سلام من عسل هستم
خب از اون جایی که بولین کورا رو برد تو رخت کن
از زبان بولین : به نظرت عالی نیست گفت این معرکه است در جواب اره میدونم بیا میخواهم با برادم اشنا بشی ماکو از زبان کورا : ماکو وایی از تو رادیو شنیدم بازی میکنی یک پسر دیگه هم بود که اسمش اسویی بازی کن اب افزاری بود
اسم گروه ماکو بولین و اسویی سمور های اتشین بود فکر کورا وایی این پسرا چقدر جزابن وایی??
از زبان راوی تیم سمو های اتشین وارد زمین شدن و بعد پیروز شد اومدن توی رخت کن کورا هی به ماکو تیکه انداخت ماکو همچنان لج داشت
دوستان من از برنامه اومدم بیرو پارم رفت از یک جایی شروع میکنم
کورا به ماکو تیکه انداخت ولی ماکو همچنان لج داشت بعد کورا کفت من اواتار باز هم ماکو هیچ کاری نکرد ولی بولین دیوونه شد
یک روز بعد
کورا دوباره به زمین بازی اومد ولی دید برادران منچز ( ان اسم رو من گذاشتم روشون ?? ) ناراحت بودن از زبان کورا بچه ها فکر کنم دیر رسیدم بولین گفت نه خیلی هم زود رسیدی ماکو ادامه داد اسویی رفته من گفتم خب چرا من بازی نکنم ماکو گفت تو اواتاری ابن تقلب نست؟ من کفتم از فقط اب افزاری کنم تقلب نیست
داور اومد و گفت بازی میکنید من گفتم چرا که نه بازی هم میکنیم بولین تایید کرد ولی ماکو مخالفت من به حرف ماکو توجه نکردم و وارد زمین شدم ما بردیم ماکو گفت اصلا فکر نمی کردم برنده بشیم ولی دیگه مهم نیست مابه فینال رفتیم از زبان تنزین چرا اصلا از کورا خبری نیست بزار بگردم دنبالش و کل جزیره رو گشتم ولی نبود بعد از 5 دقیقه کورا اومد گفتم کجا بودی گفت بازی میکردم گفتم چی گفت چیه هفت روز هفته تمرین باد افزاری خستم کرده گفتم تو سه روزه اومدی
انچه خواهید دید دعوای تنزین و کورا دعوای ماکو و کورا و صحنه های عاشقانه
تو کامنت ها بگید چطوره
و ممنون که داستان منرو میخونید
نظرات بازدیدکنندگان (1)