ادامه پارت قبل لایک و کامنت فراموش نشود
در رو که باز کردم دیدم وی ت اینجا چیکار میکنی خونه ی منو از کجا بلدی ؟؟ _از تویی رزومت برداشتم . چرا گوشیت رو جواب نمیدی _ ........ بی جواب موندم الان چی بهش بگم، بگم از دستت ناراحت بودم حمام بودم چی بگم .؟ محو افکارم بودم هولم داد طرف دیوار دستاشو گذاشت کنارهام و لب هامو م.ک.ی.د از زبان وی اول ت شوک بود ولی بعد همراهیم کرد گذاشتمش رو تخت و ........(اجازه میدم منحرف شوید)
روم خیمه زد و لباسامو در اورد و خودشم ل.خ.ت شد اروم توش فرو کرد و شروع کرد ت.ل.م.ب.ه. زدن همینطوری ادامه داد منم اه های خفه ای میکشیدم _ ادامه بده بیبی گرل هر چی ادامه میداد اه های منم بلند تر میشد من رو کمرش خنج مینداختم و اون وحشی تر میشد
صبح روز بعد : خواب بودیم ک صدای زنگ خونه اومد لباسامو پوشیدم و پتو رو انداختم رو وی رفتم دم در از توی دوربین نگاه کردم کوکی بودد😱😱 الان چ غلطی بخورم وی رو بیدار کردم و بهش گفتم پاشو بیا لباساتم بیار ..
توی کمد قایمش کردم و رفتم در باز کردم گفتم بفرمایید کاری داشتید کوکی: سلام صبح بخیر وی اینجاست _ امممم ن..نه چطور ؟ _ همینطوری گفتم شاید اکمده اینجا _ ن.ن..نه اینجا ن چرا باید بیاد اینجا ؟؟ هوم _نمیدونم پس من دیگه میرم فعلا هوففففف . فک کنم فهمید حالا چ خاکی ت سرم کنم اگه بره اعضا بگه چی بدبخت میشم 😱😫
داشتم میرفتم سمت اشپزخونه صدای ...... ... . . . . . . . . . . . .. .... .. . . .. . ... . . . ... . . . . . . . . . . 😁😁😁😁😁😁😁😁😁😁برو پاین . . . .. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
منتظر باشید لایک و کامنت بزارید انگشتام درد گرفت از بس تایپ کردم 🥺🥺😘
میشه هروقت حوصلت گرفت این داستانو ادامه بدی ؟🙏♥️
میشه هروقت حوصلت گرفت این داستانو ادامه بدی ؟🙏♥️
لطفا ادامش بده❤️
چشم ولی من دوسال فعالیت نداشتم شرمنده
عیبی نداره .🙃