من عسل هستم
تنزین گفت کورا لطفا تمرکز کن کورا داد زد نمی خوام شاید چون نمی تونم برای اینه که استاد خوبی ندارم
فردا از زبان تنزین رفتم اتاق کورا ولی نبود رفتم به زمین بازی دیدم اونجا داره تمرین میکنه رفتم
از زبان راوی
ماکو به کورا محکم و همین طور از قسط میزد و کورا عصبانی شد و ماکو بلند کرد و پرستش کرد به اون ور و رفت ماکو هم رفت و چیزی نگفت
داشت رد میشد که خرد به دختری به اسم اسامی اسامی از ماکو معذرت خواست ولی ماکو دسو پاشو گم کرد
اسامی برای معذرت خواهی ماکو رو به رستوان دعوت کرد ماکو هم خیلی خوش حال بود ساعت 8 ماکو رفت به رستوان نشستن سر میز و چشم به در ورودی خرد بولین و کورا هم اومده بودن ماکو جوش اورد ولی به روی خودش نیاورد و عادی بر خورد کرد
کورا به ماکو چپ چپ نگاه میکرد کورا از بولین معذرت کرد و رفت دست شویی ماکو هم همین طور ( دستشویی طبقه پایین بود ) در راه برگشت ماکو گفت دعا کن فردا نشه کورا گفت دوست دارم بگی کی رو دوست داری داشت میرفت که ماکو دستش رو گرفت و گفت میخوای بگم کی رو بیشتر دوست دارم گفت چه خوب الان بگو داد زد اسامی رو کورا ناراحت شد برگشت و گفت از این کارت پشیمون میشی و ماکو رو بوسید بولین و اسامی اومدن و با صحنه ای مواجه شدن که بسیار ناراحت شدن ماکو دور شد و گفت من خیلی متاسفم کورا رفت ولی اینبار رفت روی پشت بوم اسامی گریه میکرد ولی بولین رفت بالا همینطور ماکو خودش رو به حالت پرت کردن کرد و گفت اگر منو نجات بدی یعنی دوسم داری و میدونم این کارو میکنی ماک گفت تو جرعت نداری کورا خودش رو پرت کرد و ماکو گفت خدایا به امید تو و پرین کورا رو گفت ولی اونا رو میگیره به زمین نگاه کردن و از همه خداحافظی کردن و
پرت شدت به سمت زمین زمین پر خون بود بردنشون بیمارستان و هردو رو با هم برن تو بعد 4 ساعت دکتر اومد و گفت ماهمه کارمون رو کردیم ولی امیدتون به خدا باشه
دکتر ادامه داد سر کورا شکسته هم چنین پاش و ماکو پاش و دستش
انچه خواهید دید ماکو و کورا به کما رفتن بابای
نظرات بازدیدکنندگان (0)