتر،سوروس اسنیپ،لیلی،ولدمورت،هرمیون،رون،سدریک،دراکو،پروفسور مک گونگال،جینی ویزلی،جیمز پاتر،سیریوس بلک،بلاتریکس
هری:نمیتونستم بخوابم فکرم درگیر مادرم بود اگه اینجا بود بهم چی میگفت پدرم چی اون حتما میدونست باید چیکار کنم میگفت؟کاش میشد دوباره ببینمش،
جینی:چندروزیه رفتارت عجیب شده هری،شاید باید یکم هوا عوض کنیم،چطوره بریم پیش هرمیون و رون؟
هری:میدونم،میدونم همش فکرم درگیر کارهای وزارته،نامه های عجیبی دریافت میکنم نگرانم مشنگ ها متوجه چیزی بشن
جینی:چیزی در مورد اینا بهم نگفته بودی!یه چندروزی مرخصی بگیر لازم نیست اینهمه به خودت فشار بیاری:-) هری:ولی من واقعا استرس دارم مشنگ ها همیشه سعی دارن سر از چیزای عجیب در بیارن مخصوصا که چندروزیه دمنتور ها خبرای عجیبی برام میارن
جینی:چه خبرایی؟! هری:مهم نیست فقط اینو بدون اوضاع خطریه نشانه هایی از بازگشت ولدمورت پیدا کردیم جینی:چی؟!!اون از بین رفته نابود شده هزار تکه شده،مگه همه ی هورکراکس هارو نابود نکردیم!!!امکان نداره هری. هری:آی نه(زخم سر او دوباره به شدت درد میگیرد)
جینی:هری زخم سرت... هری:مهم نیست باید برم پیش هرمیون و رون (از جای خود برمیخیزد و به سمت در حرکت میکند) جینی:صبر کن منم میام نمیتونی تنهایی در مورد همچین چیزی اطلاعات جمع کنی هری:جینی این خیلی خطرناکه... جینی:هیششششش دیگه هیچی نگو...بریم
(به طرف وزارتخانه حرکت میکنن و وارد بخش اجرای قوانین جادویی میشن)وارد دفتر هرمیون میشن،،،،هری:سلام هرمیون جینی:سلام هرمیون هرمیون:سلام هری،سلام جینی،چیشده چرا سراسیمه وارد شدید؟؟؟ هری:باید باهم حرف بزنیم. هرمیون:درمورد چی؟ هری:ما احتمال میدیم ولدمورت برگشته باشه... هرمیون:چی!!!!!!! امکان ندارههههههه جینی:متاسفانه ما نشونه های زیادی پیدا کردیم،دمنتور ها هم خبرهای زیادی آوردن،آشوب به پا شده و همه به هم ریختن،به چندتا ماگل حمله شده و حافظه شون پاک شده هری:درسته دولت ازمون خواسته زودتر این افتضاح رو تمومش کنیم،اما نمیدونیم کار کیه! هرمیون:ممکنه فقط اتفاقی باشه و چندتا خدمتکار حافظه هاشونو پاک کرده باشن و جن ها بهشون حمله کرده باشن،،(تستچی عزیز این داستان یه فیلمه) جینی:هرمیون،متاسفانه اینطور نیست
(هرمیون با استرس مشت مشت شیرین بیان میخورد)هرمیون:من نمیتونم باور کنم بعد از اونهمه سختی دوباره؟!!!نههههه هری:هرمیون گفتم که ما هنوز مطمئن نیستیم فقط یه احتماله? جینی:هری بزار با واقعیت روبرو بشه،شاید باید برای یه جنگ دوباره آماده بشیم هری:جینی انقدر تند نرو ما هنوز حتی مطمئن نیستیم. هرمیون:اوکی،باید بیشتر تحقیق کنیم من از رون میخوام از دوستاش پرس و جو کنه شما هم باید از دولت بخواید اگه چیز مشکوکی دید بلافاصله بهمون خبر بده جینی،هری:باشه!
پاتر هد های عزیز و تستچی محترم این تست ساخته ذهن منه و تخیلیه مممنون میشم اگه نظرتون رو توی نظرات اعلام کنید
منتظر پارت دو باشید.
عالی بود
لطفا پارت ۲ رو بزار
لطفا پارت دوم رو بزارین
عالیه زود بعدی رو بزار
واقعا عالی نوشتی.👏👏 خيلی هيجانی و جذاب بود.
پارت بعدی رو زودتر بزار❤
بد نبود ولی پارت بعد رو میخونم
عالی عالی عالی ادامه بده