این یک رمان ۱ پارته اس شما در نقش دوست خیالی دختری به اسم پریم هستین?
متولد شدم . چشمامو باز کردم موهای بلوندمو کنار دادم و گفتم:س س سلام پریم گفت:تو کی هستی گفتم:اسمم.....(اسم تو)عه من دوست خیالیتم یک عروسک دادم دستش و گفتم :دوست داری بازی کنیم پریم:حتما گفتم:پس بریم توی حیاط پیک نیک بذاریم چند ساعتی بازی کردیم و خوش گذروندیم
چند سال گذشت و پریم میخواست بره مدرسه کیفشو بهش دادم و گفتم:امروز میری کلاس اول خیلی برات هیجان دارم?پریم:توهم با من میای؟!گفتم:نه!دوستای خیالی اجازه ندارن مدرسه بیان
توی حیاط منتظر نشستم تا پریم برگرده و بازی کنیم ۱ ساعت....۲ ساعت....۳ ساعت......۴ ساعت.....۵ساعت....
پریم برگشت سریع سبد پیک نیک رو بردم جلوش و گفتم:بیا بریم بازی کنیم!پریم:ببخشید من باید برم خونه ی لیلی بغض کردم و گفتم:لیلی کیه؟!پریم:دوست جدیدم توی مدرسه خیلی ناراحت شدم بودم گفتم:باشه مشکلی نیست
باز هم توی حیاط نشستم و مناظر بودم برگرده همینجوری به در زل زده بودم که بارون گرفت ? سبد پینک نیک خراب شد ساندیچ ها خیس شدن لیوان چاییمون پر آب شد . با بغض برگشتم داخل که صدای زنگ اومد
سریع بیرون رفتم و درو باز کردم آره همونطور که حدس میزدم پریم بود گفتم:الان دیگه میتونیم بازی کنیم پریم:نه لیلی گفته تو واقعی نیستی
گفتم: اما اما من واقعی ام پریم:لیلی گفته دوستای خیالی واقعی نیستن رفت بیرون و درو روم بست گفتم:من دوست تو ام اما هیچ جوابی نشنیدم
ادامه دادم:منو باور داشته باش ...... هی ....... تو اینجایی؟!........لیوان چایی از دستم افتاد و دلم شکسته بود از پنجره به خنده های پریم درحالی که با لیلی بازی میکرد نگاه کردم ?
فکر کنم باید یک دوست جدید پیدا کنم اون دیگه منو باور نداره....... و دوباره تکرار شد:سلام من دوست خیالی تو ام!
امیدوارم خوشتون اومده باشه نظر فراموش نشه(بزنید چشم)
من کلاس چهارمم ولی دوست خبالی دارم و دلش رو نمیشکونم
خیلی داستان غمگینی بود
منم یه دوست خیالی خیلی خوب داشتم ولی فراموشش کردم بهتره برم از دلش در بیارم
حتما الان خیلی تنهاست?
عالی بود واقعا احساسی و قشنگ بود تو یک نویسنده واقعی هستی!!!?
?????
عالی بود همه ما قبل از اینکه بریم کلاس اول یک دوست خیالی داشتیم
خود منم داشتم✋✋✋✋✋✋
من نداشتم