سلام داستان نیمه اکسولاتل داره از ۱۰ قسمت رد میشه و همینطوری بریم جلو جالب میشه . بریم ببینیم داستان از چه قراره . بریم ببینیم .
دیپر و میبل روی أرشه ی کشتی نشسته بودن و مشغول بودن ،، دیپر داشت کتاب میخوند ،، و میبل هم داشت مو هاش رو شونه می کرد ،، یهو از موتور خونه صدای « بوم » میاد ،، و دود همه جارو پخش می کنه ،، و فورد میاد بیرون . میبل : عمو فورد حالتون خوبه ؟ . فورد : من خوبم ،، اما موتور کشتی خراب شده ،، فکر کنم گیر افتادیم . استن : چیییی ؟ . میبل : نه ،، حالا چیکار کنیم ،، نمی تونیم تا ابد اینجا بمونیم . ناگهان دیپر یه فکر هایی به سرش میزنه ،، شب میشه ،، موتور خونه .
دیپر : بگو ببینم ،، تعمیر میشه یا نه ؟ . والداز : آره فقط زمان زیاد میبره ،، اما نگران نباش . دیپر : دقیقا چقدر زمان میبره ؟ . والداز : ۲ روز . دیپر : ۲ روز فکر کنم خوبه ،، پس از همین حالا کار رو شروع کن . والداز : باشه . والداز هدفون میزاره به گوشش و شروع به تعمیر موتور کشتی می کنه ،، از اون ور میبل بقیه رو صدا می کنه . میبل : بچه ها نگاه کنین یه کشتی مهمان بری . دیپر میره پیش میبل . دیپر : آره ،، اما اونا مارو نمیبینن چون هوا تاریکه . فورد : خب ،، خوشحالم میتونم از این اختراعم استفاده کنم ،، تفنگ نوری . استن : ها؟؟؟ .
فورد تفنگ نوری رو به هوا نشونه گیری میکنه و پرتاب تمام کشتی پاینز در نور غرق شد ،، و کشتی مهمان بری اونهارو میبینه و سوار می کنه . میبل : ایول ،، اومدیم سوار از اون کشتی ها شدیم که برای آدم پولدار هاست . استن : کلا امسال دستمون تو شانسه . دیپر : من ( داخل ذهنش ) اصلا اینجا حس خوبی ندارم ،، امیدوارم والداز بتونه کشتی رو تعمیر کنه . فورد : آره اختراعم کار کرد ،، چه خفن کار کرد . میبل : من می خوام تمام کشتی رو بگردم ،، کسی همرام نمیاد ؟ . استن : من میام زود باش بریم . فورد : منم برم ببینم می تونم کشتی رو تعمیر کنم یا نه ؟ .
دیپر : عمو فورد الان نصف شبه فعلا کلی وقت داریم تا درستش کنی ،، حالا حالا خوش بگذرون . فورد : باشه ،، حق با توعه . فورد میره . دیپر : هوف ،، شانس آوردم ،، اما سریعا می خوام از اینجا برم . از اون ور مدیر کشتی : همه چیز داره خوب پیش میره اون ها داخل کشتی اومدن . جف : آفرین اون ها رو سرگرم کن تا بیام . مدیر کشتی : چشم . ( مدیر کشتی یکی از آدم های جف بود و جف برای گرفتن فورد و دیپر هر کاری می کنه ) ،، از اون ور دیپر میره داخل اتاقی که خدمت کاران اونجا بهش معرفی کردن تا استراحت کنه .
دیپر به خواب میره و یه خواب عجیب میبینه ( دیپر : بیل واقعا ممنونم ،، خیلی ممنون ) ،، دیپر از خواب میپره . دیپر : این چه خوابی بود؟،، من پیش بیل چیکار می کردم ؟ . ناگهان روی دست دیپر ،، دوباره یه نوشته ظاهر شد ( این کشتی یه دام هستش ،، باید فرار کنین ) . دیپر : چرا ؟. دیگه نوشته ظاهر نشد . جف : مثل اینکه بازم خبر چین ت ،، درست حدس زده . دیپر : جف ،، بازم تو . جف : بیا یه بازی ،، اگه عموت و خواهرت بتونن ،، استن فورد و تو رو از دست من نجات بدن ،، با شما تا چند روز کاری ندارم .
دیپر : برو به جهنم ،، فکر کردی قبول می کنم ؟. جف : اما همه قبول کردن ،، پس نیاز به نظر تو نیست . ناگهان شکل کشتی عوض میشه و تبدیل به یه زمین مبارزه میشه و دیپر و فورد بالای بلند ترین برج زندانی میشن و میبل و استن اون پائین هستن ،، و جف تماشا گر بازیه . میبل : نباید قبول میکردیم که بازی کنیم . استن : دیگه دیر شده ،، حالا وارد بازی شدیم . جف : اگه بتونین تمام هیولا های منو شکست بدین و شاهزاده هارو از برج نجات بدین بازی رو بردین . جف : حالا بازی رو شروع می کنیم .
استن : کارمون تمومه . جف : هیولا حمله کنین . هیولا ها به استن و میبل حمله ور شدند ،، از اون ور پیشه فورد و دیپر . فورد : لعنتی ،، گیر افتادیم ،، راستی دیپر چرا تو رو آورد ،، تو رو که نمیشناخت . دیپر : من از کجا بدونم ؟ ،، فعلا باید از اینجا فرار کنیم ،، اینجا نه راه فراری داره و ... ،، فکر کنم باید منتظر عمو استن و میبل باشیم . دیپر : اگه ( داخل ذهنش ) بتونم از قدرت نیمه اکسولاتلیم استفاده کنم شاید بتونیم فرار کنیم ،، اما باید حواس عمو فورد رو پرت کنم ،، واقعا قضیه سخت شد .
بریم پیش میبل و استن . میبل : میگم ما باید یه اصلحه ای ،، شمشیری ،، چیزی نداشته باشیم ،، برای شکست هیولا ها . استن : موافقم . جف صدای اون ها رو میشنوه .. جف : تا وقتی یکی از هیولا ها رو با دست خالی شکست ندین ،، چیزی گیرتون نمیاد . میبل : واقعا قضیه سخت شد .
بازیه برد و باخت واقعا چه کسی موفق میشود تا شاهزاده ها رو نجات دهد ،، لطفا منتظر پارت ۱۰ نیمه اکسولاتل باشید . لطفا تست ،، بیشتر شدن لحظه به لحظه علاقم به کت نویر ،، رستاخیز کیل سایفر ،، استارکو ،، اریدا باتر فلای ،، آبشار جاذبه فصل سوم ،، و نگهبان آبی رو ببینید .
دوستون دارم . خداحافظ .
خییلی عالی
خيلى خوب بود.
تو تنها کسی هستی که من همش میام چک میکنم پارت گذاشتی یا نه
واقعا ممنونم
تو تنها کسی هستی که من همش میام چک میکنم پارت گذاشتی یا نه
من عاشق داستاناتم عالیه وقتی تصورش میکنم انگار خود انیمیشنه
پارت ۱۰ درحال برسیه نگران نباشید ،، لطفا نظراتتون را بگویید
وای باحال شد خیلی باحال شد
این داستانتو دوست دارم
خیای ممنون