لباس اتو می کنی که لباسو میسوزونی😐😐
نامجون:😳سوزوندی میاد سبالسو برداره که می بینه روکش میز اتوبه لباس چسبیده
جین :یااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا(نویسنده :نفس بکش) چرا اینو سوزوندی الان ورواید هندسام چی بپوشه موقع اشپزی ا/ت:😅😅😅خب چیکار کنم صورت جذابت حواسمو پرت کرد جین:😎خب حق داری تو ذهن ا/ت:هوفف😅خب یجور جم کردم قضیه لباسو به خیر گذشت که در همان لحظه غذای جین میسوزه 😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳😳
شوگا:روبالشتی بچه رو سوزوندی شوگا:یاااا عزیزم حالت خوبه ای خدا کاشکی بیشتر ازت مراقبت ا/ت:شوگا ناراحت نباش من خوبم شوگل:کی با تو بود دارم به روبالشتی نازنین میگم ا/ت:😐😐😐😐😐😐😐😐😐
هوپی :اول فکر میکنه پرتو های نورش چیزی رو سوزوندی که بعد می بینه که تو لباس سوزوندی بعد میگه:ا/ت چطوری حالت خوب دست چیزی گشوده بخار دستو نسوزانده ا/ت:نه من چرا نباید خوب باشم تا وقتی تورو دارم وبعد هردومیزنید زیر خنده😐😐😐🤣🤣
جیمین : یادم نیست که تو قبلا لباس سوزانده باشی بعد میبینه تقسیر تو نیست مشکل از اتو بود 🍒🍒🍒
تهیونگ:هیچ اهمیتی نمی و میره پای گوشی (لباس یوناتان بود) یوناتان میاد پاچتو میگیره بعد تو تهیوگ صدا میزنی ا/ت: ته ته ته ته تهیونگ بیا کمک اخ یوناتان ول کن جان ته ته تهیونگ بیا کمک تهینگ:داره ازت فیلم میگیره میخنده های های😐😐
کوک:حالاکه لباسو سوزوندی باید برام لباس با عکس شیر موز بخری و سه لیتر شیر موز🍌🍌🍌🍌ا/ت:😐😐😐😐😐😐😐😐
ممنون عالی بود عزیزم💜
حالا لباس که جا خود داره کوکی جان من چجوری سه لیر شیرموز برات بیارم😱😅😅
تهیونگ😐❤
فقققققطططط کوووککککک🤣🤣🤣🤣🤣🤣
فالویی بفالو وگرنه انفالو ❤️🔥
عالی بید