سلام این یه داستان از خودم که از خواننده ها هست امیدوارم خوشتون بیاد
خواننده ها باهم در پارک نشستن...بیلی : بچه ها حوصلم سر رفت بیا یه کاری کنیم. جاستین:چه کار؟ آریانا:بریم پیاده روی جاستین:وای نه من خیلی خستم سلنا: وای تو چقدر تنبلی جاستین : تو خودت دیر تر از همه رسیدی
شان : خب تو که تنبل نیستی بیا تا اون ماشین آبیه مسابقه بزاریم جاستین: باشه آریانا:من داور میشم خب آماده..1،2،3 ..برووو
آریانا: خب برنده جاستییین. جاستین:دیدی من تنبل نیستم شان : آریانا مثل اینکه قرار شد تا این ماشین آبیه مسابقه بدیم جاستین تا اون ماشین سفیده رفته حواست کجاست؟آریانا: راست میگی حواسم نبود پس تو برنده ای شان : حالا دیدی تنبل کیه؟!
بیلی : جاستین یه مسابقه هم با سلنا بده سلنا : فکر بدی نیست جاستین: خیلی خب باشه
آریانا: آفرین جاستین ایندفعه دیگه تو بردی. بیلی : بچه ها نظرتون چیه یه مسابقه دسته جمعی بدیم؟جاستین : وای نه تروخدا من خیلی خستم تیلور : خب تو نیا آریانا:فکر بدی نیست شان : منم موافقم بیلی : غیر جاستین کس دیگه هم میخواد نیاد؟تیلور : نه همه میان بیلی : خیلی خب پس جاستین تو داور شو جاستین : خیلی خب تا سه گفتم شروع کنید ۱،۲،۳ بدوید..
جاستین بیبر همینجوری که ادای گزارشگران را در میارید میگوید: خب به نام خدا با مسابقات دو میدانی همراه من هستید فعلا بیلی نفر اول هست و پشت سرش تیلور پا به پای او میدود
حالا تیلور جلو زد اوه نه نگاه کنید شان داره جلو میزند نگاه کنید آریانا چقدر بد زمین خرد
و پایاان برنده این سری مسابقات کسی نیست جز ...بیلی آیلیش خب بیلی چی داری بگی؟بیلی : جاستین مسخره بازی در نیار جاستین: بگو یه چیزی حالا بیلی : بله ...من تشکر میکنم از گزارشگر خوب جاستین بیبر جاستین: ممنون خانم آیلیش
تیلور:وای امروز خیلی خوب بود من دیگه دارم میرم بای سلنا: خداحافظ
اینم از این داستان..این داستان چطور بود؟
خیلی مسخره بود بلد نیستی داستان بنویسی ننویس لطفا
آیسلیم سولهیم رو دوست دارم تستت هم عالی بود